مرا برگردان به روزهای کودکی
به روزهایی که با کفش های تق تقی ( فلزی) در ایوان خانه مادر بزرگ با بارش تند ابر پایه آواز،
بارون میاد جَر جَر
روی پشت بوم هاجر
هاجر عروسی داره
تاج خروسی داره
مرا برگردان به روزهای کودکی به روزهایی که با دمپایی جیک جیکی ام سکوت کوچه را شکسته و لبخند بر لب هر رهگذری نشانده بودم
مرا برگردان به روزهای کودکی به روزهایی که با تاب چوبی بسته شده بر شاخه درخت چنار آنقدر به بالا پرت میشدم که مرد همسایه برایم دست تکان میداد،
گاهی هم رهگذری در کوچه برایم سوت میزد و میگفت بالا تر بالاتر و من از ته دل میخندیدم
نمیدانم چرا هیچ کدام از آرزوهایم را خدا برآورده نکرد جز بزرگ شدنم را....
#طاهره_باقری_اردکانی
📚#خاطرات_کودکی
🆔 @Sayehsokhan
Post #39268
775
- ❤ 11
- 👍 10
- 👏 3