کلمات مِلکِ کسی نیستند. هیچکس نمیتواند ادعا کند واژههایی مثل خدایان، اسطوره، جادو، بودا، راز یا حتی زمان، به او تعلق دارند. اما نوع و زاویهی مواجهه با کلمات و توانایی ساختن جهانی معنادار و تازه از آنها، میتواند امضای یک شاعر باشد.
استفاده از عناصری چون خدایان، اساطیر، جادو، بودا، راز و بازی با زمان، و تلفیق آنها با عشق، هستی و فلسفه، در شکل، شیوه و روایتی خاص، بخش مهمی از جهان شعری «مکاشفات یوحنا»ست؛ غزلهایی که برخی از آنها را از دو سه سال پیش منتشر کردهام.
نمیدانم باید این اتفاق را خوشبختانه بدانم یا متأسفانه؛ اما نزدیک به هفتهشت نفر از دوستان شاعر به این فضا و بازآفرینی همین عناصر، به شیوهای نزدیک به جهان شعری من، گرایش پیدا کردهاند. گاهوبیگاه که آثارشان را میبینم، تأثیر موتیفها و فضاهای شعرم را در آنها تشخیص میدهم؛ برخی خوب و برخی ناشیانه.
طبیعی است که نمیتوان جلوی تأثیرگذاری را گرفت و شاید اساساً نباید هم گرفت. شاعران از یکدیگر تأثیر میپذیرند. اما به گمان من، وظیفهی شاعر مستقل این است که در نهایت جهان خودش را بسازد، نه اینکه در جهان دیگری سکونت کند.
تلختر آنجاست که گاهی شعری را فقط در جمعی محدود خواندهام و بعد، خیلی زود، همان ایده یا فضای مشخص را در شعر یکی از اعضای همان جمع دیدهام.
مثلاً در غزلی، نگاه زیباییشناختی به عطسهی معشوق را چنین آورده بودم:
«چه شهر روح نداری مگر به عطسهی تو
بدل شوند به تابوت تانکهای کریه»
بعد دیدم شاعری دیگر، تقریباً بلافاصله، عطسه را با همان وجه زیباییشناختی وارد غزل کرده است. این دیگر تأثیرپذیری خلاق نیست؛ بیشتر به تقلیدی بیواسطه و کور شباهت دارد.
یا جایی نوشته بودم: «جنونِ لِیلِیِ لیلا»؛ و با خطوربطی شاعرانه، «لیلی» را کنار «لیلا» نشانده بودم. چند روز بعد، دقیقاً همین ترکیب در شعر شاعری دیگر ظاهر شد.
از این نمونهها کم نیست.
کاری هم نمیشود کرد. آدمها از یکدیگر متأثر میشوند و این بخشی از زندگی هنری است. اما شاعر، اگر برای استقلال و شأن هنری خودش احترام قائل است، باید دیر یا زود از مرحلهی وام گرفتن عبور کند و جهان خاص خودش را بسازد.
هر بار از ایدهی دیگری وام گرفتن، کسی را هنرمند اصیل نمیکند. اصالت از تکرار عناصر دیگران نمیآید؛ از کشف نسبت شخصی خود با جهان میآید.
#سعید_مبشر
#یادداشت
@saeid_mobasher_71
Post #1855
1.53K