TGViewer
سعید مبشر سعید مبشر @saeid_mobasher_71 · 1.61K subscribers
Post #1923 1.01K
مثنویِ تنهایی



فضای کوچک آزادی من است اتاق
که آشنا به غم و شادی من است اتاق

دوباره شب شده و چاره‌ام شکیبایی است
که کارِ عمده‌ی من بعدِ کار، تنهایی است

به تخت می‌اندازم نقاب‌‌هایم را
نگاه می‌کنم از نو کتاب‌هایم را

به زور تاب می‌آرم صدای همهمه را
بدون فاصله دشنام می‌دهم همه را

سلوک من همه از خویشتن جدا شدن است
میان صندلی و تخت جا‌به‌جا شدن است

به فکر هیچ‌کسی در جهان نمی‌افتم
که چای نیستم و از دهان نمی‌افتم

که چای گفتم و کتری دوباره قل‌قل کرد
مگر به چای جهان را کمی تحمل کرد

که چاه خالی‌ام از خویش و پر نخواهم شد
به چای راضی‌ام و قهوه‌خور نخواهم شد

کتاب شروه و شیدایی‌ام به تنهایی
هزارویک شبِ تنهایی‌ام به تنهایی

دو ساعت است که خیره به چشمِ آینه‌ام
خودم مریضم و خود دکتر معاینه‌ام

صدای هندزفری تاپ‌تاپِ قلب من است
خطوط صاف پتوها چکاپِ قلب من است

رگم بریده و از لب نفس نمی‌آید
پیام روشنی از هیچ‌کس نمی‌آید

رگم بریده و خون روی فرش می‌ریزد
فرشته خاطره‌ام را به عرش می‌ریزد

درون آینه مردی صدام زد که بمیر
برای مرگ جوانم برای عشق تو پیر

ولی نه، هیچ "تو"یی نیست در شبانه‌ی من
که سوز باد می‌آید فقط به خانه‌ی من

نه عاشق احدی هستم و نه عشقِ کسی
نه اشتیاقی و میلی، نه رغبت و هوسی

به گوش خسته‌ی قفل از دریچه می‌خوانم
به تخت می‌روم و باز نیچه می‌خوانم

سکوت می‌وزد از هر طرف، صدا مُرده‌است
تو کیستی که در این تیرگی خدا مُرده‌است

بدل به سایه شدم از شهودِ تنهایی
کتاب را می‌بندم به سودِ تنهایی

فرار می‌کنم از تخت و می‌روم به تراس
اَجنّه با من تنها گرفته‌اند تماس

فقط شب است و شب است و شب است و تاریکی
درون آینه جز من تب است و تاریکی

کلید را بزنید ای فرشته‌های سیاه
اتاق تار مرا متصل کنید به ماه

تو را به یاد نمی‌آورم ولی هستی
که روی پوست‌ من زخم اوّلی هستی

تو در تمامی زن‌ها حضور داشته‌ای
تویی که دست مرا در حنا گذاشته‌ای

تویی که ریخته‌ای آب‌جوش بر دل من
تویی که پو‌لِ کَلان داده‌ای به قاتل من

خودت نمی‌کُشی و می‌کُشد مرا غم تو
شکنجه می‌شوم از دوریِ مصمم تو

غرور و قلب مرا چون تو هیچ‌کس نشکست
و زنگ می‌زنم و خطّ تو عوض شده است




#سعید_مبشر




@saeid_mobasher_71
More from @saeid_mobasher_71
  1. Sep 28, 2026بخش اول _ ۱ به جز خیالِ سبک پیش من نمی‌ماند که مومنم به خدایی که رقص می‌داند سبک شوید و پر…
  2. Sep 27, 2026دیباچه چکامه‌ای همه‌ از خونِ دل مُرکّب آن سواره‌ای که گوزنی رمیده مَرکب آن مخاطبم همگانند…
  3. Sep 27, 2026مثنوی "نابهنگام" را به ترتیب در چند روز منتشر می‌کنم. این شعر هرچند ارجاعاتی به کتاب چنین‌…
  4. Sep 23, 2026غزل تازه بخوان که قونیه را در طرب بیندازی قبیله را همه در تاب و تب بیندازی سه‌تار را بنواز…
  5. Sep 19, 2026#غزل_جدید ای زن که چین دامن غمگینت رویای بیست‌ساله‌شدن دارد با خاک نرم قبر مرا پر کن قلبم…
  6. Sep 16, 2026"رودابه‌ای گریخته از پستو جنگاوری گره زده بر ابرو پیغمبری که معجزه‌اش گیسو" در چشم‌های رهگ…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →