🔴 الف با: آب؛ میناب...
🔸من قبل از یاد گرفتن الفبا، جغرافی یاد گرفتم. یک کتاب زرد اطلس گیتاشناسی گوشه خانهمان افتاده بود و هر روز دستش میگرفتم و تک به تک میپرسیدم این پرچم کجاست؟ این کدام قاره است و آن کشور چقدر جمعیت دارد؟ خیلی زود بیشترشان را یاد گرفتم و حالا که نقشه و پرچم و جمعیت بیشتر جهان را بلدم باید بگویم که به ندرت بعد از یاد گرفتن الف و ب و پ، چیز جدیدی در جغرافیا یاد گرفتهام... جغرافیا قدمتش برای من بیشتر از الفباست. آنقدر که سین برایم مثل سودان بود شین مثل شیلی.
🔹یک فلافلی حلالخور هم سه چهار پنج کوچه بالاترمان است که پرتی یک دیوارش را نقشه ایران گذاشته، بیدلیل و منطق و حتی زببایی... چندماه پیش بین گاز چهارم یا پنجم فلافل بودم که صورتم را کمی بالا آوردم، چشمم قفل شد روی نقشه و ناخودآگاهی در ذهنم به چشمم دستور داد میناب را پیدا کنم و چشم به سرعت اجابت امر کرد و تمام... این اولین تجربه نفرتم از جغرافیا بود! یک هفته بعدش که عاشورا شد و حسین فخری جای رسم قدیمیاش مسجد خرمشهر نرفت تا برود به دبستان میناب، به دوستم گفتم کاش هیچوقت این شهر آنقدر معروف نمیشد و کاش هرگز اینقدر مسلط نمیشدیم به اینکه میناب کجای نقشه است و چقدر جمعیت دارد و حتی نام یکی از دبستانهایش چیست!
🔸فردا سال یکِ تحصیلی است به تقویم هجری کودکان میناب! سال اول در مدرسه نبودنشان... قریب یک میلیوننفر برای اولینبار به مدرسه میروند و یک میلیون الف و یک میلیون ب و ۳۰میلیون حروف دیگر منتظرشان است. دو درس اول را که تمام کنند و الف و با را یاد بگیرند آب را یاد گرفتهاند و با همین آب میتوانند با میناب قافیه بسازند... از سال دوم هجری میناب، دیگر هر شعری که کودکان بسرایندش با الف و بای جامانده در آن مدرسه است. تکثیر میشوند لای تمام حروف. با بعضیشان غزل و با بعضِ دیگر حماسه میسرایند؛ کاش که با هیچکدامشان اعلامیه ترحیمی نگاشته نشود.
🔹حالا ۶ماه را پر کرده که زیادتر از قبل به الفبا فکر میکنم. قسمت بود در بزرگسالی بیخیال جغرافیا شوم و مشتاق الفبا... از ما چه حروفی به یادگار خواهند ماند که از تخته سیاه دبستان میناب برداشته باشیم؟ چه کلمهای خواهیم ساخت از میم و کاف و نونِ منهدمشده ماکان که شمایلی از آرزوهای بزرگسالیاش باشد: شور اولین نگاهش باشد به چهره دختری از همسایه که آن شب خواب را تا صبح از چشم پسر بگیرد... میناب ابدیت دارد در جزیره سوگواری ما. پس به نام حزنش که علیالدوام است به رخسار خونگرفته نقشه ایران:
🔺فردا که ۱/۱/۱ در تقویم هجری میناب است تکلیف ما برای نوشتن از ایران آغاز میشود. مشق اول برای من نوشتن از #حق_ایران است. اولین حق این سرزمین آن است که دیگرانش نتوانند کودکانش را به نام هیچ مکتبی و در توجیه هیچ سلطهای بکشند و خود زنده بمانند. این قرارداد اجتماعی ما برای ایرانی شدن(و نه بودن) است... سالها نشستن پای کلاسهای اشتباهی ما را به آنجا رساند که برای کدخدای جهانش به حکم کدخدایی چنین حقی را بپذیریم و از فردا این ماییم که باید این کلاسهای اشتباهی را به درستی هرچه تمامتر به هم بزنیم. میناب مبدا است برای ایرانی شدن؛ الف با مثل آب، میناب...
@sadeqfaramarzi
Post #1453
443