یک کفّاش خیابانی سر کوچه مان بساط میکند که چند روزی یکبار برای واکس زدن به او سر میزنم. امروز یک دقیقه پس از رسیدنِ من یک نفر دیگر هم آمد. وسط سلام و خسته نباشیدِ من و کفاش محل که داشت برای یک کیف زنانه زیپ میدوخت، کفشها را در آورد و گفت سریع اینها را واکس بزن، یک لحظه مزمزه کردم که به او بگویم من هم عجله دارم ولی پشیمان شدم... کفّاش بلافاصله کیف را گذاشت کنار و کفشهای او را واکس زد. وقتی کار تمام شد، مشتری پرسید چقدر بکشم، کفاش گفت مثل همیشه، طرف ۳۵ هزار تومان کشید و کفشها را پوشید و رفت. کفشهای من را با طمأنینه و دقت بیشتری واکس زد، با وسواس فرچه کشید و براق کرد، وقتی کار تمام شد کارت را دادم به او، پنجاه هزار تومان کشید و گفت ببخشید دیگر همه چیز گران شده! گفتم اشکالی ندارد مگر من چیزی گفتم؟ گفت مشتری قبلی را کمتر حساب کردم چون میدانم برای ۱۵ تومان بیشتر از پارسال باید کلی به او توضیح بدهم. تشکر کردم که بروم، گفت میدانی بعضی آدمها هستند که حاضری یک چیزی هم دستی بدهی ولی طرف سمتت نیاید، ولی نمیشود...
#رسول_اسدزاده
Post #1733
1.93K
- 👍 113
- ❤ 49
- 👌 15
- 🤔 6
- 🤬 2
- 👎 1