دلبر نامهربان
کشیدی به نامهربانی سر از من
که گفتی به چنگ آوری بهتر از من
نخستین سویِ خویش خواندی دلم را
شکستی پس آنگاه بال و پر از من
مرا چون پشیمان کنی زآنچه کردم
شوی روزگاری پشیمانتر از من
بمان، زنده مان تا برِ خود ببینی
چو من خود تو هم کیفرِ خود ببینی
گمان کرده بودم که یارِ منی تو
نگارِ من و گلعِذارِ منی تو
به پیریّ و بیماری و دردمندی
شباهنگِ شبزندهدارِ منی تو
تو را گلبنِ دلبرِ خویش خواندم
ندانسته بودم که خارِ منی تو
ازآن ترسم ای گل که با کس نمانی
نماندی ازین پیش و زین پس نمانی
دکتر مهدی حمیدی شیرازی
https://t.me/roshananemehr
Post #978
129