درباره ی جدایی کامل فلسفه از ریاضی می گوید: تقصیر فیلسوفان است و ریاضیدانان به دلیل مشغله ی فکری به مسائلی بسیار دشوار در این باره تقصیری ندارند. جدا از آن بسیاری از آن ها شخصیت هایی غریب دارند که مثال پرلمان و گالوا و گروتندیک را می آورد.
از نگاه او یک نوع نیکبختی حقیقی در فهم ریاضیات را می توان تجربه کرد. او به زیبایی مثالی از اثبات قضیه کانتور می آورد که با فرض اینکه تعداد زیر مجموعه ها با اعضا برابر باشد به تناقض می رسد.
همچنین فیلسوفان نو را به دلیل جهالت بسیار زیادشان از موضوعات ریاضی سرزنش می کند. می گوید:
شان فلسفه به سبب سیمای کم مایه و ارتجاعی فیلسوف جدید، بی اندازه خوار و کم مایه شده است. باید گفت که سوپر استارهای فلسفی رسانه ای با آن همه سخنرانی های جور واجور و رنگارنگ و با توجه به اندک دانشی که درباره ی موضوعات دهان پر کن دارند ابلهانی بیش نیستند. این ها در ریاضیات شاید دانش آموزان دبیرستانی خیلی معمولی هم حساب نشوند. از قضا همین نکته فضیلت ریاضیات است: هرگز نمی توان چنین موجودات متقلبی در ریاضیات یافت.
Post #220
1.76K
- ❤ 5
- 👍 3