Post #492
334
استدلال کردن (Reasoning):
انسانها از قابلیت بیان واقعیات و بررسی صحت آنها برخوردارند. آنها میتوانند اعتقاداتشان را توجیه کنند و تغییر دهند و به طور کلی امور را درک کنند. ما این کار را با عقل (Reason) انجام میدهیم و فرایند انجامش نیز استدلال کردن (Reasoning نام دارد تقریباً همه ی انسانهای سالم از قابلیت استدلال کردن برخوردارند، ولی تعداد بسیار بسیار کمی از انسانها این کار را به خوبی انجام میدهند ضعف ما انسانها در استدلال کردن دلایل زیادی دارد که در این کتاب بسیاری از این دلایل را خواهیم کاوید.
استدلال ها (Arguments):
واژه ی «استدلال» در ذهن بیشتر مردم تداعی گر استدلال مبتنی بر مباحثه بین دو یا چند نفر آدم است؛ بحثی با چاشنی اعصاب خوردی رفتار تدافعی و فزونی احساسات منفی چیزی که توصیف شد تنها نوعی از استدلال و مباحثه است ولی نه آن نوعی که قصد داریم در این کتاب به آن بپردازیم به طور کلی تعریف استدلالی که ما
در نظر داریم این است تلاشی برای متقاعد کردن یک نفر راجع به چیزی از راه ارائه ی دلایل که منجر به پذیرش نتیجه ای معین است. ما هر روز استدلال می کنیم و استدلال میشنویم ولی اغلب متوجه نیستیم چیزی که میگوییم و میشنویم استدلال است اشخاص دور و برمان دائماً در تلاش اند تا ما را متقاعد کنند و کاری کنند که به نتایجی خاص برسیم ولی نسبت به این فرایند آگاه نیستیم.
گاهی متقاعدسازی بسیار زیر پوستی انجام میشود گاهی دلایل به طور تلویحی بیان میشوند و گاه نیز نتیجه مفروض پنداشته میشود اگر این کتاب قرار است فایده ای داشته باشد باید هنگامی که استدلال ها را میشنویم یا استدلال می ورزیم قادر باشیم که آنها را بازشناسیم و تشخیص دهیم.
یک استدلال از مقدمات (premises) و یک نتیجه (conclusion) تشکیل شده است. نام های دیگر مقدمات دلایل (reasons) شواهد پشتیبان (supporting evidence) یا مدعیات (claims) هستند. گاهی اوقات مثالهای ذکر شده ی ما فقط گزاره ها (propositions) یا تصدیقات (assertions) هستند؛ یعنی حکمی که باید آن را پذیرفت.
من به ترتیب از لفظ استدلال کننده (arguer) و طرف بحث (opponent) یا مخاطب (audience) برای اشاره به کسی که استدلال میکند و شخص یا اشخاصی که استدلال او را میشنود استفاده میکنم. به یاد داشته باشید که استدلال کننده ممکن است هر کسی باشد نامزد انتخاباتی، مبلغ مذهبی همسر آدم، پسر هفده ساله ای که پشت یکی از پیشخوانهای وال مارت نشسته است و خلاصه هر کسی که از قدرت مکالمه ی منطقی برخوردار است. طرف بحث یا مخاطب نیز ممکن است افسر پلیس رفیق صمیمیتان همسرتان یا هر کسی باشد که قادر به مکالمه ی منطقی است.
استنتاج (deduction) گونهای استدلال ورزیدن است که در آن نتیجه به طور ضروری از مقدمات منتج میشود. این مثال کلاسیک در درک این مفهوم کمک خواهد کرد:
مقدمهی ۱: همهی انسانها فانی هستند.
مقدمهی ۲: سقراط انسان است.
نتیجه: سقراط فانی است.
اگر مقدمات صحیح باشند، نتیجه نیز باید صحیح باشد. فقط در این صورت است که با استدلال استنتاجی روبرو هستیم. به استدلال استنتاجی استدلال صوری نیز میگویند.
📚 مغالطه به زبان آدمیزاد
✍️ نوشته: بو بنت
📝 صفحه 18 و 19
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
انسانها از قابلیت بیان واقعیات و بررسی صحت آنها برخوردارند. آنها میتوانند اعتقاداتشان را توجیه کنند و تغییر دهند و به طور کلی امور را درک کنند. ما این کار را با عقل (Reason) انجام میدهیم و فرایند انجامش نیز استدلال کردن (Reasoning نام دارد تقریباً همه ی انسانهای سالم از قابلیت استدلال کردن برخوردارند، ولی تعداد بسیار بسیار کمی از انسانها این کار را به خوبی انجام میدهند ضعف ما انسانها در استدلال کردن دلایل زیادی دارد که در این کتاب بسیاری از این دلایل را خواهیم کاوید.
استدلال ها (Arguments):
واژه ی «استدلال» در ذهن بیشتر مردم تداعی گر استدلال مبتنی بر مباحثه بین دو یا چند نفر آدم است؛ بحثی با چاشنی اعصاب خوردی رفتار تدافعی و فزونی احساسات منفی چیزی که توصیف شد تنها نوعی از استدلال و مباحثه است ولی نه آن نوعی که قصد داریم در این کتاب به آن بپردازیم به طور کلی تعریف استدلالی که ما
در نظر داریم این است تلاشی برای متقاعد کردن یک نفر راجع به چیزی از راه ارائه ی دلایل که منجر به پذیرش نتیجه ای معین است. ما هر روز استدلال می کنیم و استدلال میشنویم ولی اغلب متوجه نیستیم چیزی که میگوییم و میشنویم استدلال است اشخاص دور و برمان دائماً در تلاش اند تا ما را متقاعد کنند و کاری کنند که به نتایجی خاص برسیم ولی نسبت به این فرایند آگاه نیستیم.
گاهی متقاعدسازی بسیار زیر پوستی انجام میشود گاهی دلایل به طور تلویحی بیان میشوند و گاه نیز نتیجه مفروض پنداشته میشود اگر این کتاب قرار است فایده ای داشته باشد باید هنگامی که استدلال ها را میشنویم یا استدلال می ورزیم قادر باشیم که آنها را بازشناسیم و تشخیص دهیم.
یک استدلال از مقدمات (premises) و یک نتیجه (conclusion) تشکیل شده است. نام های دیگر مقدمات دلایل (reasons) شواهد پشتیبان (supporting evidence) یا مدعیات (claims) هستند. گاهی اوقات مثالهای ذکر شده ی ما فقط گزاره ها (propositions) یا تصدیقات (assertions) هستند؛ یعنی حکمی که باید آن را پذیرفت.
من به ترتیب از لفظ استدلال کننده (arguer) و طرف بحث (opponent) یا مخاطب (audience) برای اشاره به کسی که استدلال میکند و شخص یا اشخاصی که استدلال او را میشنود استفاده میکنم. به یاد داشته باشید که استدلال کننده ممکن است هر کسی باشد نامزد انتخاباتی، مبلغ مذهبی همسر آدم، پسر هفده ساله ای که پشت یکی از پیشخوانهای وال مارت نشسته است و خلاصه هر کسی که از قدرت مکالمه ی منطقی برخوردار است. طرف بحث یا مخاطب نیز ممکن است افسر پلیس رفیق صمیمیتان همسرتان یا هر کسی باشد که قادر به مکالمه ی منطقی است.
استنتاج (deduction) گونهای استدلال ورزیدن است که در آن نتیجه به طور ضروری از مقدمات منتج میشود. این مثال کلاسیک در درک این مفهوم کمک خواهد کرد:
مقدمهی ۱: همهی انسانها فانی هستند.
مقدمهی ۲: سقراط انسان است.
نتیجه: سقراط فانی است.
اگر مقدمات صحیح باشند، نتیجه نیز باید صحیح باشد. فقط در این صورت است که با استدلال استنتاجی روبرو هستیم. به استدلال استنتاجی استدلال صوری نیز میگویند.
📚 مغالطه به زبان آدمیزاد
✍️ نوشته: بو بنت
📝 صفحه 18 و 19
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
- ❤ 4
