🅾️ احساس نقادانه
Critical Feeling
✍ نویسنده: رولف رِبِر¹
♻️ ترجمه: محمدرضا سلیمی
❓چگونه میتوانید از احساسات خود برای بهتر کردن زندگیتان استفاده کنید؟
چگونه معلمان میتوانند در دانشآموزان شور و اشتیاق ایجاد کنند؟ برای نواختن یک ساز یا ساختن یک کاردستی چه چیزی لازم است؟ چطور میتوانیم از ترس یا خشم بیدلیل رها شویم؟ چگونه میتوان با یک بیماری مزمن کنار آمد؟ چه چیزی عشق را زنده نگه میدارد؟
تمام این سوالها به «احساس نقادانه» مرتبطاند. بهطور دقیقتر، این سوالها میپرسند چگونه میتوانیم احساسات مطلوب را ایجاد و حفظ کنیم، احساسات نامطلوب را تغییر دهیم یا از احساسات برای کسب آگاهی و رسیدن به نتایج بهتر استفاده کنیم.
«احساس نقادانه» یعنی استفادهی راهبردی از احساسات برای بهبود زندگی و روابط. این مفهوم از مفهوم شناختهشدهی «تفکر نقادانه» گرفته شده است؛ تفکر نقادانه یعنی استفاده از ظرفیتهای استدلال برای رسیدن به بهترین نتایج ممکن.
❓چرا تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؟
اول اینکه احساسات همهجا حضور دارند. پژوهشها نشان میدهند که هر عمل دیدن، شنیدن یا اندیشیدن با نوعی احساس همراه است. احساس نکردن امکانپذیر نیست. بنابراین، بهجای سرکوب احساسات ــ همانطور که برخی از طرفداران تفکر نقادانه پیشنهاد میکنند ــ باید احساسات را جدی بگیریم و بکوشیم آنها را در فرایند بهبود زندگی خود دخالت دهیم.
دوم اینکه احساسات اغلب بجا و درست هستند. البته، احساسات نابجا هم وجود دارند، مانند خشم بیدلیل یا ترس غیرمنطقی. با این حال، احساسات اطلاعاتی را دربارهی آنچه برایمان مهم است به ما میدهند. سرکوب احساسات پیامدهایی در پی دارد: استرس را افزایش و منابع شناختیمان را کاهش میدهد. احساسات سرکوبشده دیر یا زود دوباره باز میگردند. این پیامدها نشان میدهند که برای مدیریت احساسات به روشهای پیچیدهتر و هوشمندانهتری نیاز داریم.
سوم اینکه هرچند تفکر نقادانه در جستوجوی حقیقت قوی عمل میکند، وقتی پای ارزشهای زیباییشناختی یا اخلاقی به میان میآید ناتوان میشود. برای آفرینش و درک زیبایی به سلیقهای لطیف و پرورده نیاز داریم، و برای عمل درست در موقعیتهای مختلف به قطبنمای اخلاقی نیازمندیم که بتواند به طور طبیعی ما را به واکنش درست هدایت کند. ازآنجاکه اجرای چنین ارزشهایی با احساس درآمیخته است، تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؛ ما به احساس نقادانه نیز نیاز داریم.
ایدهی «احساس نقادانه» ریشه در اندیشههای کهن چین دارد. کنفوسیوس بر این باور بود که باید هدایت انسان را از سرشت طبیعی او آغاز کنیم. به همین ترتیب، ما نیز باید احساسات خود را بشناسیم و بررسی کنیم که آیا با موقعیت هماهنگ و مرتبطاند یا نه. سپس، آنها را در مسیر درست پرورش دهیم.
البته، انسانها همیشه از احساسات خود برای بهبود زندگیشان استفاده کردهاند، اما کنفوسیوس از نخستین اندیشمندانی بود که این شیوه را بهصورت مکتوب بیان کرد. آنچه تاکنون کمبودش احساس میشد روشهاییست که پشتوانهی علمی و شواهد تجربی داشته باشند.
هرچند میان «احساس نقادانه» و برخی رویکردهای موجود در روانشناسی شباهتهایی وجود دارد، احساس نقادانه مفهومی تازه و فراتر از آنهاست. «احساس نقادانه» با «هوش هیجانی» همسان نیست. هوش هیجانی یعنی توانایی دور زدن احساسات نامطلوب و درک احساسات دیگران. درحالیکه هوش هیجانی بر ویژگیهای پایدار شخصیت تمرکز دارد، احساس نقادانه بر انجام کار درست در موقعیت خاص تأکید میکند.
بهعلاوه، هوش هیجانی فقط به «هیجانها» محدود میشود؛ اما احساس نقادانه علاوه بر هیجانها، «حالتهای خلقی»، «سلیقهها»، «وضعیت بدنی» و حتی «احساسات فراشناختی» را نیز دربرمیگیرد ــ احساساتی مانند حس درستی یا آشنایی. به همین دلیل، احساس نقادانه گسترهای بسیار وسیعتر از هوش هیجانی دارد. احساس نقادانه توضیح میدهد که چگونه مهارتها را بیاموزیم، سلیقهمان را سامان دهیم یا چگونه جذابیت آیینها و مراسم مذهبی را افزایش دهیم.
در نهایت، هوش هیجانی توجه چندانی به ارزشها ندارد، اما احساس نقادانه در بطن رفتارها، هنجارها و ارزشهای جامعه شکل میگیرد. خلاصه، هوش هیجانی چیزیست که «داریم»، اما احساس نقادانه چیزیست که «انجام میدهیم». به همین شکل، احساس نقادانه با مفاهیمی مانند «شایستگیهای هیجانی»، «روانشناسی مثبتگرا» یا «ذهنآگاهی» همپوشانی دارد، اما دقیقاً معادل هیچکدام از آنها نیست.
۱. رولف رِبِر نویسندهی کتاب Critical Feeling: How to Use Feeling Strategically و استاد روانشناختی در دانشگاه اسلو نروژ است.
📮 منبع:
What Is Critical Feeling? | Psychology Today https://share.google/quB6DEzgJdtR3SOKw
#تفکر_انتقادی #تفکر_نقادانه
⚛️ @ReverseMatrix
Post #486
1.62K