🅾️ مارکسیسم فرهنگی و افیون روشنفکران
✍️آنتونی مولر
▪️نام دیگر نئومارکسیسم، که محبوبیت روزافزونی در ایالات متحده یافته، مارکسیسم فرهنگی است. این تئوری میگوید که نیروی پیشران پشت سر انقلاب سوسیالیستی، پرولتاریا نیست، بلکه روشنفکران هستند. درحالیکه مارکسیسم تا حد زیادی از جنبش کارگری رخت بربسته است، نظریهی مارکسیستی امروز در نهادهای فرهنگی، در دنیای آکادمیک، و رسانههای جمعی نشوونما مییابد. این «مارکسیسم فرهنگی» به آنتونیو گرامشی و مکتب فرانکفورت برمیگردد. نظریهپردازان مارکسیست تشخیص دادند که پرولتاریا نقش تاریخی موردانتظار خود را بهعنوان «عامل انقلابی» ایفا نخواهد کرد. بنابراین، برای وقوع انقلاب، جنبش باید به رهبران فرهنگی وابسته باشد تا آنان فرهنگ و اخلاق موجودِ عمدتاً مسیحی را نابود کرده و تودههای گمراه را به سوی کمونیسم، بهعنوان کیش جدیدشان، هدایت کنند. هدف این جنبش استقرار حکومت جهانی است که در آن روشنفکران مارکسیست حرف آخر را میزنند. بدین مفهوم، مارکسیستهای فرهنگی ادامهدهندهی چیزی هستند که با انقلاب روسیه آغاز شد.
◾️لنین و شوروی
▪️جنایتپیشگان انقلابی تحت رهبری لنین پیروزیشان در روسیه را تنها نخستین مرحله از انقلاب جهانی قلمداد میکردند. انقلاب روسیه، نه روسی بود و نه کارگری (پرولتری). در سال ۱۹۱۷، کارگران صنعتی در روسیه تنها بخش کوچکی از نیروی کار را که عمدتاً از کشاورزان تشکیل شده بود، نمایندگی میکردند. انقلاب روسیه نتیجهی یک جنبش کارگری نبود، بلکه نتیجهی کار یک دسته انقلابی حرفهای بود. نگاهی دقیقتر به ترکیب حزب بلشویست و نخستین حکومتهای اتحاد جماهیر و دستگاه سرکوبگر آن نشان میدهد که سرشت اصلی انقلاب سوسیالیستی طرحی برای رهاندن مردم روسیه از یوغ حکومت تزاری نبود، بلکه طرحی برای به خدمت گرفتن آنان همچون تکیهگاهی برای انقلاب جهانی بود.
▪️تجربهی جنگ جهانی اول و پیامدهای آن نشان داد که مفهوم مارکسیستی «پرولتاریا» بهعنوان نیرویی انقلابی، یک توهم بود. در مثال شوروی، میتوان دید که سوسیالیسم نمیتواند بدون دیکتاتوری عمل کند. این ملاحظات موجب شد متفکران برجستهی مارکسیست به این نتیجه برسند که راهبرد متفاوتی برای استقرار سوسیالیسم موردنیاز است. نویسندگان کمونیست این بینش را که دیکتاتوری سوسیالیستی میبایست تغییر چهره دهد، گسترش دادند. پیش از آنکه سوسیالیسم بتواند پیروز شود، فرهنگ موجود میبایست تغییر کند. کنترل فرهنگ باید بر کنترل سیاسی مقدم باشد.
◾️کنترل فرهنگی پابهپای کنترل سیاسی پیش میرود
▪️کمک به نئومارکسیستها این واقعیت بود، که بسیاری از تلاشهای آنان در دستیابی به کنترل فرهنگ به موازات تجاوز دولت به آزادیهای فردی انجام گرفت. طی دهههای گذشته، همزمان با اینکه «نزاکت سیاسی» (political correctness) در حال رشد بود، حکومت آمریکا زرادخانهی عظیمی از ابزارهای سرکوب را به دست آورد. به نظر میرسد آمریکاییهای کمی میدانند که ایالات متحده همچنان تحت قانون اضطراری قرار دارد که از زمان جرج دبیلو. بوش در حال اجراست؛ قانونی که او با استفاده از اختیارات اجرایی برای اعلام وضعیت اضطراری ملّی در سال ۲۰۰۱ وضع کرد. در همان سال حادثهی ۱۱ سپتامبر راه را برای تحمیل لایحهی میهندوستی گشود. از آن زمان امتیاز ۹۵ آمریکا در «شاخص کل آزادی» خانهی آزادی (Freedom House) به امتیاز ۸۶ در سال ۲۰۱۸ سقوط کرده است.
◾️فساد اخلاقی
▪️راه حاکمیت مارکسیستهای فرهنگی، فساد اخلاقی مردم است. برای دستیافتن به این مقصود، رسانههای جمعی و آموزش عمومی نمیبایست روشنگر باشند، بلکه میبایست گمراهکننده و سردرگمکننده باشند. سازمانهای رسانهای و آموزشی در راستای قرار دادن یک بخش از جامعه در برابر بخش دیگر اقدام میکنند [درگیری گروهی]. درحالیکه هویت گروهی به جزئیات بیشتری دست مییابد، فهرست قربانیشدن و تاریخ ظلم نیز جزئیات بیشتری مییابد. تبدیل شدن به یک قربانی سرکوب شناختهشده، راه دستیابی به موقعیت اجتماعی و بهدستآوردن حق کمک ویژه، احترام و حمایت اجتماعی است.
▪️تقاضا برای عدالت اجتماعی موجب شکلگیری جریان بیپایانی از هزینههای ضروریتلقیشده میشود -هزینههایی همچون هزینه برای بهداشت، آموزش، سالمندی، هزینه برای کسانیکه «نیازمند»، «مظلوم» و «آزار-دیده» قلمداد میشوند، چه واقعی باشد چه فرضی. سیل مخارج پایانناپذیر در این حوزهها وضع مالی دولت را به فساد میکشاند و بحرانهای مالی میآفریند. این امر به نئومارکسیستها کمک میکند که «سرمایهداری» را متهم به همهی تباهیها و شرها کنند؛ درحالیکه، در حقیقت، این وضعیت اضطراری است که شکستهای سیستمی را تحریک میکند، و این مازاد بدهیهای عمومی است که موجب بحران مالی میشود.
#مارکسیسم_فرهنگی #چپ_نو
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Post #477
1.31K
- 👍 6