#فلسفه_تحلیلی
#فلسفه_علم
#ابر_پارادایم
یادداشت نیمه تفصیلی: چرا طبیعت گرایی روش شناختی؟!.
٢/۴
در این شرایط بود که شیفت پارادایم رخ داد و نسبیت عام اینشتین جایگزین مکانیک نیوتونی شد چراکه میتوانست حضیض عطارد را با دقت مقبولی توضیح دهد و بجای فرض سیاره ای دیگر که نیازمند کشفش باشیم، هندسه فضا-زمان بخاطر نزدیکی عطارد به خورشید را عامل معضل موجود میدانست.
بنابراین اولویت همواره حفظ پارادایم هست لکن اگر امکان پذیر نبود و در عین حال پارادایمی کمینه تر و بیشینه تر بود (یا صرفاً کمینه یا بیشینه تر در عین برابر بودن در قِسم دیگر) شیفت پارادایم رخ خواهد داد.
پس توجه داشته باشید که غالباً وقتی نظریه ای مؤفق در اختیار دانشمندان است، تا زمانی که بدیل بهتری مطرح نشده باشد، وجود مشاهدات ابطال کننده برای رها کردن آن نظریه کافی نخواهد بود (فلسفه علم، جیمز لیدیمن، ترجمه حسین کرمی، صفحه ١١٩). [در اینجا حضیض عطارد و مکانیک نیوتونی تا زمانیکه نسبیت عام اینشتین مدار عطارد را با دقت مقبولی پیش بینی نکرد]
اما شیفت پارادایم در چه چارچوبی باید رخ بدهد؟!؛ اینجاست که فلسفه علم مدرن میگوید که هر پارادایمی که بخواهد علمی تلقی شود باید در چارچوب طبیعت گرایی روش شناختی باشد، خارج از آن غیر علمی و اگر ادعای علمی بودن هم داشته باشد، شبه علمی «Pseudoscience» تلقی خواهد شد.
بر همین اساس بود که اگر اینشتین بجای هندسه فضا-زمان میگفت «قدرت جنی هایی کنترل کننده عطارد» یا «توانمندی فرشتگانی به دور خورشید» و یا حتی «شیوه دخالت خدا»، نسبیت وی بجای نسبیت عام، نسبیت ماوراء الطبیعه نامگذاری و غیر علمی تلقی و فاقد ارزش هرگونه بررسی علمی در نظر گرفته میشد.
شبیه به کاری که ما با فرضیاتی همچون مغز در خمره «Brain in a Vat» یا خود تنها انگاری متافیزیکی «Metaphysical Solipsism» میکنیم و بخاطر غیر قابل ابطال و اثبات بودن و همچنین عدم تصدیق شهودی آنها را نادیده میگیریم.
در اینجاست که ابطال پذیری «Falsifiability» خودش را بعنوان یکی از ستون های هر پارادایمی نشان میدهد.
آنچه از ابطال پذیری مد نظر ماست نه جزء به جزء ابطال پذیری مد نظر پوپر که هسته اصلی آن هست که هیچ تضادی با تز دوهم و کواین «Duhem–Quine thesis» و یا هیلاری پانتم «Hilary Putnam» ندارد و بعنوان یکی از دلایل قبول طبیعت گرایی روش شناختی پذیرفته شده است.
- Roger Ariew (2026), Pierre Duhem, Stanford Encyclopedia of Philosophy
- Willard Van Orman Quine (1951), Two Dogmas of Empiricism
- Hilary Whitehall Putnam (1974), The ‘Corroboration’ of Theories
هسته کلی ابطال پذیری میگوید نظریه ما می بایست قابلیت ابطال داشته باشد و این ابطال منحصر در تجربیات ماست.
در اینجا تز دوهم-کواین و نقد اول هیلاری پانتم این بود که صرف وجود مشاهده ای ناسازگار یا شکست در پیش بینی باعث نمیشود نظریه مد نظر ابطال شود چراکه یک نظریه، به تنهایی بنا نیست ملاک ما قرار بگیرد و نظریات دیگری هم در کنار آن همواره مطرح هستند.
دوهم متذکر شد یک فرضیه به تنهایی نمیتواند پیش بینی آزمون پذیر تولید کند و برای استخراج ان فرض های کمکی در زمینه محاسبات یا پیش فرض هایی را همواره داریم و کواین نیز متذکر شد تجربه باوری منفرد را بطور جداگانه رد یا تأیید نمیکند بلکه مجموعه ای از باورها را بطور کل درگیر میکند. (نقل به مضمون).
البته هیلاری پانتم در نقد دوم خودش پا را فراتر گذاشته و به اینکه حمایت قابل توجه شواهد از یک نظریه صرفا ابطال نشدن آنرا نمیرساند اشاره کرده بود که باز اینهم نقد کلیت ابطال پذیری نیست، یعنی هر نظریه علمی باید ابطال پذیر باشد وگرنه علمی نخواهد بود.
بر همین اساس است که میگوییم علم هم با اثبات و هم با ابطال سر و کار دارد (فلسفه علم، جیمز لیدیمن، ترجمه حسین کرمی، صفحه ١١٩) و اثبات در قالب استقراء در علم میتواند صورت بپذیرد.
مثلا، مکانیک نیوتونی یک نظریه بود، جرم اورانوس و دیگر سیارات کشف شده منظومه شمسی یک نظریه دیگر، محاسبات مربوط به مدار اورانوس هم یک نظریه بود.
صرف وجود خطا در انطباق مدار اورانوس بصورت تئوری با رصد عملی آن نباید باعث بشود بگوییم مکانیک نیوتونی غلط هست بلکه ممکن است نظریات دیگر غلط باشند.
بنابراین نقدهای وارده بر ابطال پذیری پوپر نه به معنای رد ابطال پذیری که فقط دال بر اصلاح آن بودند. فلذا ابطال پذیری معیار ما بایستی در بررسی نظریات علمی باشد.
و البته همانطور که خود پوپر هم متذکر میشود ابطال پذیری یک نظریه فلسفی یا منطقی درباره روش علمی است فلذا قابل ابطال نیست چون نظریه علمی نیست (فلسفه علم، جیمز لیدیمن، ترجمه حسین کرمی، صفحه ١١۴).
Post #2979
176
Science and Religion #فلسفه_تحلیلی #فلسفه_علم #ابر_پارادایم یادداشت نیمه تفصیلی: چرا طبیعت گرایی روش شناختی؟!. ١/۴ طبیعت گرایی روش شناختی «Methodological Naturalism» ابر پارادایم «Supra-Paradigm» علوم مدرن محسوب میشود و میخواهم در این یادداشت ببینم چرا جامعه علمی این انتصاب…
- ❤ 2