🔺نقدی تحلیلی بر آرای دکتر هادی صمدی؛ به قلم دکتر صالح طباطبایی (پژوهشگر و دانشآموختهٔ دکتری علوم شناختی از دانشگاه تربیت مدرس تهران)🔺
در پی طرح دیدگاههای دکتر هادی صمدی، نوشتار حاضر به منظور تبیین و سنجش علمیِ این آرا، به پیشگاه دکتر صالح طباطبایی، استاد و متخصص حوزهٔ علوم شناختی عرضه گردید. آنچه در ادامه میآید، ارزیابی انتقادی و موشکافانهٔ ایشان از ادعاهای مطروحه است:
با تأمل در متن یادشده، متأسفانه باید اذعان داشت که محتوای آن، بازتابی نامنسجم و تکراری از مباحث مقدماتی در حوزهٔ «فلسفهٔ ذهن» است. در این تبیین، مفاهیم بنیادینی نظیر «آگاهی» (Consciousness)، «کیفیات ذهنی» یا «کوالیا» (Qualia) و «خودآگاهی» (Self-awareness) با تسامحی دور از انتظار و به گونهای غیردقیق درهمآمیخته و خلط شدهاند.
خطیرترین و تأملبرانگیزترین کاستیِ این متن، به تبیین فرگشتیِ (تکاملی) ارتباط میان «ارادهٔ آزاد» و «باور» بازمیگردد. ادعای ایشان مبنی بر اینکه نیاکان نخستینِ ما به دلیل تمایل به مجازاتِ افراد خاطی، ناگزیر به پذیرش مسئولیتپذیری آنان و در نتیجه، القای باورِ به «ارادهٔ آزاد» در خود شدهاند، استدلالی کاملاً وارونه به نظر میرسد. از منظر تحلیلی، تقدم و تأخرِ این پدیدارها در نقطهٔ مقابلِ این ادعا قرار دارد؛ به این معنا که انسانها ابتدا خود را واجد ارادهٔ آزاد ادراک میکردند و سپس با بسط این ادراک به دیگران (بر پایهٔ «نظریهٔ ذهن» یا Theory of Mind)، آنان را نیز موجوداتی مختار، و به تبع آن در قبال اعمالشان مسئول میانگاشتند.استدلال جناب صمدی بر این تمثیل استوار است که گویی فردی بگوید: «چون تمایل داشتم از شخصی بیزار باشم، صفات مذمومی را به وی نسبت دادم!»؛ حال آنکه در یک سیر منطقی، گزارهٔ صحیح چنین است: «چون صفات مذمومی را در او مشاهده کردم، نسبت به وی دچار انزجار شدم.»
افزون بر این، ایشان «ارادهٔ آزاد» را محصولِ غاییِ چنین باوری تلقی کردهاند. اما پرسش بنیادین و معرفتشناختی این است که خودِ «باور» - به مثابهٔ نوعی «نگرش گزارهای» (Propositional Attitude) - چگونه مسیر فرگشت را پیموده است؟ باور داشتن به یک گزاره، مستلزم صدور حکم به صدقِ آن است و صدق در اینجا، به معنای انطباق با جهانِ بالفعل (عالم واقع) است.نکتهٔ کلیدی و مغفولمانده آن است که «باور» به هیچوجه نمیتواند صرفاً محصولی فرگشتی باشد؛ چرا که در پهنهٔ بینهایتِ «جهانهای ممکن» (Possible Worlds)، گزارههای متفاوتی میتوانند صادق باشند. این احتمال که ذهن انسان به گونهای تکامل یافته باشد که از میان بیشمار جهانِ ممکن، تنها گزارههای منطبق بر همین «جهان بالفعل» را صادق بپندارد، از منظر ریاضی و منطقی به صفر میل میکند. از این رو، تقلیلِ پدیدهٔ «باور» به یک دستاوردِ صِرفاً تکاملی، فاقد وجاهت فلسفی است.
پرسش انتقادیِ دیگر معطوف به این پیشفرض است که حتی اگر بپذیریم انسانهای نخستین درصدد مجازات اعضای خاطی و آسیبرسان به گروه بودهاند، چه الزامی وجود دارد که این مجازات، مبتنی بر «باور» به مسئولیتپذیری و ارادهٔ آزادِ فرد خاطی باشد؟ اساساً آیا اعمال مجازات، منطقاً مشروط به اثباتِ ارادهٔ آزاد در عاملِ جرم است؟ به عنوان یک مثال نقض، هنگامی که انسانها برای دفع خطر، موشهای ناقل بیماری طاعون را از میان میبرند، آیا چنین اقدامی بر این باور استوار است که آن جوندگان با «ارادهٔ آزادِ» خویش به نشر بیماری مبادرت ورزیدهاند؟
در یک نتیجهگیری کلی، باید اظهار داشت که مدعیات جناب دکتر صمدی در این مکتوب، فاقد انسجام، دقت و متدولوژیِ متقنِ علمی است.همچنین، در باب موضوع «آگاهی در جانوران» که در متن به آن اشاره شده، شایسته است به معتبرترین دستاوردهای علمیِ معاصر رجوع شود؛ جایی که در حال حاضر، «بیانیهٔ کمبریج دربارهٔ آگاهی جانوران» (The Cambridge Declaration on Consciousness) موثقترین و جامعترین سند علمیِ پذیرفتهشده در این زمینه به شمار میرود.
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
🆔 @The_Science_and_Theology_Center
Post #2968
247
Forwarded from مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی
- ❤ 3