دو «علی» و یک خاطره از هنرمندان ماندگار/
از فراوانی لوح و جایزه تا بریدن روبان بهدست مسئولان!🟪🟧باشگاه فرهنگی فنسالاران:
یادداشت/
«روز ملی سینما» هم فرا رسید و من که بهتازگی بهیاد خاطرهای افتاده بودم، نقل میکنم.
خدا رحمت کند علی حاتمی و علی معلم را. سالهای اول جشن حافظ (در مجله
دنیای تصویر که علی معلم مبدع و برگزارکنندهاش بود)، قرار بود از «علی حاتمی» تجلیل شود و وقتی در مراسم صدایش کردند، در پلهها پایش گیر کرد و کم مانده بود بیفتد زمین!
گفته بود؛ عادت نداریم به بالای سن رفتن، و تقدیر شدن را ندیدهایم! نمیدانیم چه شکلی است!
این را علی حاتمی آن سینماگر یکه و بیبدیل (خالق
طوقی و
سوتهدلان و
مادر و
هزار دستان) گفته بود، ۵۲ سالش بود که سرطان گرفت و از دنیا رفت. صد حیف؛ البته تا همان زمان هم کارش را کرده و شاهکارهایش را آفریده بود؛ که عمراً مادر دهر دومرتبه چنان سینماگری خوشقریحه بزاید و...
حالا اما زمانه دگر شدهاست و آنقدر مراسم و تقدیر و تجلیل و قدردانی از آدمها میگیرند بیدلیل و بادلیل؛ که نه کسی پایش گیر میکند به پلهها، و نه اصلا اهمیتی دارد که چه کسی رفت آن بالا و چه گرفت! عموما هم چیز دندانگیری نمیگیرند! و از این جوایز الکی هم کسی چیزی در یادش نمیماند.
هر ساله، من این خاطره را در انواع مراسم دارویی، اختتامیهها و افتتاحیهها؛ همه؛ بهیاد میآورم، فرقی هم نمیکند کدام مراسم! همه جا روال همین است!
ده بیست نفر کتوشلوارپوش فراخوانده میشوند آن بالا، بادی به غبغب انداخته و دستها را حلقه میزنند بههم، و منتظر میمانند تا با دعوت مجری شکرشکن (غالبا همان افراد غیرجذاب اخبارگو در صداوسیما با ژستهای عصاقورتداده)، برگزیدگان ایونت مربوطه را بالا بیاورند و طرف هم با همه این ۱۰، ۱۵ نفر دست بدهد و با برخی هم خوشوبشی بکند و لوحی کاغذی بگیرد و برود پایین!
کیفیت آنها که آن بالایند و کسانی که لوح و جایزهای میگیرند، اساسا چندان اهمیتی ندارد، دو دقیقه بعد اصلاً یاد کسی نمیماند که اینها کی بودند و چه گرفتند! و وجه تسمیه بالابودنشان چه بود! آنقدر زیادند، و آنقدر فراوانی در تعداد جوایز هست، که اگر اهمیتی هم داشته باشد، بیاهمیت جلوه میکند.
در پایان هر مراسمی، دست همه یکی از همین لوحها و تندیسها را میبینی! همین سال گذشته در مراسم «توسعه صادرات» هم همین بساط بود، تازه با حضور رئیس جمهور، همه یکی یک تندیس در دست داشتند!
بگذریم! یادش بهخیر آن اوایل
تندیس حافظ هم خیلی معنا داشت؛ و اهدای آن به یکی مثل علی حاتمی، به خود جایزه اعتبار میبخشید. حالا اما در پایان انواع مراسم، هر که را میبینی یک چیزی در دستش گرفته و…!
اصلا تقدیر و تندیس بهکنار! قبلا یک نفر (یک فرد ارشد و اصلح حاضر در مراسم) بهشکل نمادین پروژه و یا جایی را افتتاح میکرد، و روبان را قیچی میزد. حالا ده، بیست نفر قیچیبهدست ایستادهاند تا روبانی را ببُرند! به بعضی هم که قیچی نرسیده، براقاند!
دوستان قیچیبهدست عزیز!بهخدا تعقل هم خوب است. اهموفیالهم را یاد بگیریم. چرا برای بریدن یک روبان ناقابل، اینطور از هم سبقت میگیرید!؟ خبری هست!؟ والله برای بریدن روبان، هیچ شیر پاکخوردهای به شما امتیازی نمیدهد. آیا وقتی تعداد قیچیبهدستها زیاد شده، معلوم نیست که فرد اصلی به مراسم نیامده!؟
عزیزان!
مراسم و دریافت لوح و جایزه، اگر واقعی باشد ارزش پیدا میکند. خاطره و تاریخ و رزومه میشود، وگرنه در دفاتر شرکتهای دارویی تا چشم کار میکند از این لوحها و تندیسهای بیاهمیت پر است!
روبان بریدن که حتی تبدیل هم نمیشود!
🟧
@fansalaran🟦
@fansalaranclub