TGViewer
قصه.رنگ.توپ قصه.رنگ.توپ @qesekodak · 4.14K subscribers
Post #3188 1.6K
این روزها درگیر درمان و پیگیری عمل جراحی مغز علیرضا فرزند دو ساله ام هستم.
یکی زنگ زد گفت کجایی
گفتم شیرازم .
گفت چرا گفتم برای درمان فرزندم.
گفت چرا قبل از تولد سقطش نکردی این همه رنج نکشی؟
گفتم: اگر الان خدای ناکرده فرزند شما دست نداشته باشه او را می‌کشی؟
گفتم: علی رغم همه سختی هایی که کشیدیم و در آینده می کشیم، لذت فرزند قابل ارزش‌گذاری نیست.
از وقتی به دنیا آمده شادی و آرامش زندگی ما بیش از قبل است.
خدا را چه دیدی بلکه همین علیرضا در آینده با همه سختی‌های جسمی که ممکن است در زندگی داشته باشد، فرد تأثیرگذاری در جامعه و برای خودش باشد.
خانمم سوار تاکسی شد، با تلفن صحبت می‌کرد و گفت الهی شکر دکتر گفت علی رضا را عمل می کنم.
تاکسی دار گفت چی شد یکی سوار تاکسی شد و شاکی نبود و شکر کرد.
خانمم به ایشان گفت: تازه شکر من از دل سختی و رنج بود.
  • ❤ 158
  • ❤‍🔥 12
  • 🔥 4
  • 🥰 4
  • 👏 4
  • 🤗 1
More from @qesekodak
  1. Oct 16, 2026امروز گچ ریزی نقشه خانه بلوط روستای دره لبک را داشتیم. بچه‌ها سوال می‌کردند قرار است چه کن…
  2. Oct 15, 2026ساعت هشت صبح بود و هنوز کتابخونه رو باز نکرده بودیم. داخل بودم که دیدم یکی در می‌زنه. در ر…
  3. Oct 12, 2026چند وقت پیش، در مراسم ختم جوانی در روستایی دیدم دو طرف تریبون را با تفنگ ردیف کرده بودند؛…
  4. Oct 10, 2026دو سال است برای درمان پسر خردسالم مرتب به شیراز می‌روم. بارها از خستگی، کنار ده‌ها همراه ب…
  5. Oct 4, 2026photo post
  6. Oct 4, 2026زنان سیاه‌پوش دیروز به روستای دِلی در بخش دیشموک رفتم. اما آنچه دیدم، برای من یک اتفاق تاز…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →