TGViewer
Channel Public Channel
قصه.رنگ.توپ

قصه.رنگ.توپ

@qesekodak

5894631240302729
اسماعیل آذری نژاد
بانک رفاه
ارتباط با من
@AZARI58
Subscribers
4.04K
Photos
1.7K
Videos
392
Links
776
Recent Posts 17 shown
Post #3198 296
نه سال پیش رفتم روستایی برای بچه ها قصه بخوانم، مادر بزرگ‌ها از دور مشاهده‌گر ما بودند.
رفتم در جمع شون گفتم میشه بیایید در کنار نوه هاتون.
گفتن سواد نداریم.
گفتم بیایید باهم بازی کنیم.
گفتند زشته ما بازی کنیم.
گفتم شما در عروسی‌ها دستمال بازی نمی‌کنید؟ حالا بیایید بدمینتون بازی کنید، مثل دستمال بازی است، دست‌ها بالا می‌رود.
با شوق اما کمی خجالت بازی کردند.
بعدش قلمو دادم دستشون و نقاشی کشیدند
  • ❤ 27
  • 👏 20
  • 🥰 11
  • 😍 6
Post #3197 382
در انتظار
  • 🥰 25
  • ❤ 17
  • 😍 6
Post #3194 618
گفت: در خانه بلوط‌ها دنبال چه هستی؟
گفتم: چهار سال پیش که در روستای چیر هنوز خانه بلوط نداشتیم و به تنهایی می‌رفتم با کودکان آنجا فعالیت می‌کردم ازشون پرسیدم آرزو تون چیست، چند سال آینده کجا هستید؟
یکی گفت شوتی سوار بشم، یکی گفت چوپان، یکی گفت قاتل و...
هیچ کدام به شغل و آرزوی درستی اشاره نکردن.
گفتم اگر بتوانم به کمک مربیان دنیای آنها را بزرگ کنیم، آرزوهاشون را مناسب شأن انسانی کنیم، موفق شدیم.

*یا حکیم
  • ❤ 86
  • 👍 12
  • 🥰 5
  • 👏 5
  • 🔥 3
  • 😢 1
Post #3193 710
مادران با دعوت رسمی کودکان به خانه بلوط آمدند.
چه ذوقی کرد مادر وقتی کودکش از توانمندیش به او گفت، کودک هنر دست و فکرش را به مادرش نشان داد.
ما همه در کنار هم دارید رشد می کنیم؛مادر، مربی و کودک.
ما جوانه‌های بلوطی هستیم که در کنار هم رشد می‌کنیم و جنگلی سبز و بزرگ را شکل خواهیم داد و خادمان بی منتی برای ایران عزیز خواهیم شد.
  • ❤ 58
  • 👏 21
Post #3192 862
زیبایی ناب و خالص ببینید.
وقتی یکی بگه دستاورد خانه بلوط چه بود؟
میگم کارگروهی، جسارت و اعتماد بنفس کودکان روستا.
درود بر مربیان بلوط.
  • ❤ 69
  • 👏 16
  • 🔥 2
Post #3191 930
  • ❤ 39
  • 👏 6
  • 🥰 3
  • 🔥 2
Post #3188 1.24K
این روزها درگیر درمان و پیگیری عمل جراحی مغز علیرضا فرزند دو ساله ام هستم.
یکی زنگ زد گفت کجایی
گفتم شیرازم .
گفت چرا گفتم برای درمان فرزندم.
گفت چرا قبل از تولد سقطش نکردی این همه رنج نکشی؟
گفتم: اگر الان خدای ناکرده فرزند شما دست نداشته باشه او را می‌کشی؟
گفتم: علی رغم همه سختی هایی که کشیدیم و در آینده می کشیم، لذت فرزند قابل ارزش‌گذاری نیست.
از وقتی به دنیا آمده شادی و آرامش زندگی ما بیش از قبل است.
خدا را چه دیدی بلکه همین علیرضا در آینده با همه سختی‌های جسمی که ممکن است در زندگی داشته باشد، فرد تأثیرگذاری در جامعه و برای خودش باشد.
خانمم سوار تاکسی شد، با تلفن صحبت می‌کرد و گفت الهی شکر دکتر گفت علی رضا را عمل می کنم.
تاکسی دار گفت چی شد یکی سوار تاکسی شد و شاکی نبود و شکر کرد.
خانمم به ایشان گفت: تازه شکر من از دل سختی و رنج بود.
  • ❤ 151
  • ❤‍🔥 11
  • 🔥 4
  • 🥰 4
  • 👏 4
  • 🤗 1
Post #3186 1.35K
  • ❤ 44
  • 👏 7
  • 🥰 1
Post #3185 1.55K
روزی که مادران به فرزندان شون افتخار کردن
  • ❤ 52
  • 👏 9
  • 🥰 3
  • ❤‍🔥 1
  • 🔥 1
Post #3184 1.46K
این روزها مشغول خود ارزیابی هستیم.
مدیران و مربیان خانه‌های بلوط دور هم جمع می شوند با حضور دو تسهیل‌گر یک سال گذشته را به شیوه مشارکتی ارزیابی می‌کنیم.
چه چالش‌هایی داشتیم، کجا قوی بودیم کجا شفاف نبودیم، کجا می تونستیم بهتر باشیم، کجا باهم همراهی نداشتیم.چگونه رشد کنیم
  • 👏 39
  • ❤ 20
  • 👍 1
  • 🔥 1
  • 💯 1
Post #3182 1.45K
خانه بلوطی که شب‌ها هم خانه کودکان است.
خانه بلوط روستای لیرکک زیر صد متر فضا دارد و حیاط کوچکی دارد،
روح خانم حیدری شاد که شادی بخش کودکان روستا شد و با ساخت این مکان دانایی و شادی را به هدیه دادند.
  • ❤ 67
  • 👏 9
  • 🔥 3
  • 🥰 3
  • 👍 2
Post #3181 1.73K
خانه بلوط روستای چیر
  • ❤ 65
  • 👏 13
  • 🥰 4
  • 🔥 2
  • 👍 1
Post #3180 1.75K
یک روز من

ساعت هشت و نیم صبح در جلسه مدیران خانه‌های بلوط شرکت کردم.
علیرضا پسر دو ساله ام که از بدو تولد دچار یک بیماری مغزی است حالش بد شد، جلسه را ساعت نه و نیم ترک کردم با همسرم رفتیم دکتر.
تا نوبت ما در مطب شود یکسری رفتم خانه بلوط روستای سمغان با مهندس فروغ نژاد همفکری کردم برای پیشرفت کار پروژه خانه بلوط. تمام تلاش را می‌کنیم تا دوماه آینده افتتاح شود.
با مهندس صحبت کردم که گچ خرید کنیم برای سفید کاری، و لودر بیاریم تا محوطه و حیاط آماده شود.
در همین حین خانمم زنگ زد و با گریه گفت حال علیرضا خراب شده زود بیا.
از مهندس فروغ نژاد خداحافظی کردم، به سرعت حرکت کردم به سمت شهر، در بین راه گریه کردم و با خدا در دل کردم که نه به خاطر من بلکه بخاطر دل مادر علی‌رضا او را از بلا دور نگه دارد از این بیماری سخت، حفظش کند. رفتم مطب دکتر، علی رضا را بردیم یک دکتر متخصص دیگری، دکتر گفت سریع سرم به او وصل کنید.
پرستار نتوانست رگ دست را پیدا کند با چشمانی پر از اشک بغلش کردم رفتم بیمارستان بلکه آنها بتوانند، دستان علی رضا خونی بود از سوزن‌هایی که نتوانستند رگ را پیدا کنند.
سرم تمام شد.
ساعت دو برگشتم موسسه چند دقیقه ای در جلسه مدیران شرکت کردم.
برگشتم خانه تا ساعت چهار همچنان علی رضا بی‌حال بود.
آمدم دفتر مرکزی خانه بلوط در دهدشت، از یک مربی مصاحبه گرفتم، می‌خواست مربی خانه بلوط شود.
حسین که رشته پرستاری ارتش می‌خواند تازه از دوره برگشته از بس در دوره نظامی گرما زده و سختی کشیده بود مریض شده بود، خانمم حسین و علی رضا را برد دکتر برای آزمایشگاه و ... من نتوانستم همراه شون باشم.
یک خانم آمد از مشکلات بچه‌اش گفت درخواست کتاب داشت، کتاب «از نوجوان شنیدن» را بهش دادم. مقداری از دغدغه هاش گفت.
زیبا ماژرپور که گلیم می‌بافد هنر دستش را آورد و یک قاب و یک کیف را از او خریدم با هدف اشتغال آفرینی. زیبا گلیم‌های قشنگی می‌‌بافد.
در این بین بیش از بیست تلفن از عرفان کارپرداز موسسه جواب دادم که مشغول خرید برای ساخت خانه بلوط بود و مدام همفکری می‌کرد که چه جنسی بخرم؟
با خانم سارا برین مسول پژوهش موسسه نشستم که در مورد چند مسأله گفتگو کنم آنقدر تلفن داشتم که نشد.
آقای دکتر صفری مهمانی که هر سال از تهران همراه خانمش می آید و با کودکان خانه بلوط الکترونیک کار می‌کند، آمد به دفتر موسسه .
آقای صفری از خانه بلوط چیر برگشته بود آمد و از چالش ها و مسایلی که در خانه بلوط دیده بود طرح مسأله کرد، بیش از یک ساعت صحبت کردیم.
در این بین سید علی... چند بار زنگ زد و درخواست کمک مادی داشت. از این تلفن‌ها روزی بیش از پنج شش بار دارم.
ساعت نه شب شد جلسه تمام شد یکی از کودکان خانه بلوط روستای ... همراه مادرش آمد و مشکلات مادی داشتند از لباس های که یکی از دوستان توییتر داده بود به آنها دادم.
همسرم زنگ زد بیا دنبال مون سرم حسین تمام شده، کارم طول کشید نتوانستم بروم سراغ شون با تاکسی آمدند.
  • ❤ 77
  • 💔 31
  • 😢 5
  • 🕊 5
  • 🙏 3
  • 🔥 2
  • 🥰 1
Post #3179 1.4K
همچنان مشغول ساخت خانه بلوط روستای سمغان هستیم.
بندکشی سنگ‌ها، سفیدکاری و محوطه سازی مونده.
به امید خدا تا پاییز افتتاح میشه، اگر تورم بذاره.
  • ❤ 57
  • 👏 11
  • 👍 9
  • 🔥 2
Post #3178 1.44K
صبح چهار ساعت نشست و کتاب خوند و گپ زدیم.منتظر خواهر کوچکش بود تا کلاس نقاشی تمام شود.
ظهر پیام داد اگر عصر بیام شما خسته نمیشی؟ مزاحم نیستم؟
گفتم ما اینجا هستیم که شما را ببینیم، خوشحال هم می شویم.
گفت میشه دوستم را بیارم؟
گفتم خوشحالی ما را بیشتر می‌کنی،دوست هامون بیشتر میشه.
  • ❤ 74
  • 🥰 15
  • 👏 7
  • 🔥 2
Post #3177 1.65K
دیشب داشتم برای خودم بلندبلند مثنوی می‌خواندم و ارغوان مشغول بافتن چیزی بود. چند نکته برایش جالب شد و سؤالی پرسید و همین، آغاز گفت‌وگویی یک‌ساعته میان من و او شد. اشعار را برایش می‌خواندم و تا جایی که می‌توانستم برایش تفسیر می‌کردم.

ارغوان به نوشتن علاقه دارد. به او گفتم: «بیا سبک نوشتن مولانا را با هم بررسی کنیم.» یکی از ویژگی‌های مهم مولانا این است که داستان می‌گوید؛ سنگین‌ترین مباحث عرفانی، انسانی و دینی را در قالب شعر و داستان بیان می‌کند. ویژگی دیگرش این است که در تفسیر و توضیح یک مفهوم، مثال‌ها و تشبیه‌های فراوانی به کار می‌برد تا یک فکر انتزاعی را برای مخاطب ملموس و قابل فهم کند. گاهی برای توضیح یک مفهوم، چندین مثال از انسان، حیوان، طبیعت و زندگی روزمره می‌آورد.

مثلاً برای توضیح محدودیت نگاه انسان، داستان فیل در تاریکی را می‌آورد؛ یا برای بیان تأثیر همنشینی، از تشبیه آهن و کیمیا استفاده می‌کند. مولانا فقط یک مفهوم را توضیح نمی‌دهد؛ آن را از چند زاویه به تصویر می‌کشد تا در ذهن و دل مخاطب بنشیند.
  • ❤ 57
  • 👍 13
  • 👏 5
  • 🥰 1
Post #3176 1.58K
خانم سبحانی به کودکان خانه بلوط روستای چیر گفت این ابزار در اختیار شما، بگردید ببینید در خانه بلوط چه نیاز داریم و آنرا با همکاری هم بسازید.
  • ❤ 33
  • 👏 11
  • 👍 1
  • 🔥 1
Older posts →

About this channel

How can I read @qesekodak without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for قصه.رنگ.توپ: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does قصه.رنگ.توپ have?
قصه.رنگ.توپ (@qesekodak) has 4.04K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does قصه.رنگ.توپ know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →