در نامهای برای مادرش نوشت:
«مادر، سکوت مرا پای بیتوجهیام به خودت نگذار! اندوه من آنقدر عمیق است که نمیخواهم با گفتنش، تو را شکستهتر کنم.»
_یلدا سیدی
گاهی فرد ساکت میشه، نه چون حرفی برای گفتن نداره؛
چون فکر میکنه
حقیقت درونش، برای کسی که دوستش داره زیادی سنگینه.این جمله خیلی نزدیکه به چیزی که ازش با عنوان
دفاع حرف میزنیم. فرد بهجای اینکه رنجش رو بیان کنه، اون رو در خودش نگه میداره تا ابژهی دوستداشتنی رو از درد محافظت کنه.
اینجا یک
جابهجایی ظریف هم اتفاق افتاده:
فرزند، بهجای اینکه از مادرش مراقبت بگیره،
مراقب مادر میشه.و شاید عمیقترین بخش ماجرا همین باشه؛
آدم گاهی احساساتش رو سرکوب نمیکنه چون ضعیفه،
بلکه چون در ناخودآگاهش یاد گرفته
«اگر من فرو بریزم، کسی که دوستش دارم هم فرو میریزه»و این جملهی فروید که میگه:
«احساسات بیاننشده هرگز نمیمیرند؛ آنها زنده به گور میشوند و بعدتر، به شکلی ناخوشایندتر بازمیگردند».
شاید بعضی سکوتها، در واقع فریادهایی باشن که فرد اجازهی شنیدهشدن بهشون نداده.
#روانشناسی #روانکاوی
@qazaltherapy