TGViewer
Channel Public Channel
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

@psyche_analyzer

مطالعه‌ی تخصصی ذهن، مغز و ناخودآگاه- علی ابراهیمی

Neuroscience - Cognitive Science - Clinical Psychology - Psychoanalysis
Research → Analysis → Application

◾️Contact me:
@AliEbrahimiinfo

◾️Other Ch:
@Anthro_analyser
@ThesisAnalyzer
Subscribers
2.84K
Photos
563
Videos
106
Links
481

Showing posts older than #943 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #942 294
مقایسه نظریه های فراموشی: تداخل و
زوال


فراموشی شامل شکست در بازیابی حفظیات ذهن است که بسیار رایج است و می‌تواند شامل فراموش کردن یک چیز کوچک و ساده تا فراموشی یک چیز بزرگ باشد که عواقب جدی دارد.


نظریه تداخل (interference)
یک نظریه فراموشی است که در آن برخی از خاطرات در بازیابی خاطرات دیگر اختلال ایجاد می کنند. به عبارت دیگر، برخی از خاطرات با خاطرات مشابه رقابت می کنند و باعث می شود یادآوری آنها دشوار شود یا به طور کامل فراموش شوند.

نظریه زوال (decay)
بیان می کند که برخی از خاطرات به سادگی در طول زمان تحلیل می روند و منجر به فراموشی می شود. همچنین مطرح می کند که اگر زمان بین حافظه سازی یک رویداد و یادآوری آن نسبتاً کوتاه باشد، اطلاعات بیشتری بازیابی خواهد شد و اگر مدت زمان بیشتری بگذرد اطلاعات بیشتری فراموش خواهد شد. این نظریه ها شبیه به هم هستند زیرا خاطره ای  که تداخل پیدا می کند و یادآوری آن دشوار می شود، احتمالاً با گذشت زمان رو به زوال می رود و فراموش می شود.
PsychoAnalyser
Post #941 414
خواندن روانکاوانه چگونه است؟

دکتر نادیا صبوری

لکان در گفتمان روانکاوی همواره بر واقعیت‌ها تاکید داشت و اگر می‌گوید روانکاوی از گفته و بیانیه شروع می‌شود به دلیل تقدم امر نمادین نزد اوست.

فروید آنچه از گفته استنتاج می‌کرد را ناخودآگاه می‌نامید و لکان ناخودآگاه را سوژه فرضی در نظر گرفت به این معنا که سوژه ناخودآگاه فرضی است و واقعی نیست. لکان اصولا ترجیح می‌دهد به جای اینکه بگوید این نوعی بودن است، بگوید سوژه ناخودآگاه نوعی «میل به بودن» است.


ناخودآگاه در این معنا خود سوژه است که لکانی‌ها آن را به این شکل می‌نویسند: $، سوژه مسدود، سوژه تقسیم شده، چیزی که وجود ندارد اما آنچه که دارد، وجود کمبود است.
به طور مثال، رویا به عنوان مظهر ناخودآگاه، موقعیت فراری بودن سوژه را برجسته می‌کند. شکست در اعمال و خواسته‌ها نیز به گونه‌ای دیگر بر همین امر دلالت دارند. درواقع ناخودآگاه را می‌توان در لغزش‌های کلامی، شوخی‌ها، خطاها، حواسپرتی‌ها و به ویژه در سمپتوم هر فردی شناسایی کرد. می‌توان اینطور گفت که سمپتوم هر فردی حامل یک حقیقت است و تا زمانی که این حقیقت وجود دارد ما آن را تعبیر و تفسیر می‌کنیم اما تفاوت بین سمپتوم و سایر جلوه‌های ناخودآگاه، ماندگاری آن است.

فروید به روش‌های مختلفی به آن پرداخت. او در مورد «واکنش درمانی منفی» و «انگیزه مرگ» گفت و دیدگاهش را در این زمینه گسترش داد تا جایی که گفت در انتهای روانکاوی همیشه چیزی سمپتوماتیک باقی می‌ماند. فروید تحت عنوان «بقایای سمپتوماتیک»، با حقیقت سمپتوم، همان چیزی که در سمپتوم بی معنا است مواجه شد. از همین منظر است که ژک آلن میلر خواندن یک سمپتوم را در مقابل معنای یک سمپتوم قرار می‌دهد.


به همین دلیل هم هست که لکان سه‌گانه خود را که معنا تولید نمی‌کند، یعنی امر خیالی، نمادین و واقعی را جایگزین سیستم تفسیری و سه‌گانه ادیپی فروید کرد که خود لکان آن را به رسمیت شناخت و شرح داد. با جابجایی تفسیر از چارچوب ادیپی به چارچوب برومه، کارکرد تفسیر تغییر می‌کند و از شنیدن و گوش سپردن به معنا، به خواندن بدون معنا می‌رسد.

متن کامل را اینجا بخوانید:
https://rahyabpsych.com/psychoanalytic-reading/

PsychoAnalyser
Post #940 292
Schizophrenia
Post #939 333
Separable processes for live “in-person” and live “zoom-like” faces

در مکالمات چهره به چهره، اسکن‌های مغزی جفت‌ها از لحاظ فعالیت نورون‌ها هماهنگی بیشتری با یکدیگر داشتند. پژوهشگران می‌گویند این نشان می‌دهد که تبادل مشترک سرنخ‌های اجتماعی در این نوع مکالمه بیشتر است.

درمجموع، تعاملات مغزی پویا و طبیعی موجود در مکالمات حضوری در تماس‌های تصویری کمتر یا حتی غایب هستند. این می‌تواند به تفاوت‌ها در تماشای فرد مقابل وابسته باشد. این تفاوت‌ها احتمالاً ناشی از محدودیت‌های تکنولوژیکی تماس‌های زوم هستند.

Abstract
It has long been understood that the ventral visual stream of the human brain processes features of simulated human faces. Recently, specificity for real and interactive faces has been reported in lateral and dorsal visual streams, raising new questions regarding neural coding of interactive faces and lateral and dorsal face-processing mechanisms. We compare neural activity during two live interactive face-to-face conditions where facial features and tasks remain constant while the social contexts (in-person or on-line conditions) are varied. Current models of face processing do not predict differences in these two conditions as features do not vary. However, behavioral eye-tracking measures showed longer visual dwell times on the real face and also increased arousal as indicated by pupil diameters for the real face condition. Consistent with the behavioral findings, signal increases with functional near infrared spectroscopy, fNIRS, were observed in dorsal-parietal regions for the real faces and increased cross-brain synchrony was also found within these dorsal-parietal regions for the real In-person Face condition. Simultaneously, acquired electroencephalography, EEG, also showed increased theta power in real conditions. These neural and behavioral differences highlight the importance of natural, in-person, paradigms and social context for understanding live and interactive face processing in humans.


حتی با وجود دوربین‌های بسیار باکیفیت امروزی، برقراری تماس چشمی همچنان دشوار یا حتی غیرممکن است. در بسیاری از برنامه‌ها، ما باید برای تماشای صورت مخاطب خود به پایین نگاه کنیم، درنتیجه، برای مخاطب این‌طور به‌نظر می‌رسد که به چشمان او نگاه نمی‌کنیم.

تعاملات اجتماعی بسیار مهم هستند. مغز ما انسان‌ها به‌عنوان موجوداتی اجتماعی به‌گونه‌ای تکامل پیدا کرده است که سرنخ‌های پویا را در صورت افرادی که به‌طور روزمره با آن‌ها در تماس هستیم درک کند. پلتفرم‌های تماس تصویری از این لحاظ سیستم‌هایی اجتماعی با کمبودهایی فراوان نسبت به شرایط واقعی هستند.

https://direct.mit.edu/imag/article/doi/10.1162/imag_a_00027/117875/Separable-processes-for-live-in-person-and-live
MIT Press Separable processes for live “in-person” and live “zoom-like” faces Abstract. It has long been understood that the ventral visual stream of the human brain processes features of simulated human faces. Recently, specificity for real and interactive faces has been reported in lateral and dorsal visual streams, raising new questions…
Post #935 848
مونوگامی در روانکاوی
Post #934 301
عوامل خطرساز و عوامل مربوط به پیش آگهی (ژنتیک و فیزیولوژیک) کم توانی ذهنی

• علل پیش‌زایمانی عبارت‌اند از:
- سندرم‌های ژنتیکی (مانند تغییرات توالی یا اختلاف دفعات نسخه‌برداری در یک یا چند ژن، اختلالات کروموزومی).
- خطاهای مادرزادی سوخت و ساز
- بدشکلی‌های مغزی
- بیماری‌های مادر (شامل بیماری‌های جفت)
- عوامل محیطی (مانند الکل، سایر داروها، سموم، تراتوژن‌ها).

• علل پیرازایمانی شامل:
- رویدادهای مختلف مربوط به دورهٔ درد و زایمان که منجر به آنسفالوپاتی نوزاد می‌گردند.

• عوامل پس از زایمان شامل موارد زیر است:
- آسیبهای ایسکمی هیپوکسیک
- آسیب مغزی ناشی از ضربه
- عفونت‌ها
- اختلالات میلین‌زدا
- اختلالات تشنجی (مانند اسپاسم شیرخواران)
- محرومیت اجتماعی مزمن و شدید
- سندرم متابولیک و مسمومیت‌ها (مانند جیوه و سرب).
Post #931 409
Researchers uncover how dopamine, a key neurotransmitter, varies in response to social interactions, distinguishing between intimate and casual relationships. Their research, conducted on prairie voles, sheds light on the neurochemical dynamics of pair bonding and grief.

https://neurosciencenews.com/dopamine-love-relationships-25450/

The study demonstrates that dopamine surges in the presence of a life partner, fueling the desire to maintain the bond. Interestingly, this surge diminishes after prolonged separation, suggesting a neurological reset that might aid in overcoming heartbreak.


1- Dopamine levels significantly increase in the brain’s reward center when interacting with a life partner compared to a casual acquaintance.

2- The study shows that after a long separation, the dopamine response to a former partner weakens, indicating a possible neurological mechanism for moving on from lost relationships.

3- These findings, although based on prairie voles, could have implications for understanding human social bonding and recovering from grief or heartbreak.
Neuroscience News Love’s Chemistry: How Dopamine Shapes Bonds and Breakups Researchers uncover how dopamine, a key neurotransmitter, varies in response to social interactions, distinguishing between intimate and casual relationships.
Post #930 276
تفاوت تلفظ و نوشتار روانکاوی فروید و یونگ:

• Psychoanalysis
Set of therapeutic techniques established by Sigmund Freud


• Analytical psychology
"Analytic psychology" redirects here. For Wilhelm Dilthey's concept of analytic psychology, see Analytic psychology (Dilthey). For George Stout's concept of analytic psychology, see Analytic psychology (Stout).
Post #929 304
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious Impostor syndrome Impostor syndrome, also known as impostor phenomenon or impostorism, is a psychological occurrence in which people doubt their skills, talents, or accomplishments and have a persistent internalized fear of being exposed as frauds. Psychological…
In her 1985 paper, Clance explained that impostor phenomenon can be distinguished by the following six characteristics, of which a person who has impostorism must experience at least two: 
1- The impostor cycle
2- The need to be special or the best
3- Characteristics of superman/superwoman
4- Fear of failure
5- Denial of ability and discounting praise
6- Feeling fear and guilt about success
Post #927 279
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious انواع اپروچ های درمانی ۱- رویکرد تحلیلی • روانکاوی • آدلری ۲- رویکرد های تجربی گرا • وجودی • فردمدار • گشتالتی ۳- درمان های کنشی • واقعیت درمانی • رفتار درمانی • درمان منطقی- عاطفی • شناخت درمانی ۴- دیدگاه سیستم ها • درمان فمینیستی • خانواده درمانی ۵-…
Post #925 272
Impostor syndrome
Impostor syndrome, also known as impostor phenomenon or impostorism, is a psychological occurrence in which people doubt their skills, talents, or accomplishments and have a persistent internalized fear of being exposed as frauds.
Psychological pattern of doubting one's accomplishments and fearing exposure

Despite external evidence of their competence, those experiencing this phenomenon do not believe they deserve their success or luck. They may incorrectly attribute it to the Matthew effect or the Dunning–Kruger effect, or they may think that they are deceiving others because they feel as if they are not as intelligent as they outwardly portray themselves to be. Impostor syndrome can stem from and result in strained personal relationships and can hinder people from achieving their full potential in their fields of interest.

سندرم ایمپاستر، نشانگان دغل‌کار یا نشانگان خودویرانگری توانمندان
یک پدیده روانی است که در آن فرد برجسته نمی‌تواند اعتبار موفقیت‌هایش را بپذیرند. در این پدیده فرد تصور می‌کند برخلاف آنچه شواهد بیرونی که نشان از لیاقت وی برای رسیدنش به موفقیت از روی رقابت و تلاش دارند، او در واقع شایستگی آن موفقیت را ندارد و شخصی فریب‌کار است. فرد مبتلا به این نشانگان، موفقیت خودش را در نتیجهٔ اقبال، زمان‌بندی خوب، و یا فریب دیگران فرض می‌کند و این موضوع که فردی باهوش یا تلاش‌گر است را بدفهمی دیگران فرض می‌کند و از نظر روانی از سوی خود نمی‌پذیرد.
Post #924 494
انواع اپروچ های درمانی
۱- رویکرد تحلیلی

• روانکاوی
• آدلری

۲- رویکرد های تجربی گرا
• وجودی
• فردمدار
• گشتالتی

۳- درمان های کنشی
• واقعیت درمانی
• رفتار درمانی
• درمان منطقی- عاطفی
• شناخت درمانی

۴- دیدگاه سیستم ها
• درمان فمینیستی
• خانواده درمانی

۵- اپروچ های پست مدرن
• سازه نگاری اجتماعی
• درمان کوتاه مدت راه حل محور
• قصد درمان
Post #922 371
لکان در سمینار Ethics میگه:
از منظر تحلیلی،تنها چیزی که فرد می تواند نسبت به آن احساس گناه داشته باشد، دست کشیدن از میل است!

چگونه بفهمید میلتان چیست؟
همان چیزی است که وقتی به آن خیانت می کنید موجب می شود احساس گناه کنید، نه زمانی که به دیگری خیانت می کنید، بلکه زمانی که به خودتان خیانت می کنید. در واقع در نگاه لکان، خیانت به خود، از میل خود دست برداشتن، منشا حس گناه است.
Post #921 255
Researchers have managed to genetically modify yeast cells to produce drugs for mental disorders such as schizophrenia with fewer side effects.

Find out more at https://ie.social/VMzQv
Post #920 277
مدل Dialetical behavior therapy بر مبنای نظریه ای است که می گوید: برخی انسان ها نسبت به برخی موقعیت های احساسی، واکنش های شدیدتر و خارج از قاعده نشان می دهند؛ به ویژه در روابط عاشقانه، خانوادگی و دوستانه.

بر مبنای نظریه DBT برخی افراد در موقعیت های این چنینی بسیار سریع تر از افراد عادی برانگیخته می شوند، در نتیجه محرک های احساسی بیشتری در آن ها فعال می‌شود و به زمان خیلی بیشتری برای بازگشت به حالت عادی نیاز دارند.

برای همین منم، این درمان برای بوردرلاین دیزوردر تجویز می گردد.

تأکید درمانگر بر آموزش چگونگی مدیریت هیجان احساسی است، نه کاهش یا بی توجهی به آن.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →