TGViewer
Channel Public Channel
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

@psyche_analyzer

مطالعه‌ی تخصصی ذهن، مغز و ناخودآگاه- علی ابراهیمی

Neuroscience - Cognitive Science - Clinical Psychology - Psychoanalysis
Research → Analysis → Application

◾️Contact me:
@AliEbrahimiinfo

◾️Other Ch:
@Anthro_analyser
@ThesisAnalyzer
Subscribers
2.84K
Photos
563
Videos
106
Links
481

Showing posts older than #920 · Back to latest

Older Posts 19 shown
Post #918 272
This website is natively supported by telegram instant-view. No conversion needed
Instant View supports many websites (you can find the full list here).
Post #917 286
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious سوال آیا افسردگی (نه صرفاً بر طبق تعاریف سایکوپاتولوژی و طبقه بندی های ICD 10 یا DSM) یا ناراحت و غم فایده ای در سلامت روان از دید علوم فیزیولوژی و نوروساینس دارد؟ به عبارتی ناراحتی و غم مزمن همیشه عامل منفی در سلامت روان اشخاص است؟! پاسخ های روانشناسی:…
فرضیه‌ای هست به نام «فرضیه‌ی تحلیلی- نشخوار» analytic-rumination hypothesis که میگه خلق افسرده، حواس‌پرتی رو کاهش میده و توجه بر درک و فهمیدن معضلات زندگی رو بیشتر می‌کنه.


https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC2734449/#:~:text=The%20analytical%20rumination%20(AR)%20hypothesis,sustain%20analysis%20of%20complex%20problems.
PubMed Central (PMC) The bright side of being blue: Depression as an adaptation for analyzing complex problems Depression ranks as the primary emotional problem for which help is sought. Depressed people often have severe, complex problems, and rumination is a common feature. Depressed people often believe that their ruminations give them insight into their ...
Post #916 325
در REBT آلیس، در بخش ترییت منت تکنیکس، درمانگر مشکل را از سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری مورد بحث و بررسی قرار میدهد:

۱ـ درمان شناختی: در بعد شناختی درمانگر مراجع را متوجه غیرمنطقی بودنش می کند و به او نشان میدهد که چگونه و چرا به آن حالت در آمده است و نیز رابطه بین عقاید غیرعقلانی را با اختلالات عاطفی و ناراحتی های او نشان می دهد. همچنین درمانگر به مراجع می آموزد که به اجبارها و الزام ها و وظیفه هایی که به آن معتقد است، پی ببرد و بیشتر به شناسایی و پذیرش واقعیت بپردازد. بداند که چگونه از شیوه تجربی و منطقی علم که همان شیوه علمی برای حل مشکلات است، استفاده کند. تعبیرها و مواجه سازی بارها و بارها صورت می گیرند تا اینکه بیماران به طور انکارناپذیری از عقاید نامعقول خودآگاه شوند.

۲ـ درمان عاطفی: در بعد عاطفی، درمانگر به عناوین مختلف مراجع را تشویق و وادار می کند تا عواطف خود را به طور عینی احساس کند و به تغییر و ارزش های اساسی خود دست بزند. در اینجا به مراجع نشان داده می‌شود که عواطفش به خاطر عقاید نامطلوب خودش به وجود آمده است. برای این کار درمانگر از شیوه های متعددی مثل:
• ایفای نقش (برای نشان دادن نحوه پذیرش غلط و تأثیر آن در ارتباط با دیگران)،
• الگوسازی (بـرای نشان دادن نحـوه پذیرش ارزشهای مختلف)،
• شوخی و بذله گویی (به منظور خط بطلان کشیدن بر عقاید اضطراب آور مراجع)،
• پذیرش غیرشرطی (بـرای نشان دادن پذیرش صمیمانه مراجع توسط درمانگر)،
• نصیحت و ترغیب (برای دور شدن از تفکرات ابلهانه) و... استفاده می کند.

۳ـ درمان رفتاری: در این بعد، درمانگر مستقیماً به اعمالی دست میزند تا مراجع رفتاری متفاوت با رفتار غیرعادی خود بروز دهد و بدین وسیله در رفتار او تغییری حاصل شود. برای رسیدن به این منظور از پاره ای از روش‌های رفتار درمانی نظیر:
• تعیین تکلیف،
• خطر کردن،
• تصور کردن خویش در موقعیت های ناخوشایند و اضطراب آور،
• شرطی کردن فعال و کلاسیک و ... استفاده میشود.
الیس در جریان درمان، از تکنیک های تداعی آزاد، تحلیل خواب، تعبیر و تفسیر روابط انتقالی استفاده ای نمی کند.

در زمینه بصیرت، درمانگر به مراجع کمک می کند تا به سه نوع بصیرت عمده دست یابد.
• اول آنکه متوجه شود که این رفتار غیرعادی او گرچه در گذشته سابقه داشته است، ولی به دلایلی در زمان حال هم تداوم دارد و در رفتار او اثر می گذارد.
• دوم آنکه مراجع به این بصیرت دست یابد که خود او در تداوم بخشیدن به مشکلش نقش اصلی را برعهده دارد و زمزمه کردن افکار غیرعقلانی و غیرمنطقی با خودش و انجام اعمال مخرب به بقای مشکل کمک می کند.
• سوم آن است که مراجع به صراحت اعتراف کند که تنها کسی که می تواند ناراحتی و اضطراب‌های او را تخفیف دهد یا از بین ببرد، فقط خود اوست.

نکته: در درمان اختلالات روانی، تقریباً از یک شیوه برای حل تمام مشکلات استفاده می شود. مشکل از هر نوعی که باشد، درمانگر هیچ وقت زیادی صرف جست‌وجو در آن مشکل و سوابق قبلی آن نمی کند و علاقه ای به شنیدن احساسات و عواطف همراه با آن ندارد، بلکه به سرعت و فعالانه مراجع را وادار می کند تا به عقاید بنیادی و فلسفه‌های زیربنایی آن مشکل دقیقا توجه کند و با آن به جدال برخیزد.
Post #915 327
سوال
آیا افسردگی (نه صرفاً بر طبق تعاریف سایکوپاتولوژی و طبقه بندی های ICD 10 یا DSM) یا ناراحت و غم فایده ای در سلامت روان از دید علوم فیزیولوژی و نوروساینس دارد؟ به عبارتی ناراحتی و غم مزمن همیشه عامل منفی در سلامت روان اشخاص است؟!

پاسخ های روانشناسی:
• از نظر یونگ روان رنجوری موهبتی است در جهت درون نگری.
Post #914 342
کاتاتونیا سیندروم
Post #913 872
Oxytocin amplifies sex differences in human mate choice - ScienceDirect

https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0306453019305578

Abstract
Infidelity is the major cause of breakups and individuals with a history of infidelity are more likely to repeat it, but may also present a greater opportunity for short-term sexual relationships. Here in a pre-registered, double-blind study involving 160 subjects we report that while both sexes valued faithful individuals most for short-term and long-term relationships, both single men and those in a relationship were more interested in having short-term relationships with previously unfaithful individuals than women. Oxytocin administration resulted in men rating the faces of unfaithful women as more attractive and likeable but in women rating those of unfaithful men as less attractive and also finding them less memorable. Oxytocin also increased single men’s interest in having short-term relationships with previously unfaithful women whereas it increased single women’s interest in having long-term relationships with faithful men. Thus, oxytocin release during courtship may first act to amplify sex-dependent priorities in attraction and mate choice before subsequently promoting romantic bonds.

تجویز اکسی توسین باعث شد که مردان چهره زنان خیانتکار را جذاب‌تر و دوست‌داشتنی‌تر ارزیابی کنند، اما در زنان چهره‌های مردان خیانتکار را جذاب‌تر و همچنین آنها را کمتر به یاد ماندنی می‌دانند. اکسی توسین همچنین علاقه مردان مجرد را به داشتن روابط کوتاه مدت با زنانی که قبلاً خیانت کرده بودند افزایش داد در حالی که علاقه زنان مجرد را به داشتن روابط طولانی مدت با مردان وفادار افزایش داد. بنابراین، ترشح اکسی توسین در دوران نامزدی ممکن است ابتدا اولویت‌های وابسته به جنسیت را در جذابیت و انتخاب همسر تقویت کند و سپس پیوندهای عاشقانه را ترویج کند.
Post #911 270
Stefan_M_Brudzynski_Handbook_of_Mammalian_Vocalization_An_Integrative.pdf7.3 MB
The Handbook of Mammalian Vocalization represents a collective effort of over 80 authors representing 13 countries from 5 continents in creating this extensive monograph. The central subject, the mammalian vocalization, has been approached from a multitude of angles originating both from essential as well as side disciplines. The main, leading concept of the Handbook comes from the perspective of integrative neuroscience, which cements together many views and approaches and offers the best synthetic grasp of the phenomenon. In order to achieve this goal, however, many chapters from disciplines other than neuroscience appeared to be necessary to broaden the general knowledge of all important aspects of vocal behavior from molecular, cellular, pharmacological, organ and systems approaches on one side, to zoological, developmental, genetic, evolutionary, ecological, etho- logical and communication issues on the other.
Post #910 238
Handbook of Mammalian Vocalization: An Integrative Neuroscience Approach (Handbook of Behavioral Neuroscience, Volume 19)

Neurolancer
Booklancer
Post #909 261
The dual systems model
also known as the maturational imbalance model, is a theory arising from developmental cognitive neuroscience which posits that increased risk-taking during adolescence is a result of a combination of heightened reward sensitivity and immature impulse control. In other words, the appreciation for the benefits arising from the success of an endeavor is heightened, but the appreciation of the risks of failure lags behind.

The dual systems model hypothesizes that early maturation of the socioemotional system (including brain regions like the striatum) increases adolescents' attraction for exciting, pleasurable, and novel activities during a time when cognitive control systems (including brain regions like the prefrontal cortex) are not fully developed and thus cannot regulate these appetitive, and potentially hazardous, impulses. The temporal gap in the development of the socioemotional and cognitive control systems creates a period of heightened vulnerability to risk-taking during mid-adolescence. In the dual systems model, "reward sensitivity" and "cognitive control" refer to neurobiological constructs that are measured in studies of brain structure and function. Other models similar to the dual systems model are the maturational imbalance model, the driven dual systems model, and the triadic model.

The dual systems model is not free from controversy, however. It is highly contested and debated within developmental psychology and neuroscientific fields whether or not when the prefrontal cortex is said to be fully or efficiently developed. Most longitudinal evidence suggests that myelination of gray matter in the frontal lobe is a very long process and may be continuing until well into middle age or greater, and major facets of the brain are recorded to reach mature levels in one's mid-teens, including the parts that are responsible for response inhibition and impulse control, suggesting that many later age markers may ultimately be arbitrary.
Post #907 338
نظریه‌ی پردازش دوگانه (به انگلیسی: Dual process theory)
نظریه‌ای در روان‌شناسی است که می‌گوید، ذهنِ ما از دو سیستمِ مجزا و متفاوت تشکیل شده است. یکی از این دو سیستم، سیستمی است که پردازش‌هایِ آن ناخودآگاه و ضمنی (اتوماتیک) هستند و دیگری سیستمی است که فرایندهایِ آن خودآگاه و صریح (کنترل‌شده). نظریه‌ی پردازشِ دوگانه تلاش می‌کند که نشان دهد چگونه این دو سیستمِ متفاوت می‌توانند در کنارِ هم رفتارها و حالت‌هایِ ذهنیِ ما را کنترل کنند.
پردازش‌هایِ صریح که شکلِ زبانی دارند با تمرین کردن یا آموزش دیدن، می‌توانند تغییر کنند و بنابراین این فرایندها از شخص تا شخص با هم تفاوت می‌کنند. در سمتِ دیگر، پردازش‌هایِ ضمنی، بسیار سخت تحتِ تاثیرِ آموزش‌ها، فرهنگ‌ها یا زبان‌هایِ مختلف قرار می‌گیرند و بنابراین در انسان‌هایِ مختلف، فرایندهایِ ضمنیِ تقریباً یکسانی را مشاهده می‌کنیم.

Dual process theory
In psychology, a dual process theory provides an account of how thought can arise in two different ways, or as a result of two different processes. Often, the two processes consist of an implicit (automatic), unconscious process and an explicit (controlled), conscious process. Verbalized explicit processes or attitudes and actions may change with persuasion or education; though implicit process or attitudes usually take a long amount of time to change with the forming of new habits. Dual process theories can be found in social, personality, cognitive, and clinical psychology. It has also been linked with economics via prospect theory and behavioral economics, and increasingly in sociology through cultural analysis.
Post #906 297
کدگذاری دوگانه پیویو دلالت بر این دارد که سیستم های کلامی و غیر کلامی بازنمایی های درونی جایگزین رویدادها هستند. برای مثال فرد می تواند یا با فکر کردن در مورد کلمه «درخت»، یا با تشکیل تصویر ذهنی از آن در مورد درخت فکر کند. سیستم کلامی و تصویری با یکدیگر ارتباط دارند، یک نفر می تواند به تصویر ذهنی درخت فکر کرده و سپس آنها را با کلمات توصیف کند یا این که ابتدا مطالبی را در مورد آن بخواند و سپس به تشکیل تصویر ذهنی بپردازد.

+ واحدهای سیستم کلامی لوگوژن (logogen) نامیده می شوند؛ این واحدها شامل اطلاعات زیربنایی کاربرد کلمات هستند.

+ واحدهای سیستم غیرکلامی (imagen) نامیده می شوند. (imagen) ها اطلاعاتی را در بر می گیرند که تصویرهای ذهنی مانند اشیای طبیعی، اجزای کل نگر اشیا و گروه بندی طبیعی اشیا را تولید می کنند. (imagen) ها به صورت هم زمان یا موازی عمل می کنند؛ بنابراین تمام اجزای یک تصویر به یک باره قابل در دسترس است. لوگوژن ها به صورت متوالی یا زنجیره ای عمل می کنند. کلمات در توالی مناسب نحوی یکی یکی در جمله قرار می گیرند. این دو نوع کدگذاری ممکن است در پردازش اطلاعات انطباق پیدا کنند اما بر یکی از آن دو تاکید بیشتری می شود. سیستم های کلامی و غیرکلامی به خرده سیستم های دیگری تقسیم می شوند تا اطلاعات ابعاد مختلف را پردازش کنند.
نظریه کدگذاری دو گانه سه نوع پردازش را در نظر می گیرد:
(الف) پردازش مربوط به بازنمایی، فعال سازی مستقیم بازنمایی های کلامی یا غیر کلامی؛
(ب) پردازش ارجاعی، فعال سازی سیستم کلامی توسط سیستم غیر کلامی یا برعکس ؛ و
(پ) پردازش ناشی از تداعی، فعال سازی بازنمایی های درون همان سیستم کلامی یا غیرکلامی. برای پردازش یک تکلیف معین ممکن است به یک یا همه انواع پردازش فوق نیاز داشته باشیم.
Post #905 510
اینا معیاراییه که تو مقدمه DSM-5-TR برای تعریف اختلال روانی گفته شده:
+ مشکل در شناخت (Cognition)
+ مشکل در تنظیم هیجان (Emotion)
+ اختلال در عملکرد روانی ، زیستی ، رشدی (Dysfunction)
+ آشفتگی یا ناتوانی در اجتماعی ، شغلی و زمینه‌های مهم دیگر (Distress & Disability)

به علاوه اینکه گفته رفتار منحرفانه اجتماعی (Social Deviant Behavior) تا زمانی که منجر به موارد بالا نشه ، اختلال محسوب نمیشه.
Post #904 522
برای فهم بهتر افرادی که مصرف ماشروم (قارچ توهمزا) دارند.
در زمان پخش کامل کلیپ، به مرکز تصویر با تمرکز نگاه کنید، سپس به اشیاء دور و برتان نکاه کنید.
Post #903 308
Zoom Conversations vs In-Person: Brain Activity Tells a Different Tale


https://neurosciencenews.com/zoom-conversations-social-neuroscience-24996/

A new study reveals a significant disparity in neural activity during face-to-face conversations compared to Zoom interactions.

Using advanced neuroimaging, researchers observed suppressed neural signals during online exchanges. In contrast, in-person discussions presented heightened brain activity, with more coordinated neural responses between participants, emphasizing the richness of live social interactions.

محققان با استفاده از تصویربرداری عصبی پیشرفته، سیگنال های عصبی سرکوب شده را در طول تبادلات آنلاین مشاهده کردند.  در مقابل، بحث‌های حضوری افزایش فعالیت مغز را با پاسخ‌های عصبی هماهنگ‌تر بین شرکت‌کنندگان، با تأکید بر غنای تعاملات اجتماعی زنده نشان داد.

این تحقیق نشان می‌دهد که چهره‌های آنلاین، با فناوری کنونی، مدارهای عصبی اجتماعی ما را به طور موثر درگیر نمی‌کنند.
Neuroscience News Zoom Conversations vs In-Person: Brain Activity Tells a Different Tale The research suggests online faces, with present technology, don't engage our social neural circuits as effectively.
Post #902 299
What is Madness?
Darian Leader,

دکتر دارین لیدر روانکاو و نویسنده مشهور بریتانیایی و عضو اصلی مرکز تحلیل و تحقیقات فرویدی است.

دارین لیدر رئیس کالج روانکاوان و از مسئولان اصلی موزه فروید و استاد مدعو روانکاوی‌ در دانشگاه روهمپتون است.

https://www.darianleader.com/
Post #901 443
خیال‌پردازی ناسازگار یا رویاپردازی ناسازگار که تحت نام خیال‌پردازی افراطی نیز شناخته می‌شود، نوعی اختلال روانی است که فرد با خیال‌بافی بیش از اندازه در زندگی روزمره خود اختلال ایجاد می‌کند. خیال‌پردازی ناسازگار می‌تواند منجر به پریشانی شود یا جایگزین تعامل انسانی شود و ممکن است در عملکرد عادی انسان مثل رابطه اجتماعی یا کار اختلال ایجاد کند. تشخیص این نوع فرم اختلال با هیچ معیار عمده پزشکی یا روانشناختی قابل تشخیص نیست و هیچ راهنمای تشخیص روانپزشکی یا پزشکی یافت نمی‌شود. در سال ۲۰۰۲، این اصطلاح توسط پروفسور الی سامر از دانشگاه حیفا ابداع شد. الی سامر این اختلال را اینگونه تعریف می‌کند: «فعالیت فانتزی افراطی که جایگزین تعامل انسانی می‌شود و/یا بر عملکرد تحصیلی، میان فردی یا حرفه ای فرد تداخل ایجاد می‌کند.» در خارج از تحقیقات الی سامر، دربارهٔ این اختلال تحقیقات محدودی انجام شده‌است.
Post #900 324
Maladaptive daydreaming
also called excessive daydreaming, is when an individual experiences excessive daydreaming that interferes with daily life. It is a proposed diagnosis of a disordered form of dissociative absorption associated with excessive fantasy that is not recognized by any major medical or psychological criteria. Maladaptive daydreaming can result in distress, can replace human interaction and may interfere with normal functioning such as social life or work. [unreliable medical source?] Maladaptive daydreaming is not a widely recognized diagnosis, and is not found in any major diagnostic manual of psychiatry or medicine. The term was coined in 2002 by Eli Somer of the University of Haifa. Somer's definition of the proposed condition is "extensive fantasy activity that replaces human interaction and/or interferes with academic, interpersonal, or vocational functioning." There has been limited research outside of Somer's.
Post #899 340
رفتار درمانی DBT گروهی هفتگی
هر جلسه معمولاً دو ساعت و نیم است که توسط درمانگر متخصص در رفتار درمانی دیالکتیکی مدیریت می شود. در این جلسه، افراد مهارت های متنوعی را در چهار دسته مختلف فرا می گیرند؛
1. مهارت های اثربخشی بین فردی (ارتباط مؤثر)،
2. مهارت پذیرش پریشانی (پذیرش واقعیت)،
3. مهارت های تعدیل احساسات،
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →