TGViewer
Channel Public Channel
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

@psyche_analyzer

مطالعه‌ی تخصصی ذهن، مغز و ناخودآگاه- علی ابراهیمی

Neuroscience - Cognitive Science - Clinical Psychology - Psychoanalysis
Research → Analysis → Application

◾️Contact me:
@AliEbrahimiinfo

◾️Other Ch:
@Anthro_analyser
@ThesisAnalyzer
Subscribers
2.84K
Photos
563
Videos
106
Links
481

Showing posts older than #899 · Back to latest

Older Posts 18 shown
Post #897 375
Sensory processing sensitivity (SPS) is a temperamental or personality trait involving "an increased sensitivity of the central nervous system and a deeper cognitive processing of physical, social, and emotional stimuli". The trait is characterized by "a tendency to 'pause to check' in novel situations, greater sensitivity to subtle stimuli, and the engagement of deeper cognitive processing strategies for employing coping actions, all of which is driven by heightened emotional reactivity, both positive and negative".
Post #896 509
قسمتی از مدارهای پیرایش در طناب نخاعی هستند و مستقل از مغز عمل میکنند. با متد اپتوژنتیک میشه نورون‌ها رو با تابش نور روشن کرد. همون طور که میبیند روشن کردن این نورون‌های نخاعی باعث فعال شدن مدار پیرایش (Glooming) در پاهای عقبی مگس بدون سر میشه میشه.
Post #894 368
حساسیت‌پردازش‌حسی (انگلیسی: Sensory processing sensitivity) (SPS) یک ویژگی خلقی یا شخصیتی است که شامل "افزایش حساسیت دستگاه عصبی مرکزی و پردازش شناختی عمیق تر محرک‌های فیزیکی، اجتماعی و عاطفی" است. این ویژگی با «تمایل به «مکث برای بررسی» در موقعیت‌های جدید، حساسیت بیشتر به محرک‌های ظریف، و درگیر شدن با استراتژی‌های پردازش شناختی عمیق‌تر برای به‌کارگیری اقدامات مقابله‌ای مشخص می‌شود، که همگی توسط واکنش‌پذیری هیجانی افزایش یافته، هم مثبت و هم منفی".
انسانی که دارای شاخص خاصی از SPS است، دارای "حساسیت بیش از حد" یا یک فرد بسیار حساس (HSP) در نظر گرفته می‌شود. اصطلاحات SPS و HSP در اواسط دهه ۱۹۹۰ توسط روانشناسان الین آرون و همسرش آرتور آرون، که پرسشنامه مقیاس افراد حساس (HSPS) را ایجاد کردند که توسط آن SPS اندازه‌گیری می‌شود، ابداع شد. محققان دیگر اصطلاحات مختلف دیگری را برای نشان دادن این پاسخگویی به محرک‌هایی که در انسان و سایر گونه‌ها دیده می‌شود به کار برده‌اند. به گفته آرون و همکاران، افراد دارای SPS بالا حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد از جمعیت را تشکیل می‌دهند. اگرچه برخی از محققان به‌طور مداوم SPS بالا را به پیامدهای منفی مرتبط می‌دانند، محققان دیگر آن را با افزایش پاسخگویی به تأثیرات مثبت و منفی مرتبط می‌دانند. آرون و همکارانش بیان می‌کنند که ویژگی شخصیتی با SPS بالا یک اختلال نیست.


انجمن آدم‌های بسیار حساس ایران - Iranian Highly Sensitive Person's Society:
https://hsps.ir/


تست انجمن:
https://hsps.ir/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-hsp
Post #893 297
About Pseudobulbar
Post #892 356
Pseudobulbar affect (PBA)
or emotional incontinence, is a type of neurological disorder characterized by uncontrollable episodes of crying or laughing. PBA occurs secondary to a neurologic disorder or brain injury. Patients may find themselves crying uncontrollably at something that is only slightly sad, being unable to stop themselves for several minutes. Episodes may also be mood-incongruent: a patient may laugh uncontrollably when angry or frustrated, for example. Sometimes, the episodes may switch between emotional states, resulting in the patient crying uncontrollably before dissolving into fits of laughter.


اثر سودوبولبار «عاطفه کاذب» یا شبه بولبار، نوعی اختلال سیستم عصبی است. این اختلال باعث می‌شود فرد بی اختیار بخندد، گریه کند و حتی عصبی شود. نمی‌توان زمان وقوع آن را پیش بینی کرد و همچنین نمی‌توان آن را به راحتی کنترل کند.

افرادی که دچار این اختلال عصبی می‌شوند موارد زیر را تجربه می‌کنند:
• بی نظمی عاطفی
• بی اختیاری عاطفی
• بی ثباتی عاطفی
• گریه بی اختیار
• خنده و گریه پاتولوژیک
Post #891 373
• تفرد در نظریه یونگ معادل هم‌آمیزی تقابلی گزل یا انسجام در نظریه اریکسون

• پرسونا یونگ معادل لایه مایا در نظریه پرلز است.

• آنیما و آنیموس نظریه یونگ معادل دیدگاه شای و لوینسون است.

• شادو در نظریه یونگ معادل اید در نظریه فروید است.
Post #890 682
پدر روانشناسی؟ وونت
پدر روانشناسي باليني؟ ويتمر
پدر روانشناسی محیط؟ جان لاک
پدر روانشناسی رشد؟ روسو
پدر روانشناسی کودک؟ گزل
پدر روانشناسی نوجوانی؟ هال
پدر روانشناسی شخصیت؟ آلپورت
پدر روانشناسی اجتماعی؟ لوین
پدر روانشناسی من؟ هارتمن
پدر روانشناسی تحولی؟ پیاژه
پدر روانشناسی صفت؟ کتل
پدر روانکاوی؟ فروید
پدر نظریه دلبستگی؟ جان بالبی
پدر کردار شناسی؟ لورنز
پدر تحلیل عاملی؟ اسپیرمن
پدر DSM؟ امیل کراپلین
پدر رفتار گرایی؟ واتسون
پدر انسان گرایی؟ مزلو
پدر نیروی سوم روانشناسی؟ مزلو
پدر گروه درمانی؟ برات
پدر روانشناسی مثبت گرا؟ سلیگمن
پدر روانشناسی خوش بینی؟ سلیگمن
پدر پژوهش روان درمانی؟ راجرز
پدر نظریه یادگیری شرطی؟ پاولف
پدر روانشناسی صنعتی - سازمانی؟ والترديل اسکات، فردریک تیلور، هوگو مونستربرگ
Post #888 345
نظریه های روانشناختی حول اختلالات دفعی
• اولین نظریه از دیدگاه سنتی روانکاوی است. از نظر روانکاوان کودک خردسال می تواند از این راه پدر و مادرش را راضی نماید و یا برای انتقام از آنها، در رقابت با کودک کوچکتر، توجه آنها را جلب نماید. همچنین گاهی با حفظ مدفوع می خواهد لذت ببرد به منظور ارضای تمایلات برآورده نشده اش و یا اینکه از طریق دفـع مدفوع احساس ترس از دست دادن چیزی را دارد؛ که در نهایت این گونه کودکان در بزرگسالی رفتاری صرفه‌جو و لجوج و منظم و وسواسی پیدا می کنند.
• نظریه دوم رویکرد رفتاری می‌باشد؛ افراد این گروه معتقد هستند که کودک آموزش استفاده از توالت را نیاموخته و یا غلط آموخته و یا ایـن امـر را وسیله ای برای برانگیختن واکنش حتی منفی والدین میداند و همچنین ممکن است، نتیجه رفتارهای اجتنابی مانند ترس از توالت رفتن مانند درد هنگام یبوست و غیره باشد.
• نظریه سوم دیدگاه جدید روان پویشی است که بی اختیاری ادرار را در دو مقوله بیان می کند (سورز):
a. شرطی شدن ناتوانی: بیشتر اوقات در طبقه کم درآمد جامعه ناشی از محرومیتها و در طبقه مرفه جامعه مجاز شناختن عمل ناشی می شود.
b. فروپاشی رابطه مادر و فرزند: نبود مادر به هر دلیل (مرگ، طلاق والدین، مسافرت طولانی، بیماری مادر و بستری شـدن طولانی وی و ....) و یا قطع ارتباط عاطفی.
البته از نظر سورز بی اختیاری دفع می تواند دلایل دیگر هم داشته باشد:
a. عامل فشار بیرونی باشد (تولد یک فرزند دیگر)
b. عامل فشار درونی باشد (از نوع جنسی یا ادیپی یا روانی باشد).

• نظریه چهارم از دیدگاه آدلر است؛ او معتقد است که ناتوانی در کنترل دفع یک حقارت ذاتی است و به علاوه همه اعضای بدن انسان به یک اندازه توانایی ندارد و هرکس ممکن است در یکی از اعضای خود ضعف سرشتی داشته باشد. بنابراین کودک مبتلا به عدم کنترل دفع دچار حقارت عضوی در دستگاه پیشاب خود است. از نظر او انسان ممکن است مبتلا به چند حقارت عضوی باشد.
• نظریه پنجم دیدگاه فیشر و فراری است که معتقد به ارثی بودن اختلال دفع هستند. از نظر آنها ۵۲% موارد یک یا چندتن از اعضای خانواده مبتلا بـه ایـن مشکل هستند و ۸۰% موارد پدر یا مادر، مبتلا به یکی از ناراحتی‌های عصبی - روانی بوده اند و یا در کودکی مبتلا به اختلال دفع بوده اند. لذا پیش بینی میشود که این افراد تأخیر رشد اعصاب مثانه را به ارث میبرند (این دیدگاه هنوز ثابت نشده است).
نظریه ششم دیدگاه گودمن و مایکلز ارتباط زیادی بین عدم کنترل دفع و مکیدن شصت، جویدن ناخن، لكنت زبان و خشـم دارد؛ به علاوه، در همین تحقیقات بین عدم کنترل دفع و بزهکاری افراد رابطه وجود دارد. در تاریخچه مردان بزهکار شب ادراری به فراوانی دیده شده است در واقع بین شب ادراری و بزهکاری رابطه وجود دارد؛ زیرا منشأ بعضی از دلایل آنها یکی بوده (آشفتگی محیط خانه، ناامنی و اختلالات روانی کودک).
Post #887 318
تفاوت زمان بندی (الیمینیت دیزوردر)
• بی اختیاری مدفوع (Encopresis)
در بازه مینیمم ۳ ماهه، مینیمم در هر ماه یکبار؛ سن کودک حداقل ۴ سال

• بی اختیاری ادرار (Enuresis)
در بازه مینیمم ۳ ماهه، مینیمم در هر هفته دوبار؛ سن کودک حداقل ۵ سال
Post #878 399
روان پزشک، ریچارد کلافت نقش مهمی در اشاعه اطلاعات مربوط به مولتیپل پرشونالیتی دیزوردر (MPD) در جامعه ی علمی داشت.

کلافت چند ویژگی اصلی این اختلال، از جمله ماهیت شخصیت‌هایی که در یک فرد وجود دارند و روابط آنها با یکدیگر را شرح داد. شخصیت میزبان کلاسیک که درصدد درخواست کمک حرفه‌ای برمی آید، افسرده، مضطرب، به صورت وسواسی «خوب»، آزارطلب و متعصب است، دیگر هویت‌هایی که اغلب دیده شده اند عبارتند از: کودکان، حامیان، یاری گران، ابراز کنندگان تکانه‌های ممنوع، شخصیت‌های مبتنی بر افراد عزیز از دست رفته، ناقلان خاطرات یا اسرار خانوادگی از دست رفته، انتقام جویانی که به دلیل تجربیات سوء استفاده شدن ابراز خشم می کنند و مدافعان سوء استفاده کننده. ا

فراد مبتلا به MPD به نوعی فراموشی (amnesia) نیز دچار می شوند، به این صورت که در حافظه‌ی مربوط به برخی جنبه های سابقه‌ی شخصی آنها شکاف ایجاد میشود.
Post #877 318
فرضیه بلیس درباره ی اینکه چگونه مالتیپل پرسپرسونالینی دیزوردر (MPD) ایجاد میشود، سه مرحله دارد:

• اولاً، فرد بین ۴ تا ۶ سالگی دچار مشکل هیجانی آسیب زایی میشود. در واقع، شخصیت چندگانه ویژگی‌های مشترکی با PTSD دارد. ۹۷ درصد از افراد مبتلا به MPD گزارش داده اند که بهره کشی کودکی را تجربه کرده اند. فرد مبتلا، با آفریدن شخصیتی دیگر برای تحمل کردن مشکلات، با آسیب کنار می آید.

• ثانیاً، فرد به ویژه به این علت آسیب پذیر است که شدیداً مستعد هیپنوتیزم (دارای Ego ضعیف) است، یعنی فرآیندی که فرد به وسیله ی آن می تواند به صورت ارادی خود را در حالت های خلسه ای قرار دهد که شبیه القاهای هیپنوتیک است.

• ثالثاً، فرد در می‌یابد که ایجاد شخصیت دیگر به وسیله‌ی خود هیپنوتیزمی او را از فشار هیجانی آزاد می کند، به طوری که در آینده، هروقت که او با مشکلات هیجانی دیگری مواجه می شود، برای تحمل این فشار، شخصیت های جدیدی را می آفریند.
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →