TGViewer
Channel Public Channel
Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

Psyche Analyzer | Mind • Brain • Unconscious

@psyche_analyzer

مطالعه‌ی تخصصی ذهن، مغز و ناخودآگاه- علی ابراهیمی

Neuroscience - Cognitive Science - Clinical Psychology - Psychoanalysis
Research → Analysis → Application

◾️Contact me:
@AliEbrahimiinfo

◾️Other Ch:
@Anthro_analyser
@ThesisAnalyzer
Subscribers
2.84K
Photos
563
Videos
106
Links
481

Showing posts older than #1105 · Back to latest

Older Posts 17 shown
Post #1102 353
نشانه‌های محتمل افراد مبتلا بدین بیماری به شرح زیر است:

۱) صفات ثانویه جنسی زنانه مانند رشد سینه‌ها و عدم یا کمبود رویش مو در صورت و غیره.
۲) اختلال دربیضه‌ها که در نتیجه آن اسپرم سازی دچار اشکال می‌شود و مبتلایان به این بیماری اکثراً عقیم می‌باشند. (سترونی، آتروفی بیضه‌ها، هیالینیزه شدن مجاری منی ساز و معمولا ژنیکوماستی که به وسیله‌ی آمنیوسنتز کشف می‌شود.)
۳) ازنظر جسمی دارای قد بلند و خمیده می‌باشند.
۴) از نظر بهره هوشی ۲۵٪ افراد مبتلا، دچار عقب ماندگی ذهنی هستند که عقب ماندگی آن‌ها معمولاً درحد سطحی و خفیف می‌باشد .
۵) رشد صفات جنسی زنانه در اثر افزایش هورمون FSH

• تظاهرات اصلی این بیماری به‌صورت زیر است: موهای صورت، زیربغل و زهار بسیار کم هستند.
• این بیماری یک در هر ۱۰۰۰ تولد نوزاد پسر رخ می‌دهد.
PsychoAnalyser
Post #1100 297
Klinefelter syndrome

سندرم کلاین فلتر نوعی ناهنجاری کروموزومی است که در آن فرد مذکر دو نسخه از کروموزوم X دارد و به صورت XXY,47 است. این بیماری رشد فیزیکی و شناختی فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. علائم و نشانه های این بیماری در میان مبتلایان متفاوت است. مبتلایان معمولا دارای بیضه های کوچک هستند که به میزان کافی تستوسترون تولید نمی کنند.

The Klinefelter syndrome has different manifestations and these will vary from one patient to another. Among the primary features are infertility and small, poorly functioning testicles. Often, symptoms may be subtle and many people do not realize they are affected. Whereas some other times symptoms are more prominent and may include weaker muscles, greater height, poor motor coordination, less body hair, gynecomastia (breast growth), and low libido. In the majority of the cases, these symptoms are noticed only at puberty.
PsychoAnalyser
Post #1099 346
Anhedonia

Anhedonia is a diverse array of deficits in hedonic function, including reduced motivation or ability to experience pleasure. While earlier definitions emphasized the inability to experience pleasure, anhedonia is currently used by researchers to refer to reduced motivation, reduced anticipatory pleasure (wanting), reduced consummatory pleasure (liking), and deficits in reinforcement learning.

آنهدونیا دو نوع اصلی این اختلال عبارت است از: بی‌لذتی اجتماعی و بی‌لذتی فیزیکی.

 In the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders, Fifth Edition (DSM-5), anhedonia is a component of depressive disorders, substance-related disorders, psychotic disorders, and personality disorders, where it is defined by either a reduced ability to experience pleasure, or a diminished interest in engaging in previously pleasurable activities. 

PsychoAnalyser
Post #1097 382
روش تحریک مغزی tDCS امیدی برای کنترل اختلال وسواس: گزارشی از یک کار آزمایی بالینی جدید!

اختلال وسواس اجباری (OCD) یک اختلال روانی است که باعث افکار ناخواسته و ناراحت کننده و رفتارهای تکراری می شود. این شرایط می تواند در زندگی روزمره اختلال ایجاد کند و رنج زیادی را به همراه داشته باشد.

درمان های کنونی مانند دارو درمانی و روان درمانی برای همه موثر نیستند. اما اگر راهی برای تغییر فعالیت مغز افراد مبتلا به OCD و کاهش علائم آنها وجود داشت، چه؟

این همان کاری است که تیمی از محققان از ایران، ترکیه، آلمان و ایتالیا در یک مطالعه اخیر سعی کردند انجام دهند. این مطالعه در ۲۴ فوریه ۲۰۲۴ در ژورنال Translational Psychiatry منتشر شد.

امروزه روش های تحریک مغزی به عنوان روش های نوین درمان اختلالات روانپزشکی به کار میروند؛ به طوری که پروتوکل های متفاوتی از روش تحریکی TMS تاییدیه FDA را دریافت کرده اند. اما روش های دیگر تحریک مغزی همچنان در دست پژوهش هستند.

این تیم تحقیقاتی از تکنیکی به نام تحریک جریان مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) استفاده کردند که شامل اعمال جریان الکتریکی ضعیف از طریق الکترودها به پوست سر است. 

جریان می تواند تحریک پذیری و فعالیت نواحی مغز درگیر در OCD، مانند DLPFC و ناحیه pre-SMA را دچار تغییراتی کند.

محققان به طور تصادفی 39 بیمار مبتلا به OCD را برای دریافت tDCS واقعی یا ساختگی (جعلی) در این نواحی مغز به مدت 10 جلسه، دو بار در روز، به مدت پنج روز اختصاص دادند.

آنها علائم OCD، اضطراب، افسردگی، کیفیت زندگی و عملکرد شناختی بیماران را قبل، بعد و یک ماه پس از مداخله اندازه گیری کردند. آنها همچنین امواج مغزی خود را با استفاده از الکتروانسفالوگرافی (EEG) ثبت کردند تا ببینند این تحریک چگونه بر فیزیولوژی مغز آنها تأثیر می گذارد.

دکتر جابر علیزاده، استادیار گروه روانشناسی دانشگاه زنجان و نویسنده اول این مقاله میگوید: ما پیش از این مطالعات متعددی روی کاربرد پروتکل های تشدید شده tDCS بر روی اختلال اضطراب اجتماعی، اختلال قماربازی، کندن مو داشته ایم و مطالعه کنونی اولین کارآزمایی بالینی برای بررسی اثربخشی این پروتکل برای کاهش علائم OCD است.


نتایج امیدوارکننده بود.  بیمارانی که tDCS واقعی، به ویژه با شدت 2 میلی آمپر (mA) دریافت کردند، پس از مداخله و در پیگیری، بهبود قابل توجهی در علائم OCD، اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی خود نشان دادند.

آنها همچنین در برخی از وظایف شناختی که نیاز به کنترل بازدارنده، حافظه فعال و توجه داشتند، عملکرد بهتری داشتند. علاوه بر این، امواج مغزی آنها تغییراتی را در قدرت و اتصال باندهای فرکانسی خاص نشان داد که نشان می‌دهد این تحریک فعالیت مغز آنها را تغییر داده است.

محققان به این نتیجه رسیدند که tDCS روی شبکه pre-SMA  یک درمان ایمن و موثر برای OCD است و شدت 2 میلی آمپر اثرات بزرگتر و ماندگارتری نسبت به شدت 1 میلی آمپر دارد.

دکتر علیزاده اضافه میکند: در پروتکل تشدید شده tDCS که در این مطالعه معرفی کرده ایم، شرکت کنندگان روزی دو مرتبه مداخله دریافت کرده اند؛ بنظر میرسد که این روش نسبت به پروتکل های معمولی که روزی یک بار، یا دو روز یک بار مداخله ارائه میکنند اثربخشی بیشتری دارد.


آنها پیشنهاد کردند که این مداخله جدید می تواند به عنوان یک جایگزین یا کمکی برای درمان های موجود استفاده شود و می تواند برای بیماران مختلف بیشتر بهینه و شخصی شود.  آنها همچنین خواستار آزمایشات بزرگتر و طولانی تر برای تأیید و گسترش یافته های خود شدند.

این مطالعه یکی از اولین کار آزمایی های بالینی است که اثرات یک پروتکل tDCS تشدید شده بر OCD و همبستگی های عصبی شناختی آن را بررسی می کند.

این نشان می‌دهد که تحریک الکتریکی مغز می‌تواند تأثیرات مفیدی بر ذهن و مغز افراد مبتلا به OCD داشته باشد.  همچنین راه های جدیدی را برای درک و درمان این اختلال چالش برانگیز باز می کند.
PsychoAnalyser
Nature Targeting the prefrontal-supplementary motor network in obsessive-compulsive disorder with intensified electrical stimulation in… Translational Psychiatry - Targeting the prefrontal-supplementary motor network in obsessive-compulsive disorder with intensified electrical stimulation in two dosages: a randomized, controlled trial
Post #1096 349
تشخیص اوتیسم طبق DSM-5-TR

۱ـ اختلال در تعامل اجتماعی:
الف) ناتوانی در برقراری رابطـه بـيـن فـردی (تنهـایی خـواهی)،
ب) تخریـب بـارز در استفاده از رفتارهای غیرکلامی (حالات چهره ـ نگاه چشمی و ...)،
ج) فقدان علاقه برای شرکت در بازی و لذت دیگران (به خصوص با همسالان)،
د) فقدان تقابل هیجانی و اجتماعی.

۲ـ اختلال در نظام ارتباطی:
الف) تأخیر یا فقدان کامل رشد زبانی کلامی،
ب) استفاده قالبی یا تکراری از زبان،
ج) فقدان بازیهای تخیلی خودانگیخته.

۳- رفتارهای عجیب و غریب محدود و کلیشه ای:

الف) الگوی رفتاری محدود و قالبی (مثل همـان خـواهی و ...)،
ب) پیروی انعطاف ناپذیر از برخی عادات و آداب بی فایده،
ج) ادا و اطوار تکراری و قالبی (مثل پیچش دستها، حرکاتی شبیه بال زدن دستها و خود جرحی و ...)،
د) اشتغال ذهنی مداوم با اجزای اشیاء،
هـ) حساسیت شدید به شکل جیغ و داد و گریه و بیقراری نسبت به تغییر.
PsychoAnalyser
Post #1095 327
مارگارت ماهلر عنوان این اختلال را روان پریشی همزیستی گذاشت. او اوتیسم را مرحله ای بهنجار در تحول می دانست. به نظر ماهلر اوتیسم ناشی از شکست در گذار از مرحله درخودماندگی بهنجار به مرحله همزیستی است.

مراحل تحول بهنجار در ۳ سال اول زندگی از دیدگاه ماهلر:
۱ـ مرحله درخودماندگی بهنجار (۴هفته اول زندگی)،
۲ـ مرحله مبتنی بر همزیستی (۲ تا ۹-۱۲ ماهگی)،
۳ـ مرحله «جدایی تفرد» (از ۸ – ۱۰ ماهگی تا حدود ۲ – ۳ سالگی).
PsychoAnalyser
Post #1094 417
نظریات مختلف در سبب شناسی اوتیسم آسپکتروم؛
لئوکانر اختلالی را تشخیص داد که علائم آن مشکلات متنوعی را نشان می دهد (از مشکلات در رابطه بین فردی گرفته تا نقص زبان و مشکلات حرکات کلیشه‌ای و رفتارهای غیرعادی و عجیب)، لئو کانر عنوان این اختلال را اوتیسم گذاشت.

مارگارت ماهلر عنوان این اختلال را روان پریشی همزیستی گذاشت. او اوتیسم را مرحله ای بهنجار در تحول می دانست. به نظر ماهلر اوتیسم ناشی از شکست در گذار از مرحله درخودماندگی بهنجار به مرحله همزیستی است.

آنا فروید عنوان این اختلال را «در خود خزیدگی من» یا «بازداری ارتباطی» گذاشت.

نظریه وینی کات؛ مبنای روان گسستگی کودک را باید در کج‌راهی رابطه‌ی سازشی متقابل مادر و کودک، به خصوص هنگامی که توهم کودک نسبت به مادر از بین می رود، جستجو کرد‌.

فرضیه بتلهایم؛ که جزو فرضیه‌های سایکوژنیک است از قواعد پویایی روانی و روانکاوی مایه می گیرد و اختلال اوتیستیک را ناشی از تجربه های تهدیدکننده و ناخوشایند ابتدای زندگی و ریشه بهنجار شخصیت را وابسته به موفقیت‌ها و برآورده شدن نیازها (بخصوص نیاز به استقلال و برقراری ارتباط و دریافت محبت و پاسخ مناسب میداند)

نظریه فرستر (که براساس اصول یادگیری بنا شده و رشد رفتار را به میزان یادگیری فعال و شکل گیری مجموعه‌های رفتاری بر پایه تقویت و تنبیه از طرف والدین میداند و عقیده دارد که والدین خود تقویت کننده های شرطی شده هستند)، مطرح شده است.

تاستن در خلال درمانگری کودکان درخودمانده توانسته است به خیال بافی‌هایی در این کودکان دست یابد که با توصیف وینی كات مطابقت دارند. وی می گوید: کودک در خودمانده، تصور یک پیوستگی بین بدن خود و جهان پیرامون را حفظ موضوع، بلکه به عنوان از دست دادن بخشی از بدن محسوب میشود، اجتناب کند.

PsychoAnalyser
Post #1093 461
Doorway effect
The 'doorway effect' or ‘location updating effect’ is a replicable psychological phenomenon characterized by short-term memory loss when passing through a doorway or moving from one location to another. We tend to forget items of recent significance immediately after crossing a boundary and often forget what we were thinking about or planning on doing upon entering a different room. Research suggests that this phenomenon occurs both at literal boundaries (e.g., moving from one room to another via a door) and metaphorical boundaries (e.g., imagining traversing a doorway, or even when moving from one desktop window to another on a computer).

«اثر درگاه» یا «اثر به‌روزرسانی مکان» یک پدیده روان‌شناختی قابل تکرار است که با از دست دادن حافظه کوتاه‌مدت هنگام عبور از درگاه یا حرکت از مکانی به مکان دیگر مشخص می‌شود.  ما تمایل داریم موارد مهم اخیر را بلافاصله پس از عبور از یک مرز فراموش کنیم و اغلب فراموش می‌کنیم که با ورود به اتاق دیگری به چه چیزی فکر می‌کردیم یا قصد انجام آن را داشتیم.  تحقیقات نشان می دهد که این پدیده هم در مرزهای تحت اللفظی (مثلاً حرکت از یک اتاق به اتاق دیگر از طریق در) و هم در مرزهای استعاری (مثلاً تصور عبور از یک در، یا حتی هنگام حرکت از یک پنجره رومیزی به پنجره دیگر در رایانه) رخ می دهد.

حافظه حول محور رویدادها یا اپیزودهای خاص، مانند شرکت در یک سخنرانی یا صرف یک وعده غذایی خانوادگی، سازماندهی می شود، نه اینکه یک جریان مداوم با خواب قطع شود.  این سازمان حافظه اپیزودیک نامیده می‌شود که شامل دریافت و ذخیره اطلاعات درباره رویدادهایی است که به‌طور موقت تاریخ‌گذاری شده‌اند، همراه با روابط زمانی و مکانی آنها.


مطالعات روان‌شناختی متعددی نشان داده‌اند که زمینه بیرونی، از جمله محل وقوع رویدادها، نقش مهمی در نحوه جداسازی خاطرات دارد.  این زمینه به ایجاد تمایز بین رویدادهای مختلف یادآوری شده کمک می کند.  دسترسی به خاطراتی از رویدادهایی که در محیطی که ما در حال حاضر در آن هستیم اتفاق می‌افتد در مقایسه با خاطرات مکان‌های مختلف آسان‌تر است.  در نتیجه، وقتی تغییرات فضایی را تجربه می‌کنیم و به مکان دیگری نقل مکان می‌کنیم، می‌تواند به‌عنوان یک نشانگر مرزی عمل کند که جریان پیوسته خاطرات ما را به بخش‌های مجزا جدا کرده و دسته‌بندی می‌کند.

PsychoAnalyser
Post #1091 634
ویژگی‌های پیمانه‌ها
دستگاه‌هایی که تشکیل پیمانه می‌دهند، باید این نه ویژگی یا بیشترِ آن‌ها را داشته باشند:

1.پوشینگی: یک دستگاهِ شناختی را در صورتی پوشینه ای می‌نامیم که در حینِ پردازشِ ورودی‌ها، نتواند به اطلاعاتی که بیرون از آن دستگاه ذخیره شده‌اند، دسترسی داشته باشد؛ تمامِ چیزی که در دسترسِ یک سیستمِ پوشینه ای است، از یک طرف اطلاعاتی است که ورودی‌ها دارند و از طرفِ دیگر، اطلاعاتی است که در درونِ خودِ آن سیستم (به عنوانِ مثال در داخلِ یک دیتابیسِ اختصاصی) ذخیره شده‌اند.

2.دسترسی‌ناپذیری: یک سیستمِ شناختی را دسترسی‌ناپذیر می‌گوییم اگر مرحله‌هایِ میانیِ پردازشِ آن، در اختیارِ آگاهی قرار نگیرد. به عبارتِ دیگر، ما تنها به «خروجی» و «ورودیِ» دستگاه آگاهی داشته باشیم، اما از اتفاق‌هایی که در این بین روی می‌دهد، خبردار نشویم

3. اجباری بودن: اجباری بودن درباره‌یِ سیستم‌هایِ شناختی به این معنا است که این سیستم‌ها، به صورتِ غیرارادی (automatic) شروع به کار می‌کنند و چه بخواهید و چه نه تا زمانی که نتیجه‌یِ نهایی حاصل شود به محاسبه ادامه می‌دهند.

4. سرعت: سرعت احتمالاً کم‌اهمیت‌ترین ویژگیِ پیمانه‌ها است. اما در عمل، بیشتر فعالیت‌هایی که پیمانه‌هایِ ذهن انجام می‌دهند در سرعتِ بسیار بالا صورت می‌گیرد. برایِ آنکه عملکرد یک پیمانه سریع باشد، باید زمانِ محاسبه‌یِ آن، کمتر از ۰٫۵ ثانیه به طول بینجامد.

5. کم‌عمقی: محاسبه‌ها عمومی و برایِ سیستم کم‌هزینه باشند.

6. انزواجویی: انزواجوییِ یک دستگاهِ شناختی به این معنا است که آن دستگاه ممکن است که آسیب ببیند یا کاملاً ناتوان شود، بدونِ آن‌که به عملکردِ دیگر دستگاه‌هایِ شناختی، آسیبی وارد شود.

7. موضعی بودن: یا به عبارتِ دقیق‌تر تقسیم‌بندی وظایف مغز ویژگیِ کاملاً مرتبطی است که بیان می‌کند هر پیمانهٔ شناختی، به بخشِ خاصی از مغز مرتبط است یا هر بخش از مغز، وظیفهٔ رسیدگی به یک مسئولیتِ خاص و یک پیمانهٔ خاص را دارد.

8. محدودیتِ دامنه: ویژگیِ هشتم پیمانه‌هایِ فودوری، محدودیت در دامنه است به این معنا که ورودی‌هایی که یک دستگاهِ شناختیِ ماژولار می‌گیرد، ورودی‌هایی محدود هستند و این سیستم تنها قادر به پردازشِ دسته‌ای مشخص از اطلاعات است.

9. درونی بودن: درونی بودن آخرین ویژگیِ ماژول‌ها در طبقه‌بندیِ فودور است.
PsychoAnalyser
Post #1090 576
Modularity of mind

Modularity of mind is the notion that a mind may, at least in part, be composed of innate neural structures or mental modules which have distinct, established, and evolutionarily developed functions. However, different definitions of "module" have been proposed by different authors. According to Jerry Fodor, the author of Modularity of Mind, a system can be considered 'modular' if its functions are made of multiple dimensions or units to some degree.


ذهنِ انسان برخلافِ تصورِ رایج، یک سیستمِ کاملاً یکپارچه نیست، بلکه مجموعه‌ای است از بخش‌هایی مجزا و جدا از هم که با نامِ پیمانه شناخته می‌شوند و ارتباطِ بینِ این پیمانه‌ها با یکدیگر، با محدودیت‌هایی مواجه است، محدودیت‌هایی بیشتر از آن چیزی که در نگاهِ اول ممکن است به نظر آید.

PsychoAnalyser
Wikipedia Mind combination of cognitive faculties that provides consciousness, thinking, reasoning, perception, and judgement in humans and potentially other life forms
Post #1089 347
ساختار یک کیس ریپورت استاندارد چه بخش‌هایی دارد؟
دکتر علی سلیمانی

PsychoAnalyser
Post #1088 461
ناکامی

روانکاو باید پیوسته بیمار را با خودداری از برآورده کردن درخواست هایش برای عشق، ناکام بگذارد.


• ناکامی، نقش مهمی در روانکاوی ایفا می کند. فروید خاطرنشان می سازد؛ همچنان که سمپتوم های رنج آور با پیشرفت درمان ناپدید می شوند، انگیزه ی بیمار برای ادامه ی روانکاوی به همان میزان رو به کاستی می نهد.بنابراین؛ او پیشنهاد می کند که برای اجتناب از خطر ازدست رفتن کل انگیزه ی بیمار و قطع زودد هنگام درمان، روانکاو باید رنج بیمار را در جایی دیگر به شکل محرومیت هایی ملموس دوباره ایجاد کند.

• این توصیه ی تکنیکی که عموماً به "قاعده ی پرهیز" معروف است، حکایت از آن دارد که روانکاو باید پیوسته بیمار را باخودداری از برآورده کردن درخواست هایش برای عشق ناکام بگذارد. بدین طریق نیاز و حسرت بیمار امکان می یابند تا در او باقی بمانند، تا به عنوان نیروهایی عمل کنند که او را وادار به کنش و ایجاد تغییرات می کنند.

• برای فروید قاعده ی پرهیز اساسا به پرهیز فرد تحت روانکاوی از فعالیت جنسی مربوط می شود؛ اگر یک بیمار مونث ملتمسانه از روانکاو درخواست کند که با او هم خوابه شود، روانکاو باید با خودداری از چنین کاری باعثِ ناکامی فرد تحت روانکاوی شود.

• اگرچه لکان با این توصیه موافق است، اما تاکید می کند که درخواست متداول تری وجود دارد که روانکاو باید آن را نیز ناکام بگذارد و آن درخواست فرد تحت روانکاوی برای «پاسخ » است. فرد تحت روانکاوی از روانکاو انتظار دارد که از قواعد محاورات روزمره پیروی کند.

• روانکاو با پیروی کردن از این قاعده  ساکت ماندن، وقتی که فرد تحت روانکاوی سوالی می پرسد؛ یا فهمیدن کلام او به شیوه ای متفاوت با آنچه مورد نظر اوست، ابزار نیرومندی برای ناکام گذاشتن فرد تحت روانکاوی در اختیار دارد.

• لکان در سال 1961 روش دیگری را برشمرد که روانکاو با آن فرد تحت روانکاوی را ناکام می گذارد و آن خودداری از دادن علامت signal اضطراب به فرد تحت روانکاوی است. غیاب همیشگی اضطراب در روانکاو، حتی وقتی که فرد تحت روانکاوی از روانکاو درخواستِ متحمل شدن اضطراب را دارد. لکان بر این باور است که این روش شاید سودمندترین شکل ناکامی در درمان روانکاوی باشد.

فرهنگ مقدماتی اصطلاحات روان کاوی لکانی | دیلن اونز

PsychoAnalyser
Post #1085 491
فروید می‌گوید قوانین و آیین‌های پیچیده‌ی قربانی‌کردن در تورات، بقایایِ قانونیِ این دوره از تاریخ این دین است. سده‌ها بعد، پیامبرانی مانند عاموس و اشعیا برخاستند و آیین‌های خونینِ آن خدا را نپذیرفتند و قوم را به پرستش تک‌خدای عشق و اخلاق دعوت کردند، همان تک‌خدایی که موسی تبلیغش می‌کرد. مبلغان بعدی، یکتاپرستی یهودی و مسیحی را پدید آوردند.

ناگفته پیداست که برخی از تاریخ‌دانان دین، این بازسازی خلاقانه‌ی فروید از خاستگاه‌های یکتاپرستی یهودی را بسیار ستودند. هرچند، به‌رغم نتیجه‌گیری‌های فروید، رویکرد تفسیری وی به این ادبیات بود که روشی جذاب برای بررسی دین‌های یهودی و مسیحی با توجه به متون مقدس فراهم کرد.

فروید ادبیات کتاب مقدس را هم‌چون نمود ستیزی می‌داند که بین دو شکل بسیار متفاوتی از باور دینی و کنشِ دینی وجود دارد. فروید ادبیات کتاب مقدس را جایگاهی می‌داند که ستیز و دوسوگرایی (ambivalence)، شبیه رؤیاها و لغزش‌های زبانی بیمارهای وی، با هم می‌آیند و چیزی بیشتر از مرادهای خودآگاه‌شان افشا می‌کنند.


موسی و یکتاپرستی، زیگموند فروید

PsychoAnalyser
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →