🔻شکست هژمونی ؛ تجلی و پایداری تمدنی آذربایجان در برابر آسمیلاسیون
✳️ رستاخیز هویت؛ از مهندسی فرهنگ تا بیداری تمدنی
(تحلیلی بر استراتژیهای حذفی، مانقورتسازی و رویشِ مقاومت مدنی از منظر علوم ارتباطات اجتماعی)
✍: علی باقری
پیشگفتار ۱:
تبارشناسی ناسیونالیسم مرکزگرا و شبکه نخبگانی شوونیسم
🔸پروژههای مهندسی فرهنگی و یکسانسازی زبانی در قرن گذشته، چالشهای عمیقی را در جامعهشناسی سیاسی ایران پدید آوردند. مجموعه مقالات پیش رو، تلاشی است لرزان اما مشتاق، برای کالبدشکافی استراتژیهای حذفی و در مقابل، بازخوانی تکاپوهای مدنی و پایداری تمدنی جامعه آذربایجان از منظر علوم ارتباطات اجتماعی.
🔹 در این ده گفتار، تلاش خواهیم کرد با بضاعت اندک خود و با تکیه بر نظریههای علوم ارتباطات، کارنامه این تقابل صدساله را ارزیابی کنیم. گرچه در این پژوهش، آگاهانه «دکتر محمود افشار یزدی» به عنوان شاخص و فاکتور اصلی عملیاتی برگزیده شده است، اما برای درک عمق مسئله، شناخت برخی از چهرههای شبکه نخبگانی شؤونیستی که در قالب چهار نسل متوالی پدیده تکزبانگی و جعل پیوستهای تاریخی را تئوریزه کردند، ضرورت دارد:
▫️نسل اول (معماران مشروطه): چهرههایی چون میرزا آقاخان کرمانی و جلالالدین میرزای قاجار که با مروّج ساختن شاهنامهگرایی سیاسی، دوقطبیهای تند نژادی را پایهگذاری کردند و کثرت زبانی را مایه انحطاط تمدنی خواندند.
▫️نسل دوم (مهندسان ساختار پهلوی اول): اندیشمندانی نظیر محمدعلی فروغی (ذکاءالملک) که تکزبانی را حافظ مرزها و تکثر را مترادف با تجزیه تئوریزه کرد؛ سعید نفیسی که باستانگرایی افراطی را وارد اسناد دیپلماسی ساخت؛ و حسین کاظمزاده ایرانشهر که همگونی زبانی را پیششرط مدرنیته نامید.
▫️نسل سوم (کارگزاران پهلوی دوم): طیفی شامل حسن ارسنجانی، جواد شیخالاسلامی و عباس اقبال آشتیانی که با جعل تاریخی، زبان تورکی در آذربایجان را زبانی تحمیلی قلمداد کردند تا حذف آن را در مدارس توجیه علمی و اخلاقی کنند.
▫️نسل چهارم (نئوناسیونالیسم معاصر): چهرههایی همچون سید جواد طباطبایی که با احیای فلسفی «نظریه ایرانشهری»، هرگونه مطالبهٔ زبانی را تهدیدی وجودی تبیین کرد و خواهان امنیتی شدن آن شد؛ در کنار وی، پرویز ورجاوند نیز در دهههای اخیر با رویکردی انقباضی، اجرای اصل ۱۵ را پروژهای امنیتی بازنمایی نمود.
🔹این مجموعه مقالات تلاشی آکادمیک و مسالمت آمیز برای کالبدشکافی استراتژیهای یکسانسازی زبانی و مهندسی فرهنگی در ایران، از منظر علوم ارتباطات است. ضمن بررسی چهار نسل از نخبگان مرکزگرا و تبیین جریان «شعوبیه ثانی»، پایداری مدنی و تمدنی آذربایجان در برابر آسمیلاسیون را واکاوی میکند. این نوشتار با تأکید بر اصول ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی، خواستار احترام به کثرت زبانی و حقوق برابر اقوام در جهت تحکیم انسجام واقعی ملی است.
ادامه دارد...
⏭ Metam
✅ @pishroaz
Post #34296
642
- 👍 17
- ❤ 2