TGViewer
Channel Public Channel
Perspective | پرسپکتیو

Perspective | پرسپکتیو

@perspective_7

• پرسپکتیو‌؛ روزنه‌ای در آیینۀ هنر
• هنر ؛ پژواک اسرارآمیز انسان‌هاست

Admin: @Arya_baghery
سایت: Perspective.ir


| معماری | نقاشی | ادبیات | نمایش | سینما |
Subscribers
587
Photos
884
Videos
170
Links
347

Showing posts older than #1324 · Back to latest

Older Posts 20 shown
Post #1323 206
ارنست همینگوی:
• کتاب وداع با اسلحه


« دنیا همه را در هم می‌شکند و پس از آن بسیاری در جاهای شکسته قوی می‌شوند. اما آن‌هایی که نمی‌شکنند را می‌کُشد. دنیا، بی‌طرفانه، افراد بسیار خوب و بسیار مهربان و شجاع را می‌کُشد. اگر هیچ‌کدام از این‌ها نباشید، مطمئن باشید که شما را هم خواهد کشت، اما عجله‌ای نخواهد بود. »

📇| #ScreenWriting
👤| #Ernest_Hemingway
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 3
Post #1322 336
ارنست همینگوی:
• درباره ملت متزلزل


« اولین نوشدارو برای یک ملتِ متزلزل و دچار سوء مدیریت، [اول] تورم ارزی است؛ و دومی جنگ. هر دو رفاه موقت به همراه دارند؛ هر دو ویرانی دائمی. اما هر دو پناهگاه فرصت‌طلبان سیاسی و اقتصادی هستند. فرصت‌طلبان نیز خطرناک هستند. شما می‌توانید مخالفان خود را از صحنه روزگار محو کنید. اما اگر این کارِ ناعادلانه را انجام دهید، خودتان هم مستحق محو شدن خواهید بود. »


● به بهانه سالمرگ « ارنست همینگوی »


👤| #Ernest_Hemingway
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 2
Post #1321 199
ویلیام وایلر:
• درباره عملکرد کارگردان


« هر کاری که یک کارگردان انجام می‌دهد باید به داستان و اجراها کمک کند، در غیر این صورت، بی‌فایده است. زیرا کوچکترین چیزی می‌تواند یک صحنه را خراب کند، اما شما باید حاضر باشید ریسک کنید. می‌دانید چون آثار عالی نمی‌توانند کاملاً ساختگی رخ داده باشند. »


• زادروز کمال‌گرای سینما؛ استاد ویلیام وایلر


• ایان فریر، منتقد و مورخ سینما، ویلیام وایلر را «کمال‌گرای واقعی» می‌نامد که تمایلش به برداشت‌های مجدد و تلاش برای صیقل دادن تمام ظرافت‌ها «به افسانه تبدیل شد». توانایی او در کارگردانی مجموعه‌ای از اقتباس‌های ادبی کلاسیک و تبدیل آنها به موفقیت‌های بزرگ در گیشه، او را به یکی از «فیلمسازان پولساز هالیوود» از دهه ۱۹۳۰ تا ۱۹۶۰ تبدیل کرد. او با استعدادش در صحنه‌آرایی، تدوین و حرکات دوربین، فضاهای پویای تئاتری را به فضاهای سینمایی تبدیل کرد. وایلر همچنین به خاطر کارش به عنوان کارگردانِ بازیگران شناخته می‌شد که اغلب آنها را به ستاره شدن سوق می‌داد و بهترین جوایز جهانی را با هدایت‌ بازی‌شان به ارمغان می‌آورد.


👤| #William_Wyler
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 3
Post #1320 201
گوتهولد افرایم لسینگ:
• درباره چشم خلاق


« چشم جستجوگر، کم پیش نمی‌آید که بیش از آنچه آرزویش را داشته باشد، بیابد. پس هر چه بیشتر ببینیم، باید بتوانیم بیشتر تصور کنیم، و هر چه بیشتر تصور کنیم، باید فکر کنیم که بیشتر می‌بینیم. »


■ این مجسمه لسینگ-دنکمال، یک بنای برنزیست که به نمایشنامه‌نویس آلمانی، گوتهولد افرایم لسینگ، تقدیم شده است. این مجسمه که توسط "فریتز شاپر" تراشیده شده، در ابتدا در سال ۱۸۸۱ در هامبورگ نصب شده بود. این مجسمه در میدان عمومی Gänsemarkt (بازار غاز) در محله Neustadt هامبورگ، آلمان، واقع شده است. این بنای یادبود در Gänsemarkt 38, 20354 Hamburg, Germany واقع شده است.


➖ #Basics
👤| #Lessing
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #1319 220
‍ ● ویژگی‌ سینمای سهراب شهیدثالث
● زیبایی‌شناسی سینمای سهراب شهیدثالث


۱. سادگی و عادی بودن زندگی:
آثار سهراب شهیدثالث عاری از هر نوع هیجان و حادثه اما عمیق و تفکربرانگیز است. همان سادگی و آمیخته نشدن زندگی با مسائل غیرعادی و غیر معمول، تماشاگر را خیلی آسان به تعمق وا می‌دارد.

سهراب بارها گفته است "من آرزو دارم فیلم‌های انسانی بسازم که زندگی واقعی و روابط انسانها را در برداشته باشد." و در مصاحبه ای تصریح کرده است: «من ترجیح می‌دهم که انگیزه‌های بیماری را نشان دهم؛ برای درمان دارو و پزشک هست...» و در قسمت دیگری از همین مصاحبه، مثالی از «چخوف» در این مورد آورده است می‌گوید: وظیفه دادگاه این است که متهم را بیاورد و بگوید جرمش چیست درباره این که این متهم محکوم یا تبرئه می‌شود، قضاوت به عهده هئیت منصفه است. هئیت منصفه در اینجا به نظر من تماشاگر فیلم است.


۲. کم‌بهرگیِ کلام: استفاده هر چه کمتر از گفت وگو (دیالوگ) آدم‌های «طبیعت بی‌جان» بخصوص بسیار کم‌حرفند. در آثار سهراب، انسان‌ها قربانی‌تر از آنند که درک شوند، فهم شوند و بتوانند با کلام ابراز وجود کنند. در جهان‌بینیِ شهیدثالث، کلام شکل ایجابی و شعف‌انگیزی از ابراز وجود است. پس چگونه انسان‌هایی که مغموم و فرسوده زیستن هستند با کلام می‌توانند ابراز شعف کنند.


۳. تکرار مکررات جزئی:
جزئی‌ترین صحنه‌ها را مکرر به تماشاگر عرضه می‌کند و عقیده دارد برای نشان دادن یکنواختی زندگی لازم است تصاویر و صحنه‌ها به قدری تکرار می‌شود تا در عمق روح تماشاگر نفوذ کند و اثر بگذارد.


۴۔ سکون و سکوت:
سکون و سکوت فضای پیرامون افراد و اشخاص که در فیلمهایش ظاهر می‌شوند. غرض از اتخاذ این روش، جلب توجه به خصوصیات اخلاقی و رفتاری آنان است. سکوت و طولانی شدن در صحنه‌هائی از فیلم طبیعت بی‌جان نظیر پیچیدن سیگار و چای خوردن راهبان پیر و سوزن نخ کردن همسر او به همین منظور است.


۵ - پرهیز از موسیقی:
به کار نبردن موسیقی متن؛ استفاده از موسیقی را در فیلم یک نوع مداخله سینماگر در تعمق و تفکر تماشاگر می‌انگارد. تفکری جبرگرایانه و واقع گرایانه که آدم‌ها را در وضعیت فعلی‌شان دچار نوعی هبوط و پوچی دوگانه می‌کند. به این طریق حتی اگر در «اتوپیا» زنی درحال آمیزش جنسی باشد می‌تواند با سکوت، خیره شدن به یک نقطه و رفتن در خلوت ذهنی خود، شهوانی‌ترین لحظات نیز تبدیل به سنگین‌ترین و غمگنانه‌ترین لحظات شوند.


۶. مکان‌مندی:
ماجرای فیلم‌های سهراب شهیدثالث بیشتر در محل‌های معینی اتفاق می‌افتد که خانه و محل کار مهمترین آن‌ها به شمار می‌رود. غالباً این قبیل مکان‌ها را از زاویه‌های مختلف نشان می‌دهد، حتی گاهی بدون حضور هیچ یک از افرادی که در فیلم نقشی به عهده دارند.


۷. رابطه مادر و فرزند:
در اکثر فیلم‌های او فرزند یک پسر است و این رابطه بیشتر خیلی سرد برگزار می‌شود بخصوص در فیلم‌های «یک اتفاق ساده» و «طبیعت بی‌جان». اما در هر صورت به نقش مادر در زندگی انسان اهمیت می‌دهد و از جمله مرگ مادر را فلج‌کننده زندگی خیلی از اشخاص می‌خواند.


۸. تنهایی غم‌انگیز انسان:
داستان فیلم‌های سهراب غالباً حکایت از تنهایی روح آدمی می‌کند و شخصیت‌ها (پرسوناژها) در تمام طول فیلم این حقیقت را با حرکات و سکنات و سکوت خود ابراز می‌دارند. سیاهی و غربت روح در همه صحنه‌ها موج می‌زند.


۹.
همدردی با محرومان و درماندگان: سهراب همه وقت با تمام نیروی خلاقه خود به تجسم درد و رنج طبقات محروم جامعه می‌پردازد و سعی می‌کند محیط زندگی و طرز فکر و تلقی آنان را از آنچه پیرامون‌شان میگذرد به رخ تماشاگر بکشد. با این هدف که تفهیم کند این زندگی شایسته یک انسان نیست و با هنرمندی ظلم و ستمی را که بر این توسری خورهای بیگناه می‌رود برملا سازد. در ضمن حس همدردی و غمخواری را بر می‌انگیزد.

سهراب بارها در مصاحبه‌های خود اعلام داشته که اگر من بر درد و رنج یک فرد تاکید می‌گذارم هرگز از این حقیقت غافل نیستم که این یک نفر نماینده درد و رنج دیگران هم هست. به پیرامون خود بنگرید به نظایر این فرد بسیار بر می‌خورید و به معصومیت و بی‌گناهی آنها واقف می‌شوید.

از صحنه‌های منقلب‌کننده فیلم «طبیعت بی‌جان» نقطه پایان فیلم است که سوزنبان پیر آخرین نگاه را به آئینه دیواری می‌افکند و یا دوران پایان یافته عمر فعالش در سوزنبانی وداع می‌گوید.


۱۰. طنز گزنده:
فیلم‌های سهراب با طنز گزنده‌ای نیز آمیخته است و این بیشتر بر اثر نفوذی است که آثار چخوف در او داشته، آن هم طنز سیاه. وقتی نویسنده‌ای یا فیلمسازی در بیان مطلب به مرز ناتوانی و عجز می‌رسد، به طنز متوسل می‌شود. بر روی این نکته بارها در گفته‌ها و نوشته‌هایش تأکید گذاشته است.

📚| #Aesthetic
👤| #Sohrab_Shahid_Saless
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #1318 184
ولاشـن:
• منتقد انگلیسی‌تبار
• مجله رودکی شماره ۶۹-۷۰
• درباره سینمای سهراب شهیدثالث


« در حقیقت سهراب با فیلم خود زندگی را در حد عادی یکنواخت و گاه خسته کننده آن نشان می‌دهد. زندگی بدون هیجانات و رویدادهای اغراق آمیز که کمتر اتفاق می‌افتد. اتفاقات فیلم همان‌هایی است که عیناً در زندگی حقیقی وجود دارد و این حسن فیلم است و پذیرفتنی و قابل لمس که تماشاگر حوادث آن را به عنوان چیزهای عادی که هر لحظه رخ می‌دهد قبول می‌کند. »


👤| #Sohrab_Shahid_Saless
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 2
  • 👍 1
Post #1317 199
سهراب شهیدثالث:
• درباره رهگیری حقیقت
• به مناسبت زادروز او


« حقایق موجود در پیرامون ما، و به‌نوعی نزدیک به دست ما، آن چیزی است که پیش پا افتاده است و ما آن‌را راحت می‌بینیم، و به طبع راحت نادیده می گیریم. ولی اگر خیلی لطف کنیم، همان‌طور که می‌بینیم تحویل دوربین می‌دهیم، دوربین نیز تحویل لابراتوار می‌دهد و همین طور سلسله مراتبی طی می‌شود. بنظرم این راه بایستی برای کشف و تبیین حقیقت طی شود . »


👤| #Sohrab_Shahid_Saless
🌀| @Perspective_7
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #1316 247
Perspective | پرسپکتیو ● ویژگی‌های اصلی سینمای تجربه‌گرا (۵) ۵. آزادی در استفاده از زمان و ریتم 🔻از مهمترین ویژگی‌های سینمای تجربه‌گرا "آزادی در استفاده از زمان و ریتم" است. در سینمای معمول و رایج، روال چنین است که زمان مادی با زمان عاطفی همسان و قرین گردد. چنانکه مخاطب با درگیری…
● ویژگی‌های اصلی سینمای تجربه‌گرا (۶)
۶. استفاده از تکنیک‌های آوانگارد و مواد خام


🔻از دیگر ملزومات سینمای تجربه‌گرا "استفاده از تکنیکهای آوانگارد یا مواد خام" است. در سینمای رایج، منطق بودجه فیلم برای تولید فیلمی حرفه‌ای، تجهیزاتی حرفه‌ای می‌طلبد، برای مخاطب نیز درک شیمی فیلم مهم است، اما سینمای تجربه‌گرا با جراحت و از دستکاری فیزیک فیلم، تلاش بر خلق شیمی دیگری دارند که با بودجه و امکاناتی ناچیز همخوان باشد. چالشی برای مخاطب عادی طاقت‌فرسا بود. مثل فیلم ایزیدور ایزو، به نام «زهر و ابدیت»، که ۴ و نیمساعت تصاویر ناموزون، خراشیده و لرزان، فریم‌های خالی، استوک‌شات را همراه با آمبیانس‌های محیط و موسیقی متن در جشنواره کن سال (۱۹۵۱) به نمایش در آورد.


🔻از ویژگی‌های این ملزومات عبارتند از:

• فیلمبرداری با دوربین‌‌های ارزان، موبایل یا ۸ میلمتری
• دستکاریِ فیزیکیِ فیلم: خراشیدن نگاتیو فیلم
• سوزاندن و یا نوردهی بیش از حد قاب
• استفاده از جلوه‌های بصری دستی یا ابتدایی
• پیوند غذا، اشیاء، حرکت یا بدن بعنوان عناصر ساختاری


📚 کتاب "سینما و فیلم تجربی"
✍ نویسنده: جکی هتفیلد

📚 | #Cinematicterms
🌀 | @Perspective_7
  • ❤ 2
  • 👍 2
Post #1315 3.72K
تئودور آنگلوپولوس:
• درباره دشت گریان
• کرگ تیلولا، ۱۶ ژانویه (۲۰۰۵)


« دشت گریان، داستان بسیار ساده‌ای دارد. یک نفر، سعی می‌کند از مرزهای نظم تثبیت شده‌ی عرفی فراتر رود و قواعد و هنجارهای این نظام را واژگون سازد. در چنین موقعیتی است که تراژدی زاده می‌شود. سپس تاریخ به میان می‌آید و با اسطوره بهم می‌آمیزد. در نتیجه تراژدی برجسته‌تر و عیان‌تر می‌شود. هیچکس نمی‌تواند بگوید من خارج از تاریخ زندگی می‌کنم، مرا رها کنید، کاری به کار من نداشته باشید چون من سهمی در تاریخ ندارم. »


• 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒆𝒑𝒊𝒏𝒈 𝑴𝒆𝒂𝒅𝒐𝒘 (𝟐𝟎𝟎𝟒)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑻𝒉𝒆𝒐 𝑨𝒏𝒈𝒆𝒍𝒐𝒑𝒐𝒖𝒍𝒐𝒔


👤| #Angelopoulos
🌀| @Perspective_7
  • 👍 1
Post #1314 274
فرانتس فانون:
• کتاب دوزخیان زمینی (۱۹۶۱)


هر نسلی...
باید در ابهامی نسبی،
رسالت خود را کشف کند
یا آن‌را به انجام برساند؛ یا به آن خیانت کند.


"Chaque génération doit,
dans une relative opacité,
découvrir sa mission, la remplir ou la trahir."


• 𝑻𝒉𝒆 𝑻𝒉𝒊𝒓𝒅 𝒐𝒇 𝑴𝒂𝒚 𝟏𝟖𝟎𝟖 (𝟏𝟖𝟏𝟒)
• 𝑷𝒂𝒊𝒏𝒕𝒆𝒓: 𝑭𝒓𝒂𝒏𝒄𝒊𝒔𝒄𝒐 𝑮𝒐𝒚𝒂


📚| #Basics
🌀| @Perspective_7
  • 👍 2
  • ❤ 1
Post #1313 253
▪️ نظر مرحوم عباس کیارستمی درباره تاثیراتی که یک فیلمساز از آثار هنری دیگران می‌پذیرد. اینکه براستی آیا محیط زندگی بر فیلمساز تاثیر می‌گذارد یا این فیلم‌ها هستند که منبع الهام فیلمسازند ؟

■ صحبت‌های عباس کیارستمی درباره اینکه از کجا شروع کرد و چه حرفه‌هایی را تا رسیدن به حرفه فیلمسازی پیمود.


▪︎ به مناسبت زادروز او در یکم تیرماه


👤| #Abbas_Kiarostami
🌀| @Perspective_7
  • 👍 1
Post #1312 241
تئودور آنگلوپولوس:
• درباره کارکرد امروز سینما


« جهان اکنون بیش از هر زمان دیگری به سینما نیاز دارد. سینما ممکن است آخرین شکل مهم مقاومت در برابر دنیای رو به زوالی باشد که در آن زندگی می‌کنیم. »



👤| #Angelopoulos
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 3
  • 👍 1
Post #1311 275
اندرو ساریس:
• درباره ماهیت روانشناختی فیلم‌ها


« فیلم‌ها به قدمت روانکاوی هستند. بنابراین اگر شما یا هر کس دیگری را روی مبل بنشانم و بگویم: «فیلم‌های مورد علاقه‌ات را بگو»، این راهی برای روانکاوی شما خواهد بود. »


▪️سالمرگ اندرو ساریس؛ منتقد بنام آمریکایی‌تبارِ سینما


👤| #Andrew_Sarris
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 3
Post #1310 322
جملاتی از ماکسیم گورکی:
● کتاب "مادر"


• « این ترس همان چیزی است که همه ما را نابود می‌کند. و برخی بر ما مسلط می‌شوند؛ آنها از ترس ما سوءاستفاده می‌کنند و ما را بیشتر می‌ترسانند. به این نکته توجه کنید: تا زمانی که مردم بترسند، بسان درختان توس در مرداب خواهند پوسید. ما باید جسور شویم؛ وقتش رسیده است! »

• « سیاست خاکی است که در آن گزنه دشمنی مسموم، سوءظن‌های شیطانی، دروغ‌های بی‌شرمانه، تهمت، جاه‌طلبی‌های بیمارگونه و بی‌احترامی به فرد به سرعت و به وفور رشد می‌کند. هر چیز بدی را در انسان نام ببرید، دقیقاً در خاک مبارزه سیاسی است که با سرزندگی و فراوانی خاصی رشد می‌کند. »


● امروز، ۱۸ ژوئن سالمرگ نویسنده بزرگ، شاعر مشهور روسی «ماکسیم گورکی» است. او از طرفداران سوسیالیسم بود و پنج بار نامزد جایزه نوبل ادبیات شد. پیش از موفقیتش به عنوان نویسنده، بطور گسترده در سراسر امپراتوری روسیه سفر کرد و مرتباً شغل خود را تغییر داد. این تجربیات بعداً بر نوشته‌های او تأثیر گذاشت. او با دیگر نویسندگان روس، مانند لئو تولستوی و آنتوان چخوف، که در خاطراتش از هر دو نام برده، معاشرت و نزدیکی داشت.

👤| #Maxim_Gorky
🌀| @Perspective_7
  • 👍 1
Post #1309 265
‍ ▪︎ ده اصل مشترک بازیگری سیستم متد
▪︎ مروری بر رویکردهای آموزش بازیگری در تئاتر



• معلمان متد تحت تأثیر همکاری خود در آزمایشگاه تئاتر امریکایی، گروه تئاتر و تئاتر ییدیش قرار گرفتند. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، استراسبرگ (در استودیو بازیگران)، آدلر (در هنرکده ی استلا آدلر) و مایزنر (در تماشاخانه محله) نسخه‌های خود از متد را پرورش دادند، و هر یک ادعا می‌کردند که وارثان حقیقی سیستم استانیسلاوسکی هستند و هر یک از مراحل مختلف کار استانیسلاوسکی و واختانگوف برای تأکید بر رویکرد خود استفاده می کردند. در حالی که این سه در برخی موارد بر نکات متفاوتی تأکید می‌کردند، کم و بیش بر ده اصل اساسی برای بازیگری متد توافق داشتند که آن ده مورد به شرح زیر است:


• ۱) بازیگر باید هر کلمه، کنش و رابطه روی صحنه را توجیه کند. بازیگر خود به خود در صحنه حرکت و صحبت می‌کند اما همه چیز در طول تمرینات برای اطمینان از حداکثر تأکید بر انگیزه، فکر شده است.


• ۲) در یافتن انگیزه شخصیت، بازیگران به دنبال اهداف، کنش‌ها و مقاصد می‌گردند. بازیگران فرا-هدف یا «ستون فقرات» شخصیت را کشف می‌کنند که تمام کنش‌های روی صحنه را بر می‌انگیزد.


• ۳) فرا-هدف شخصیت باید ضرورت داشته باشد: هر کنش و هدف باید یک فوریت داشته باشد («چقدر رسیدن به هدف اهمیت دارد و چه پیامدهایی در صورت عدم دستیابی به آن رخ خواهد داد؟») این شامل ایجاد موانعی است که از دسترسی آسان به دستیابی هدف جلوگیری می‌کند. کار بر روی فوریت باید از آرامش، تمرکز و انتخاب خلاقانه‌ی (انتخاب ها) اهداف ناشی شود.


• ۴) برای تأکید بر هدف، بازیگر زیرمتن یا فرایندهای فکری را ایجاد می‌کند که انگیزه‌ی اعمال شخصیت را شکل می‌دهند. هر کلمه در نمایشنامه، یک پایه‌ی غیرکلامی زیربنایی دارد که دلیلی است برای کلمه‌ی نوشته شده‌ی نمایشنامه‌نویس. کلمات نمایشنامه‌نویس به عنوان یک طرح ظاهری عمل می‌کنند؛ زیرمتن تعریف درونی نقش را فراهم می‌کند.


• ۵) در یافتن زیرمتن نقش، بازیگر کلی‌گویی‌ها را رد می‌کند و در عوض بـر شـرایط خاص تعریف شده در نمایشنامه تأکید می‌کند. از سبک، دوره و مد اجتماعی گرفتـه تـا نحوه رفتار، زندگی و ارتباط شخصیت با دیگر شخصیت‌ها و موقعیت‌ها.


• ۶) در تعریف شرایط، بازیگران طوری رفتار می‌کنند که گویی در موقعیت نمایشنامه زندگی می‌کنند. در انجام این کار بازیگر باید تخیل خود را متمرکز کند و انتخاب‌های خلاقانه‌ای را که متن را تقویت می‌کنند مشخص کند و ایده‌های جذابی را که زیر کلمات پنهان شده‌اند، پرورش دهد.


• ۷) تأکید بر رفتار صادقانه‌؛ احساسات هرگز نباید به وضوح نشان داده شوند. در عوض بازیگر کار را از شور و احساسات خود شروع می‌کند که اغلب در بازیگری متد به عنوان کار از «درون به بیرون» شناخته می‌شود. الیا کازان کارگردان بازیگری متد و عضو سابق گروه تئاتر، با استناد به نظریات واختانگوف نوشت که برای بازیگران متد، تجربه روی صحنه «باید واقعی باشد، نه براساس تقلید عینی؛ بازیگر باید همان چیزی را که شخصیت او در حال تجربه‌ی آن است تجربه کند؛ احساس باید واقعی باشد، نه تظاهر؛ باید در حال وقوع باشد، نه اینکه نشان داده شود».


• ۸) برای دستیابی به تجربه احساسات واقعی، بازیگر لحظه به لحظه بر اساس محرک کار می‌کند، گویی که وقایع روی صحنه واقعاً در همان زمان در حال رخ دادن هستند، صحبت می‌کنند و گوش می‌دهند. در بازیگری متد، شخصیت‌پردازی ثابت نیست. بلکه یک پاسخ سیال و خودجوش به وقایع روی صحنه است. استراسبرگ توضیح می‌دهد که: «بازیگر باید بداند که وقتی روی صحنه می‌رود چه کاری می‌خواهد انجام دهد. در عین حال باید به خود اجازه دهد آن را طوری انجام دهد که به نظر برسد به اولین بار اتفاق می‌افتد. این بدان معناست که بدن، صدا، هر جنبه از بیان، باید از او تغییرات طبیعی محرک‌ها پیروی کنند؛ با اینکه بازیگر کنش‌ها را تکرار می‌کند قدرت محرک‌ها ممکن است از روزی به روز دیگر متفاوت باشد. » (۱۹۶۵ : ۱۶۷)


• ۹) تمرینات نیاز به بداهه‌پردازی متن نمایشی دارند - چرت و پرت‌گویی (استراسبرگ)، نقل قول (آدلر)، یا تمرینات تکرار (مایزنر) - که تفسیر شخصی بازیگر را تشویق می‌کند و در نتیجه بازیگر را از وابستگی به کلمات آزاد می‌کند.


• ۱۰) در نهایت، بازیگر نقش را شخصی‌سازی می‌کند، یعنی از خود، از واقعیت احساسی، روانشناختی یا تخیلی خود بهره می‌گیرد و جنبه‌هایی از خاطرات، تجربیات زندگی و مشاهدات خود را که با نقش همبستگی دارند، به نمایش می‌گذارد.


📚 | کتاب « تربیت بازیگر »
✍️| نویسنده: آلیسون هاچ


🎭| #About_Theatre
🌀| @Perspective_7
  • 👍 1
Post #1308 210
بنیـتو پرز گالدوس:
• ترافالگار (Trafalgar)


« [...] حتماً افراد بسیار شروری هستند که برای منافع خود جنگ راه می‌اندازند، یا به این دلیل که جاه‌طلب هستند و می‌خواهند حکومت کنند، یا به این دلیل که حریص هستند و آرزوی ثروتمند شدن دارند. این افراد شرور کسانی هستند که دیگران را فریب می‌دهند، همه این افراد نگون‌بختی که به جنگ می‌روند؛ و برای کامل کردن این فریب، آنها را تحریک می‌کنند تا از ملت‌های دیگر متنفر باشند؛ آنها اختلاف می‌اندازند، حسادت را برمی‌انگیزند... »

• «گـالـدوس» رمان‌نویس، درام‌نویس و سیاستمدار اسپانیایی، یکی از نویسندگان تابناک ادبیات رئالیست جهان است. او از چهره‌های ادبی برجسته در قرن نوزدهم اسپانیا بود و برخی از محققان اورا پس از «میگل دِ سروانتس»، دومین رمان‌نویس برتر اسپانیایی می‌دانند. گالدوس حدود ۸۰ رمان در کارنامه خود دارد و همچنان در اسپانیا محبوب است. وی با دیکنز، بالزاک و تولستوی برابری می‌کند اما در کشورهای انگلیسی زبان کمتر شناخته شده است. متأسفانه تنها برخی از آثار او اکنون به انگلیسی ترجمه شده‌اند. رمان‌های او سند تابناک تاریخ‌نگاری اسپانیا محسوب می‌شود.

👤| #Galdós
🌀| @Perspective_7
  • 👍 2
Post #1307 233
« با یک ایرانی...
بحث منطقی و استدلال سودمند نیست
ناگزیر باید احساساتش را به بازی گرفت
و خود-پسندی و غرورش را ارضا کرد. »


● برگرفته از خاطرات سر آرتور هاردینگ
● سفیر انگلستان در تهران (۱۹۰۴-۱۹۰۱)




📚| #Basics
🌀| @Perspective_7
  • 👍 3
  • ❤ 1
  • 👎 1
Post #1306 243
● اگر با نظر به آرای دیوید هیوم، زیبایی را یک ویژگی مستقل درون خودِ اشیاء ندانیم بلکه زیبایی را یک صفت درونی وابسته به ذهنِ ناظر (Subjective) و برخاسته از ذوق و احساس (Taste) بدانیم؛ فیلم چشم شیطانِ برگمان را می‌توان یکی از هیومی‌ترین آثار اینگمار برگمان بدانیم. در فیلم شخصیت‌های جهنمی متکی به چشم ناظر یعنی چشمِ شیطان آگاه به امر زیبا می‌شوند، اما از سویی ذوق و احساس از آنان گرفته شده است. شیطان نیز بواسطه زیبایی - نه بواسطه ذوق و احساس - قدرت خودرا نشان می‌دهد و دون ژوان را که محروم از این دو قوه شده، در مصاف با زیبایی - یعنی دختری عفیف و باکره - از جهنم بیرون می‌کشد. به همین خاطر آیینه پشتِ دون ژوانِ خالی از ذوق و احساس است. چون هیچ تصوری از امر زیبا ندارد. شیطان نیز به همین خاطر با وسوسه، ذوق و احساس اورا تحریک می‌کند. برگمان، چنان میزانسن می‌دهد که آیینه بعنوان چشم ناظر برای دون ژوان، خالی از ذوق و احساس دیده شود - در حالی که شیطان در آینه منعکس نمی‌شود اما چشم ناظرِ وسوسه‌گرش کنار دون ژوان دیده شود.

• 𝑻𝒉𝒆 𝑫𝒆𝒗𝒊𝒍'𝒔 𝑬𝒚𝒆 (𝟏𝟗𝟔𝟎)
• 𝑫𝒊𝒓𝒆𝒄𝒕𝒐𝒓: 𝑰𝒏𝒈𝒎𝒂𝒓 𝑩𝒆𝒓𝒈𝒎𝒂𝒏

➖ #Aesthetic
👤 #Ingmar_Bergman
🌀 @Perspective_7
  • 👍 2
Post #1305 259
‍ ● هنر در زمانهای ماقبل تاریخ (۱)
● عصر حجر قدیم: جادو و طبیعت‌گرائی



افسانه عصر طلائی قصه‌ای است بسیار قدیم. ما بدرستی نمی‌دانیم که از نظر جامعه‌شناسی علت چیست که این همه حرمت از برای گذشته قائل می‌شوند. شاید ریشه این امر در پیوند قبیله‌ای و خانوادگی یا کوششی باشد که طبقات ممتاز، مصروف می‌دارند تا امتیازات خویش را بر توارث استوار سازند.

هر چه باشد، احساس اینکه آنچه به گذشته مربوط است باید بهتر از حال باشد هنوز چنان نیرومند است که نویسندگان تواریخ هنر و باستان‌شناسان وقتی می‌خواهند ثابت کنند که چرا قدیمترین سبک‌های هنری را بیشتر می‌پسندند، حتی از تحریف تاریخ بیمی به خود راه نمی‌دهند. بعضی از آنها هنر مبتنی بر اصول صوری، انتزاع و آرمانی کردن زندگی را نخستین نشان فعالیت هنر می‌دانند و برخی دیگر هنر مبتنی بر بازسازی و حفظ زندگی طبیعی اشیاء را.

اتخاذ چنین نظریاتی بسته به این است که هنر را افزار رام کردن و چیره شدن بر واقعیت تلقی کنیم یا آن را به‌عنوان وسیله‌ای برای سپردن خود به طبیعت بکار بریم. به عبارت دیگر، موافق با نظریات خود کامه یا محافظه‌کارانه یا آزاداندیش یا مترقی «شکل‌های» هندسی هنر تزئینی یا اشکال بیان هنر طبیعت‌گرا و تقلیدی را در مقام قدیم‌تر پاس می‌دارند. آثاری که از هنر اولیه برجای مانده است به هرحال به نحو روشنی حق تقدم را به طبیعت گرائی می‌دهند، و این مدعا پا به پای پیشرفت تحقیقات قوت بیشتری می‌یابد، چندان که اینك دفاع از نظریه تقدم هنر دور از زندگی و طبیعت، روز به روز دشوارتر می گردد.

اما نکته شایان توجه درباره طبیعت‌گرائیِ ما‌قبل تاریخ این نیست که آن قدیم‌تر از «اسلوب» هندسی است - که خود بیشتر به قیافه اولیه و ابتدائی جلوه می‌کند - بلکه این است که این طبیعت‌گرائی مبین کلیه مراحل خاصی است که هنر در زمان‌های جدید در سیر تکامل خویش پیموده است، و به هیچ روی چیزی صرفاً غریزی و ساکن یا پدیده‌ای تاریخی، آنطور که صاحبنظران و کارشناسان هنر هندسی و بسیار صوری، با دل‌مشغولی اعلام می‌کنند، نیست.

هنری است که بر خط وفاداری شدید به طبیعت پیش می‌رود: بدین معنی که قواره اشکال هنوز قدرى خشك و نابهنجارند و اجزائشان با صرف زحمت پرداخته شده است. این پیشرفت همچنان ادامه می‌یابد و به اسلوبی منتهی می‌شود که زنده و با روح و تقريباً امپرسیونیستی است: جریانی است که نسبت به پرداخت تأثر بصری در قالب تصویری و آنی و بظاهر طبیعی، به نظر موافق می‌نگرد. در این اسلوب دقت طرح به چنان حدی از ظرافت می‌رسد که می‌خواهد بر حالات و جنبه‌های بس دشوار و حرکات بس گذرا و قرار چیره شود و نسبت‌های خطوط را به وجهی ارائه کند که تأثیری طبیعی در بیننده برجای گذارد.

این طبیعت‌گرائی به هیچ روی دارای فرمول ثابت و ساکنی نیست، بلکه شکلی است پر جنبش و زنده که می‌کوشد واقعیت را به یاری متنوع‌ترین وسیله بیان ارائه کند، و وظیفه خویش را گاه بیش و کم با مهارت تمام به انجام می‌رساند. این وضع غریزی خالی از تمایز طبيعت، اينك مدتهاست سپری شده لیکن هنوز برای وصول به مرحله‌ای از فرهنگ که طی آن فرمول‌های دقیق هنری خلق و ابداع شوند راهی دراز در پیش است که باید پیمود.

اما چیزی ـ که خود شاید شگفت‌ترین پدیده تاریخ هنر باشد ـ مايه حیرت است، چرا که بین این هنر ماقبل تاریخ و هنر «کودکانه» یا هنر دوران‌های اخیرتر اقوام اولیه، هیچ همانندگی وجود ندارد.

نقاشی‌های کودکان و آثار هنری اقوام همزمان، چیزهای حسی نیستند بلکه موافق با موازین عقلی ساخته و پرداخته شده‌اند: چیزهائی را نشان می‌دهند که کودک یا هنرمند اولیه می‌دانسته است، نه آن چیزهائی که در واقع می‌دیده، و تصویری که از شیئی ارائه می‌کنند نه تصویر بصری و کالبدی بلکه چیزی است ترکیبی که بر اساس قواعد نظری فراهم آمده است. هنرمند در این تصاویر دید از روبرو را با دید از پهلو یا دید از بالا ترکیب می‌کند و آنچه را که به گمان او دانستنش در شناخت شیء مورد نظر لازم است از نظر دور نمی‌دارد. مقیاس اجزائی را که از نظر عمل یا از لحاظ وظایف زیستی مهم می‌پندارد بزرگ می‌کند اما هر چیز دیگری را که نقش مستقیمی در وضع کلی شیء مورد نظر نداشته باشد نادیده می‌انگارد، هرچند بخودی خود از حیث تاثیر مهم باشد.


➖ پایان قسمت اول - ادامه دارد...
📚 کتاب « تاریخ اجتماعی هنر »
✍️ نویسنده: آرنولد هاوزر


📚| #‌Art_History
🌀| @Perspective_7
  • ❤ 1
  • 👍 1
Post #1304 233
لئو تولستوی:
• درباب میهن‌پرستی
• از رمـان جـنـگ و صـلـح


هرچه دولت بزرگتر باشد،
میهن‌پرستی آن
نادرست‌تر و بی‌رحمانه‌تر است



👤| #Leo_Tolstoy
🌀| @Perspective_7
  • 👍 3
Older posts →
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →