● ویژگی سینمای سهراب شهیدثالث ●
زیباییشناسی سینمای سهراب شهیدثالث
۱. سادگی و عادی بودن زندگی: آثار سهراب شهیدثالث عاری از هر نوع هیجان و حادثه اما عمیق و تفکربرانگیز است. همان سادگی و آمیخته نشدن زندگی با مسائل غیرعادی و غیر معمول، تماشاگر را خیلی آسان به تعمق وا میدارد.
سهراب بارها گفته است "من آرزو دارم فیلمهای انسانی بسازم که زندگی واقعی و روابط انسانها را در برداشته باشد." و در مصاحبه ای تصریح کرده است: «من ترجیح میدهم که انگیزههای بیماری را نشان دهم؛ برای درمان دارو و پزشک هست...» و در قسمت دیگری از همین مصاحبه، مثالی از «چخوف» در این مورد آورده است میگوید: وظیفه دادگاه این است که متهم را بیاورد و بگوید جرمش چیست درباره این که این متهم محکوم یا تبرئه میشود، قضاوت به عهده هئیت منصفه است. هئیت منصفه در اینجا به نظر من تماشاگر فیلم است.
۲. کمبهرگیِ کلام: استفاده هر چه کمتر از گفت وگو (دیالوگ) آدمهای «طبیعت بیجان» بخصوص بسیار کمحرفند. در آثار سهراب، انسانها قربانیتر از آنند که درک شوند، فهم شوند و بتوانند با کلام ابراز وجود کنند. در جهانبینیِ شهیدثالث، کلام شکل ایجابی و شعفانگیزی از ابراز وجود است. پس چگونه انسانهایی که مغموم و فرسوده زیستن هستند با کلام میتوانند ابراز شعف کنند.
۳. تکرار مکررات جزئی: جزئیترین صحنهها را مکرر به تماشاگر عرضه میکند و عقیده دارد برای نشان دادن یکنواختی زندگی لازم است تصاویر و صحنهها به قدری تکرار میشود تا در عمق روح تماشاگر نفوذ کند و اثر بگذارد.
۴۔ سکون و سکوت: سکون و سکوت فضای پیرامون افراد و اشخاص که در فیلمهایش ظاهر میشوند. غرض از اتخاذ این روش، جلب توجه به خصوصیات اخلاقی و رفتاری آنان است. سکوت و طولانی شدن در صحنههائی از فیلم طبیعت بیجان نظیر پیچیدن سیگار و چای خوردن راهبان پیر و سوزن نخ کردن همسر او به همین منظور است.
۵ - پرهیز از موسیقی: به کار نبردن موسیقی متن؛ استفاده از موسیقی را در فیلم یک نوع مداخله سینماگر در تعمق و تفکر تماشاگر میانگارد. تفکری جبرگرایانه و واقع گرایانه که آدمها را در وضعیت فعلیشان دچار نوعی هبوط و پوچی دوگانه میکند. به این طریق حتی اگر در «اتوپیا» زنی درحال آمیزش جنسی باشد میتواند با سکوت، خیره شدن به یک نقطه و رفتن در خلوت ذهنی خود، شهوانیترین لحظات نیز تبدیل به سنگینترین و غمگنانهترین لحظات شوند.
۶. مکانمندی: ماجرای فیلمهای سهراب شهیدثالث بیشتر در محلهای معینی اتفاق میافتد که خانه و محل کار مهمترین آنها به شمار میرود. غالباً این قبیل مکانها را از زاویههای مختلف نشان میدهد، حتی گاهی بدون حضور هیچ یک از افرادی که در فیلم نقشی به عهده دارند.
۷. رابطه مادر و فرزند: در اکثر فیلمهای او فرزند یک پسر است و این رابطه بیشتر خیلی سرد برگزار میشود بخصوص در فیلمهای «یک اتفاق ساده» و «طبیعت بیجان». اما در هر صورت به نقش مادر در زندگی انسان اهمیت میدهد و از جمله مرگ مادر را فلجکننده زندگی خیلی از اشخاص میخواند.
۸. تنهایی غمانگیز انسان: داستان فیلمهای سهراب غالباً حکایت از تنهایی روح آدمی میکند و شخصیتها (پرسوناژها) در تمام طول فیلم این حقیقت را با حرکات و سکنات و سکوت خود ابراز میدارند. سیاهی و غربت روح در همه صحنهها موج میزند.
۹. همدردی با محرومان و درماندگان: سهراب همه وقت با تمام نیروی خلاقه خود به تجسم درد و رنج طبقات محروم جامعه میپردازد و سعی میکند محیط زندگی و طرز فکر و تلقی آنان را از آنچه پیرامونشان میگذرد به رخ تماشاگر بکشد. با این هدف که تفهیم کند این زندگی شایسته یک انسان نیست و با هنرمندی ظلم و ستمی را که بر این توسری خورهای بیگناه میرود برملا سازد. در ضمن حس همدردی و غمخواری را بر میانگیزد.
سهراب بارها در مصاحبههای خود اعلام داشته که اگر من بر درد و رنج یک فرد تاکید میگذارم هرگز از این حقیقت غافل نیستم که این یک نفر نماینده درد و رنج دیگران هم هست. به پیرامون خود بنگرید به نظایر این فرد بسیار بر میخورید و به معصومیت و بیگناهی آنها واقف میشوید.
از صحنههای منقلبکننده فیلم «طبیعت بیجان» نقطه پایان فیلم است که سوزنبان پیر آخرین نگاه را به آئینه دیواری میافکند و یا دوران پایان یافته عمر فعالش در سوزنبانی وداع میگوید.
۱۰. طنز گزنده: فیلمهای سهراب با طنز گزندهای نیز آمیخته است و این بیشتر بر اثر نفوذی است که آثار چخوف در او داشته، آن هم طنز سیاه. وقتی نویسندهای یا فیلمسازی در بیان مطلب به مرز ناتوانی و عجز میرسد، به طنز متوسل میشود. بر روی این نکته بارها در گفتهها و نوشتههایش تأکید گذاشته است.
📚| #Aesthetic
👤| #Sohrab_Shahid_Saless
🌀|
@Perspective_7