در ایام سلامت به جوانمردی کوش👤
ماهان فردی، ورودی ۴۰۱ مهندسی برق شریف
🗓تاريخ انتشار پست در بله، ۱۶ اردیبهشت ۱۴۰۵
چهل روز جنگ حماسی که بر ایران ما گذشت به همراه همه زخمهایی که روی این تن خسته ماند، بیشک صفحه پرنقشونگاری از تاریخ میهن ما را رقم زده است. صفحهای مانند نبرد گنجه، جنگ چالدران، ملازگرد و دهها و صدها صحنهای شاید در هیچ کتاب تاریخی به دقت نیامده، اما پر از شعف و شور است و دل هر ایرانی را برمیانگیزد.
چه چیزی این صفحات را برای ما ایرانیها روشن و پرجذبه کرده است؟ چه چیزی است که نقاش ایرانی را وامیدارد ساعتها و روزها صرف نقاشی نبرد چالدرانی کند که ما میدانیم نتیجه آن نبرد شکست نیروهای ایرانی بوده است؟ آیا در ذهن استاد صادق نقاشباشی هم ایران در جنگ چالدران شکست خورده بود؟ چه کسی از شکست نیروهای میهن خود، اثری بزرگ و باشکوه در کاخ صفوی نقاشی میکند؟
شاید حقیقت چیز دیگری باشد؛ شاید دو دوتا چهارتای ما متفاوت از دو دوتا چهارتای صادق نقاشباشی است و از نظر او ایران در دشت چالدران درهم نشکسته است. شاید از نگاه او پیروزی ایران در آن جنگ، میراثی است که اسماعیل صفوی با تجدید بنای ایرانی منسجم با شکست ظاهری در آن جنگ رقم زده است. کشور منسجم و یکدلی که سدهها آرزوی مردم ایران بود، از دل شکست در آن دشت به دست آمد و این جرقه نقاشی شده است.
در این جنگ هم ممکن است در میدان نبرد متحمل شکست شویم. اما ایران نشان داده اگر متحد باشد و شکست هم بخورد، از آن شکست لالایی پیروزی و حماسه میسازد و نسلی میسازد که کابوس دشمنانش باشد.
برعکس، اگر جنگی که در ایران رقم میخورد جنگ میهنی نباشد و همه ایرانیها در دفاع از وطن خود شریک نباشند، اگر نهایتا پیروز هم شده باشند به سرعت از خاطره ایرانیان پاک شده و خاک فراموشی بر آن میپاشند.
الگوی ایرانی پیروزی در جنگ، جنگ میهنی است. چه چیزی باعث میشود به رغم تمام خسارتهای بیبدیل جنگ هشت ساله، تقریبا همه ایرانیها از آن جنگ مفاهیمی چون سلحشوری، حماسه و پیروزی به خاطر میآورند؟
با وجود همه دشواریها و زخمهایش، همه ایران در آن جنگ سهیم بود. بدون تفاوتی در قومیت، مذهب، طبقه اقتصادی و فکر سیاسی، همه جنگ را جنگ خودشان میدیدند. کسی دیگری را ویژهتر از خود نمیدید. کسی دیگری را پستتر از خود نمیدید. همه در یک صف و مقابل یک دشمن ایستادند و از ایران دفاع کردند.
قطعی سراسری اینترنت، احتمالا مهمترین عاملی است که اجازه سهیمشدن عموم مردم در این جنگ را گرفته است. گرچه علتهای مختلفی برای این قطعی طولانی در هفتههای اخیر تراشیدهاند، از حملات سایبری دشمن، تا صیانت از مردم در برابر تهاجم خبری و رسانهای، تا پیشگیری از جاسوسی و ارسال اطلاعات، اما بدیهی است همه این بهانهتراشیها برای پوشاندن بیاعتمادی بزرگی است که بین بخش مهمی از مردم و دولت شکل گرفته است.
دولتی که با قویترین ارتش جهان در حال جنگ است، نمیتواند نسبت به مردم خود بیاعتماد باشد. هر یک روز که این قطعی سراسری ادامه مییابد، دیوار بیاعتمادی بلند و بلندتر میشود. اعتمادسازی نسبت به قطع اینترنت کار بسیار سختتری است؛ ولی به یاد بیاوریم که بدون همه مردم، پیروزی میسر نخواهد بود.
روایتی از امیر مومنان علی(ع) هست که شاید بیربط به این ماجرا نباشد. امام مرز مهمی را میان شیوه خود و شیوه افراد مقابل خود ترسیم کردهاند: [بدانید معاویه گروهی از گمراهان را به دنبال خود آورده است؛ حقیقت را از آنان پنهان میکند تا گلوهایشان را آماج تیر و شمشیر قرار دهند.]
ایران قرنها است به پیروی از او مفتخر است و از دشمنانش برحذر. مبادا که راه او را وانهیم و حتی با نیت خیر به مسیر دیگرانی اعتماد کنیم که در صفحات تاریخ آبرویی ندارند.
بدترین پدیده در ماجرای قطعی اینترنت، اینترنت طبقاتی است که با قیمتهای گزاف در اختیار طبقات پرو و ثروتمند جامعه قرار میگیرد و طبقات محروم و ضعیف جامعه را از اتصال به اینترنت منع میکند. یقینا هیچ رفتاری از سوی دولت، بدتر از این نمیتواند جامعه را دور کند و بذر نفرت و جدایی بکارد؛ هرچند که بهانههای فریبنده برایش تراشیده شود.
چو دشمن خرِ روستایی بَرد
ملک باج و دَهیِک چرا میخورد؟
مخالف خرش بُرد و سلطان خراج
چه اقبال ماند در آن تخت و تاج؟
حالا که فرصتی برای خاموشی آتش جنگ دست داده، فرصتی برای اعتمادسازی هم وجود دارد، فرصتی برای شناختن الگوی ایرانی پیروزی! فرصتی که به چشم بر هم زدنی از کف میرود.
#یادداشت_جنگ
#یادداشت_ارسالی
🇮🇷
@parcham_sharif