TGViewer
پرچم پرچم @parcham_sharif · 102 subscribers
Post #121 152
میراث اجدادی

👤فاطمه علیمرادی، ورودی ۹۹ کارشناسی و ۴۰۴ ارشد مهندسی کامپیوتر شریف

🗓تاریخ انتشار پست در بله، ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

«راستش آینده‌ای متصور نیستم با این اوصاف. یعنی خیلی اینطوریم که ببینیم در گذر زمان چی می‌شه. صرفا اندک امیدی به گذشته تاریخی ایران دارم و این‌طوریم که ایران از پس همه چی بر میاد.
چندوقت پیش یه تحقیقی شده بود، یادم نیست دقیقا کجا ولی خب نتیجه‌اش این بود که آینده‌پژوه‌ها فهمیدن که چیزی از آینده نمی‌تونن بفهمن :))
حالا اونا بیشتر مسئله‌شون پیشرفت تکنولوژی بود ولی خب همون :))
اینکه حرف کلیشه‌ایه رو می‌فهمم ولی دیگه امیدم به عقلانیت نیست. به dnaهامونه.»

در هفته‌ی پیش از جنگ، وقتی بوی جنگ هرلحظه بلندتر می‌شد و شریف درگیر ماجراهای دیگری هم بود، در یک مکالمه‌ی آخرشبی کلی حرف کلیشه‌ای از ته قلب زده بودم. مثل همین پیام بالا.
راستش را بخواهید من اصالتا کُرد محسوب می‌شوم. اصالتی که می‌گویم، یعنی حدود ۵ نسل پیش از من، بار و بندیلشان را جمع کردند و از کرمانشاه مهاجرت کردند. این‌روزها من و هم‌نسل‌هایم در خویشان، اگر کمی واژگان کردی در مکالمات بفهمیم، از اصطلاحات کردی در تعاملات استفاده کنیم یا غذاها و سبزیجات کوهی محلی را بشناسیم، کرد دوآتشه محسوب‌ می‌شویم؛ کرد طباطبایی:)
با این وجود در محافل خانوادگی‌مان هنوز زبان کردی جاریست، در عروسی‌هایمان به سبک کردها شادی می‌کنیم و دوران عزایمان را کردوار سپری می‌کنیم.
آن‌چه برای من همیشه جالب بوده، این‌ است که به‌نظر چیزی وجود دارد که آدم‌ها می‌بینند. زیاد پیش‌آمده در تعاملات اول کسی به نحوی بگوید «تو کُردی. نه؟» به نظر چیزی در من هنوز وجود دارد که زنده است. گویی هنوز کسی در من در دامنه‌ی زاگرس نفس می‌کشد.
در این جنگ، شب‌های زیادی بود که ترسیدم. شب‌هایی بود که وحشت کردم که اگر دیگر ایرانی نباشد چه؟ که اگر واقعا تمدن ایران تهدید شده باشد چه؟ اگر واقعا در دنیا آواره شویم چه؟
اما در این جنگ انگار جدی جدی یک دختر کرد بودم. هربار چیزی در سرم رفت و آمد؛ چیزی متعلق به همان دامنه‌ی سبز زاگرس. می‌دانید، چه کسی می‌داند که چندهزار سال متوالی اجداد کهن من و امثال من در زاگرس زندگی کرده‌اند؟ چه کسی می‌داند اولین کسانی که متعلق به گروهی بودند که امروز زاگرس‌نشینان کردزبان می‌خوانیمشان، چگونه سر از فراز و نشیب‌های آن‌جا درآوردند؟
هربار که ترسیدم، فکر کردم که وقت حمله اسکندر هم آن‌ها خیال کردند ایران از بین می‌رود. نه؟ وقت حمله مغول و اعراب چه؟ وقت هرجنگی که قرار بود ما طرفی از آن نباشیم و به‌نیابت در سرزمین ما ادامه دادندش چه؟ اصلا همین ۴۰ سال پیش وقتی صدام حمله کرده بود. وقت آن عملیات مثلا نجات‌بخش فروغ جاویدان چطور؟
حقیقتاً هربار که ترسیدم از تهدیدهایشان، در ذهنم تاریخ ورق خورد. در ذهنم مرور شد که اگرچه اسکندر آمد و کشت و آتش زد، درست است که بر ایران حاکم شد ولی من امروز چندان ریشه‌های مشترکی با فرهنگ یونانی ندارم. یا مثلا مغول، از شرق که آمد چیزی جز خاک پشت سر نگذاشت. آمده بود که بماند و غارت کند اما یک‌نسل که گذشت اسمش شد آقا محمد خدابنده‌لو و چنان در فرهنگ ایرانی استحاله شد که چندین و چند بنای ماندگار ساخت. یا پررنگ‌تر از همه اعراب. به حقیقت چه‌کسی‌ می‌تواند اثر ایران در ارزش‌های تشیعی که امروز در این‌جا و حتی جهان جاریست را انکار کند؟ به‌حقیقت اسلام ما چقدر رنگ و بوی یکتاپرستی ایرانی دارد و تشیع ما چقدر مناسک خود را از رسوم ایرانی قرض گرفته است؟
هربار ترسیدم، به خودم فکر کردم. به ژن‌هایی که به ارث برده‌ام. به زبانی که گاهی کلماتی از آن می‌فهمم. به زبانی که به نظر از پیش از ورود آریایی‌ها به فلات ایران، در زاگرس زیست می‌‌کرده‌ است.
اگرچه این‌روزها من در دامنه‌ی کوه‌های زاگرس زیست نمی‌کنم، اما هرروز به کوه‌های کوتاه و بلند البرز خیره می‌شوم. به گمانم البرز و دماوند، نسبتی خونی با زاگرس و پرآو* دارند. به دماوند خیره می‌شوم و به‌گواه تاریخ خوب می‌دانم، آن‌چه امروز به من رسیده، همان چند کلمه و سنت، به قدمت تاریخ بشر در این اقلیم زیست کرده‌ است.
فکر کنم جز چیزهایی در چهره و رفتار، چیزهایی از جنس سنت و فرهنگ؛ چیزی از جنس ماندن و ایرانی ماندن در ژن‌هایم جریان دارد. ژنی به نام ایران و به قدمت تاریخ زندگی انسان‌ها. ژنی که مقاوم‌تر از تمام حملات سهمگین تاریخ بوده و امروز هم از من در برابر این حملات وحشیانه مراقبت می‌کند.

*پرآو از خویشان دماوند در رشته‌کوه زاگرس است. اگرچه بلندترین قله زاگرس خویشاوند دیگرشان دنا است، اما پرآو بلندترین فراز کرمانشاه است.

#یادداشت_ارسالی
#يادداشت_جنگ
🇮🇷پرچم
  • ❤ 5
  • 👍 1
  • 🔥 1
More from @parcham_sharif
  1. Sep 6, 2026🔹پویش پرچم با همکاری کانون اندیشه‌ورزان و سازمان‌ دانشجویان جهاد دانشگاهی برگزار می‌کند:…
  2. Jun 21, 2026صدایی که (دوباره) شنیده نشد! 👤امیرحسین شهیدی، ورودی ۴۰۱ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شری…
  3. Jun 18, 2026معنای زندگی، عشق و جنگ 👤محمدمهدی شکری، ورودی ۹۵ مهندسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف چیزی ک…
  4. Jun 18, 2026هم‌زیستی پسا ۰۴ ؟! 🔵دومین برنامه گپ‌و‌گفت عمومی پویش پرچم با همکاری کانون اندیشه‌ورزان با…
  5. Jun 14, 2026ایران، کات، آینده 🔵ساخت رویای ایرانی 📷برش‌های منتخب 🗓یکشنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۵ #رویداد 🇮�…
  6. Jun 14, 2026ساخت رویای ایرانی، هر کس به نحو خود ◾️در روز‌های ابتدایی آتش‌بس، دغدغه‌ای مطرح شد مبنی بر…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →