پس جوانیمان چه!؟
👤علی سلیمی، ورودی ۹۸ مهندسی عمران شریف
🗓تاریخ انتشار پست در بله، ۳۰ فروردین ۱۴۰۵
۱۸ ساله که شدم، با خودم فکر میکردم که دیگر دنیای مدرسه و محدودیتهای بچگی پایان یافته است.
اکنون میتوانم هم گواهینامه رانندگی بگیرم، هم رای بدهم، هم دانشگاه بروم و خیلی کارهای دیگر که قبلا نمیتوانستم را انجام دهم.
وقتی وارد دانشگاه شریف شدم، با خودم گفتم: اینجا همان جاییست که میتوانی آیندهات را بسازی؛ پس از این فرصت استفاده کن.
اما بعد از یک ماه از ترم اول که گذشت، بنزین گران شد و مردم در آبان آن سال به خیابانها آمدند. برای اولین بار در زندگیام قطعی و نبود اینترنت را تجربه کردم. وحشتناک بود، هم نبود اینترنت هم فضای کشور و جو دانشگاه.
فکر میکردم خب همین یکبار بود و دیگر تمام شد؛ اما تازه شروع شده بود. از شلوغیهای آبان که گذشتیم، خبر شهادت قاسم سلیمانی را شنیدم، هنوز داغ حاج قاسم سرد نشده بود که گفتند هواپیمای اوکراینی حامل چند دانشجوی شریف سقوط کرده است. سه روز بعد اعلام کردند که سپاه آن را هدف قرار داده است.
با خودم میگفتم مگر میشود یک ترم در دانشگاه با این همه اتفاق مواجه شوم؟ امیدوارم ترم دوم بهتر باشد.
متاسفانه هفته دوم ترم دوم اعلام کردند دانشگاهها و مدارس به علت شیوع کرونا تا اطلاع ثانوی تعطیل میباشد.
من دیگر واقعا نمیدانستم چه کنم.
بگذریم، دو سال و نیم در بستر مجازی دوران کرونا را گذراندیم و تا آمدیم که ترم جدید را حضوری شروع کنیم، خبر رسید مهسا امینی کشته شده است. تا به امروز نمیدانم وی کشته شده یا بدلیل بیماری فوت شده است. اما هر چه بود باعث شد مجددا یک ترم کامل درگیر شلوغیهای این حادثه تلخ بشوم.
و بالاخره ترم هشتم که ترم آخر یک سری از هم ورودیهای من بود، ترمی بدون جنجال خاص بود و به خوشی به پایان رسید.
اما برای منی که ده ترمه بودم، پایان خوش نبود. ترم نهم با قضایای طوفان القصی و ترم دهم با شهادت رییس جمهور شهید رییسی به اتمام رسید.
کارشناسی من تموم شد اما اتفاقات ناگوار همچنان ادامه داشت. تابستان همان سال در وسط تهران اسماعیل هنیه ترور شد و کمتر از یکسال بعد از آن اسراییل با ترور سرداران ایران، جنگ با ما را آغاز کرد. دی ماه همان سال مجددا شلوغیها و همان سناریو های همیشگی قطع اینترنت و کشتارهای فراوان. اکنون که وسط جنگ با آمریکا هستیم و من ۲۵ سال دارم، با خودم میگویم: از ۱۸ سالگی که میخواستی جوانی کنی تا الان یک سال آرام در زندگی نداشتی. غیر از من، هزاران یا شاید میلیونها جوان حدود ۲۵ ساله در ایران هستند که کنار تمام این حوادث نوشته شده، گرانی دلار و تورم را هم از همان سال ۹۸ دارند کنار من تجربه میکنند.
وقتی به این فکر میکنم که فاصله ما تا ۳۰ سالگی کمتر از فاصله ما تا ۱۸ سالگی هست، از خودم میپرسم: پس جوانیمان چه؟ تا ۳۰ سالگی قرار است دیگر چه جنگها و شلوغیها و پاندمیهای جهانی دیگری را تحمل کنیم؟ پس کی جوانی کنیم؟ با گرانی و تورم چه کنیم؟ کی تشکیل خانواده بدهیم؟ تا کی باید تاوان اتفاقاتی را بدهیم که در رخدادن آنها هیچ نقشی نداشتیم؟
پس جوانیمان چه!؟
#یادداشت_جنگ
#یادداشت_ارسالی
🇮🇷پرچم
Post #115
232

- ❤ 11
- 💔 4
- 🦄 2
- 🤷♂ 1
- 👍 1
- 👎 1
- 🥱 1