TGViewer
OrElHome(Archive)💌 OrElHome(Archive)💌 @orelhomearchive · 95 subscribers
Post #50 246
#part62
لب‌هایش بود. در آخر، وقتی هویجی را که در دهانش بود قورت داد و سرش را بالا آورد، دید اوروچ دارد به او نگاه می‌کند.

«چی؟»

«چی چیه؟» اوروچ گفت و خودش را جمع‌وجور کرد.

النی دوباره شروع کرد به سر و کله زدن با مواد روی پیشخوان. بدون اینکه به صورت اوروچ نگاه کند حرف می‌زد.

«برو دیگه. نمی‌خوای آماده بشی؟»

اوروچ بدون اینکه چشم از او بردارد گفت:
«می‌تونه صبر کنه.»

النی چاقویی را که در دست داشت روی پیشخوان گذاشت.

«چرا این‌قدر گستاخی؟ گوکهان بیرون منتظرته. انگار همین که بی‌دلیل سرش داد زدی کافی نبود، حالا هم منتظرش می‌ذاری. چون رئیسی فکر می‌کنی می‌تونی هر کاری دلت خواست بکنی؟ همیشه باید این‌قدر بی‌ادب باشی؟»
این‌ها را یک‌نفس گفت.

اوروچ آرام از دور پیشخوان رد شد و این بار آمد کنار النی، آن‌قدر نزدیک که فاصله‌ای بینشان نمانده بود.

«گوکهان، ها؟» گفت اوروچ.

از تمام چیزهایی که النی گفته بود فقط به همان اسم گیر داده بود. هیچ چیز دیگری برایش مهم نبود.

النی با عصبانیت خندید.

«آره، گوکهان. مشکلیه؟ من ازت پرسیدم چرا این‌قدر بی‌ادبی. اون بیچاره چی گفت که اون‌طوری سرش داد زدی؟ تو نمیتونی اروم با بقیه حرف بزنی؟
  • ❤ 2
  • 🤓 1
More from @orelhomearchive
  1. Jul 29, 2026#part65 «آره، یار. تو نمی‌دونی “یار” یعنی چی؟» فقط به صورتش نگاه می‌کردم. اصلاً نمی‌توانست…
  2. Jul 29, 2026#part64 کاملاً عصبانی شده بودم. صورتم را از صورتش دور کردم و با حالت تمسخرآمیزی به چشم‌های…
  3. Jul 29, 2026#part63 «تا همین چند لحظه پیش می‌گفتی آقای گوکهان، النی. چی شد یهو؟ خیر باشه، این صمیمیت د…
  4. Jul 29, 2026#part61 «کار داریم. برو آماده شو، منم حاضر می‌شم، بعد با هم راه می‌افتیم.» گوکهان با تردید…
  5. Jul 29, 2026#part60 برای همین از گوکهان خواسته بودم کمی سبزی و صیفی‌جات برایم بخرد. او هم لطف کرد و قب…
  6. Jul 29, 2026#part59 «من دیوونه نیستم، باشه؟ من گیاه‌خوارم!» با دلخوری گفتم. اوروچ با تمسخر پوزخندی زد.…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →