Post #988
5.1K
resistence poverty.pdf1.5 MB
بر اساس یافتههای پژوهش «پایداری بیننسلی فقر در پنج کشور پردرآمد» که زیر نظر زاک پارولین، استاد دانشگاه آکسفورد، انجام شده است، تداوم چرخۀ فقر از کودکی به بزرگسالی بیش از آنکه حاصل ویژگیهای فردی یا خانوادگی باشد، محصول مستقیم سیاستهای کلان ساختاری و بهویژه نظام مالیاتی و بازتوزیع است. مقایسۀ دادههای پنج کشور توسعهیافته نشان میدهد که آمریکا با نرخ همبستگی ۰.۴۳، شدیدترین میزان پایداری فقر بیننسلی را دارد. دلیل اصلی این وضعیت، ضعف سیستمهای حمایتی در آمریکا در مقایسه با کشورهایی مانند بریتانیا و دانمارک است. بازتوزیع ثروت از طریق مالیات در بریتانیا بهعنوان یک چتر حمایتی عمل کرده و آسیبهای فقر کودکی را به شدت خنثی میکند. بنا بر محاسبات این پژوهش اگر آمریکا سیستم بیمهای و نظام بازتوزیع مالیات خود را شبیه به بریتانیا بازطراحی کند، نرخ پایداری فقر بیننسلی بیش از یکسوم کاهش مییابد. این تحلیل اثبات میکند که شکستن چرخۀ فقر کاملاً به ارادۀ سیاسی و نحوۀ بازتوزیع منابع بستگی دارد و با سیاستهای رفاهی منسجم میتوان جریمههای ساختاری فقر را کاهش داد و تحرک اجتماعی بالاتری را برای نسلهای بعدی فراهم کرد.