کتاب «منطق بقای سیاسی» تعمیمی انتقادی است از آثار متأخر داگلاس نورث دربارۀ تأثیر انتخابهای تخصیصی بر تغییرات نهادی. نویسندگان بر این ایده تأکید دارند که نهادهای گزینشگر نقش اصلی را در شکلدهی به ائتلافهای پیروز دارند، و هرچه اندازۀ ائتلافهای پیروز کوچکتر باشد، خطر جایگزینی کالاهای عمومی با پاداشهای خصوصی بیشتر میشود و این دینامیزم بهنوبۀ خود بر تفسیر جامعه از کارکرد نهاد انتخابات اثر میگذارد.
نهادهای گزینشگر میتوانند فراتر از آنچه در نظریهٔ دولت رانتی مطرح است، ائتلافهای گسترده را به سمت هستههای سخت و ائتلافهای کوچک سوق دهند. در این فرایند مسئولیتپذیری دولت در تأمین کالاهای عمومی مدام ضعیفتر، و چرخههای رانت و فساد تشدید میشود.
در این وضع عملکرد احزاب میانهرو به ۱. همگنی ائتلاف برنده، ۲. شدت کنترل نهادهای گزینشگر، و ۳. میزان اعتماد اجتماعی به این احزاب بستگی دارد. اگر دو مورد اول جدی باشد، این احزاب به بازتولید همان نظم موجود کمک میکنند و در ائتلاف کوچک ادغام میشوند و تنها در صورتی میتوانند موفق باشند که شکاف در ائتلاف مسلط بهاندازهای باشد که بتوانند محاسبات منطق بقای سیستم را تغییر دهند.
Post #981
2.5K
