آیا چتباتها دارند شیوه حرف زدن ما را تغییر میدهند؟
ورود هوش مصنوعی مولد به ارتباطات روزمره فقط شیوه تولید متن را تغییر نداده است؛ ممکن است بهتدریج بر خودِ زبان و حتی نحوه تعامل انسانها با یکدیگر نیز اثر بگذارد.
سه پژوهشگر از دانشگاه نورثایسترن، در بررسی تاثیر هوش مصنوعی بر زبان، به نکتهای جالب اشاره کردهاند؛ بعضی واژهها و الگوهای نوشتاری که پیش از ظهور چتباتها هم وجود داشتند، پس از گسترش ابزارهایی مانند چتجیپیتی با فراوانی بیشتری در نوشتهها دیده میشوند. برخی واژهها نمونههایی هستند که به گفته پژوهشگران به نوعی اثر انگشت زبانی هوش مصنوعی تبدیل شدهاند. حتی استفاده مکرر از برخی استعارههای خاص برای توصیف موضوعات مختلف نیز از الگوهایی است که در متنهای تولیدشده توسط چتباتها بیشتر دیده میشود.
البته این به معنای آن نیست که هوش مصنوعی این واژهها را اختراع کرده است. زبان همیشه تغییر میکند. برای نمونه، همهگیری کووید-۱۹ در مدت چند ماه واژهها و اصطلاحاتی مانند «دورکاری»، «فاصلهگذاری اجتماعی» و «قرنطینه» را به بخش عادی زبان روزمره تبدیل کرد.
تفاوت مهم اینجاست که هوش مصنوعی نهتنها از زبان موجود استفاده میکند، بلکه روزانه حجم عظیمی از متن را تولید میکند و انسانها نیز این متنها را میخوانند، ویرایش میکنند و در پاسخ به آنها مینویسند.
این تعامل رفتوبرگشتی میتواند حتی به ساختار جملهها نیز مربوط شود.
بسیاری از مدلهای زبانی بزرگ عمدتا با دادههای انگلیسی آموزش دیدهاند؛ زبانی که در آن ترتیب فاعل، فعل و مفعول نسبتا ثابت است. پژوهشگر دانشگاه نورثایسترن، تِرا بِلِوینز، این احتمال را مطرح میکند که مدلها هنگام تولید متن به زبانهایی با ترتیب واژگان انعطافپذیرتر نیز به الگوی انگلیسی گرایش پیدا کنند(اگر دقت کنید همین روی فارسی هم تاثیر گذاشته و گاهی باعث میشود مفعول در پایان جمله بیاید).
اما یک مدل زبانی که به الگوی انگلیسی گرایش دارد ممکن است بیشتر به ترتیب مستقیم فاعل ـ فعل ـ مفعول تمایل نشان دهد.
اگر کاربران نیز بهطور مداوم چنین متنی دریافت و تولید کنند، این پرسش مطرح میشود که آیا در بلندمدت بخشی از این الگوها وارد زبان خود انسانها خواهد شد یا نه. این بخش فعلا یک فرضیه پژوهشی است، نه یک تغییر تایید شده در زبان.
موضوع جالبتر، تقلید زبانی میان انسان و چتبات است.
بِلِوینز در پژوهشی که هنوز بهصورت پیشچاپ روی پایگاه آرکایو منتشر شده، بررسی کرده است که انسانها و چتجیپیتی تا چه اندازه زبان یکدیگر را در جریان گفتوگو تقلید میکنند.
نتیجه این بود که تقلید در هر دو جهت اتفاق میافتد، اما چتبات بسیار بیشتر از انسان زبان طرف مقابل را با خود تطبیق میدهد. این تطبیق بهخصوص در واژههای دستوری مانند حروف تعریف، حروف ربط و سایر اجزای کوچک زبان دیده میشود.
با این حال، انسانها نیز تا حدی زبان چتبات را تقلید میکنند؛تقریبا به شکلی که انسانها در گفتوگوهای معمولی ناخودآگاه واژگان و شیوه بیان طرف مقابل را جذب میکنند.
این یافته از یک جهت قابل توجه است؛ اینکه انسانها ظاهرا در برخی جنبههای زبانی با چتباتها رفتاری مشابه تعامل با انسان دیگر نشان میدهند، حتی اگر بدانند طرف مقابل یک سامانه هوش مصنوعی است.
اما اثر هوش مصنوعی فقط از طریق تقلید ایجاد نمیشود. واکنش منفی به زبان هوش مصنوعی نیز خودش در حال تبدیل شدن به یک نیروی زبانی است.
برای نمونه، خط تیره بلند یا اِمدَش که مدتها یکی از علائم عادی نگارشی بود، در سالهای اخیر در برخی محافل به یکی از نشانههای احتمالی متن تولیدشده با هوش مصنوعی تبدیل شده است ( « ـ _ » اینها قبلا هم بوده).
در نتیجه بعضی نویسندگان عمدا استفاده از آن را کاهش دادهاند تا نوشتهشان شبیه متن تولیدشده توسط چتبات به نظر نرسد.
واژههایی که با سبک رایج خروجی هوش مصنوعی پیوند خوردهاند نیز ممکن است به همین سرنوشت دچار شوند.
این پدیده چندان عجیب نیست. انسانها معمولا از زبان گروههایی که به آنها احساس نزدیکی میکنند بیشتر استفاده میکنند و گاهی برای فاصله گرفتن از یک گروه، عمدا شیوه بیان متفاوتی را انتخاب میکنند.
بنابراین ممکن است در آینده، بخشی از تغییرات زبانی نه از خودِ هوش مصنوعی، بلکه از تلاش انسانها برای «هوش مصنوعی به نظر نرسیدن» ناشی شود.
با این حال، شاید مهمترین اثر هوش مصنوعی بر ارتباطات، اصلا مربوط به واژهها و دستور زبان نباشد.
چتبات میتواند به انسان کمک کند افکارش را مرتب کند، برای یک گفتوگوی دشوار تمرین کند یا پیش از بیان چیزی، چند شکل مختلف از آن را امتحان کند. در این حالت، هوش مصنوعی میتواند ابزاری برای افزایش توانایی فرد در برقراری ارتباط باشد.
اما رابطه انسانی ویژگی دیگری دارد که چتباتها فاقد آن هستند؛ اختلاف و اصطکاک واقعی.
در یک رابطه انسانی، اگر حرفی باعث سوتفاهم شود، نمیتوان با یک دکمه نسخه دیگری از طرف مقابل را تولید کرد. باید توضیح داد، بحث کرد، عذرخواهی کرد، واکنش طرف مقابل را تحمل کرد و گاهی تعارض را حل کرد. همین فرایندهای دشوار بخشی از مهارتهای اجتماعی انسان را شکل میدهند.
چتبات، در مقابل، برای پاسخگویی و رضایت کاربر طراحی شده است. اگر پاسخ را دوست نداشته باشیم، میتوانیم آن را دوباره تولید کنیم. اگر این الگو بیش از حد جایگزین تعامل واقعی شود، ممکن است فرصت تمرین مهارتهایی مانند تحمل اختلاف، تنظیم هیجان و مدیریت تعارض کاهش پیدا کند.
بنابراین پرسش اصلی شاید این نباشد که آیا هوش مصنوعی زبان ما را تغییر میدهد؟ زبان تقریبا همیشه تغییر میکند و احتمالا هوش مصنوعی نیز یکی از نیروهای موثر بر آن خواهد بود.
پرسش عمیقتر این است که وقتی انسانها بخشی از گفتوگوهای روزمره خود را با موجودی زبانی انجام میدهند که همیشه آماده پاسخگویی، سازگارشدن و بازتولید است، آیا فقط کلمات ما تغییر میکنند، یا انتظارات ما از خودِ گفتوگو نیز تغییر خواهد کرد؟
🚀 @ofoghroydadd
پیشچاپ(چک کردم و خود مقاله اصلی قدیمیتر از پست قبلی من است)
نکته: نه هوشمصنوعی نه انسان قادر به تشخیص این نیستند که یک متن نوشته انسان است یا هوش مصنوعی، تنها میتوانند از روی ظاهر و برخی جملات حدس بزنند؛ اما حدس با دانستن تفاوت دارد؛ چون ممکن است یک نوشته کار انسان باشد و هوش مصنوعی صرفا نقش یک «ماشین تایپِ نگراشی و دستورزبانی» را بازی کرده باشد! بهترین راه، شفافیت خود نویسنده با مخاطب است.
پست مرتبط:
یک سبک نوشتن و حتی نوعی سبک تعامل در حال ظهور است که من اسمش را گذاشتهام AI Style.
Post #12553
2.74K