#معرفی_کتاب
بیشتر ما ایدئولوژی را مجموعهای از اندیشهها و باورها میدانیم که در ذهن ما جای دارند و هر وقت بخواهیم میتوانیم آنها را کنار بگذاریم یا عوض کنیم. اما اگر باورهای سیاسی و اجتماعی ما فقط «فکر» نباشند و در ساختار مغز و حتی سلولهای بدنمان ردّ پا بگذارند، چه؟
لیئور زمیگراد، دانشمند علوم اعصاب و از پیشگامان حوزهای نوپا به نام «علوم اعصاب سیاسی»، در کتاب «مغز ایدئولوژیزده» نشان میدهد که ایدئولوژیها امری جدا از بدن نیستند. به گفته او، شیوهای که به باورهایمان میچسبیم با ساختار عصبی ما گره خورده است و خشکی ذهن در یک حوزه، اغلب در حوزههای دیگر زندگی هم خود را نشان میدهد.
کتاب با پرسشهایی آغاز میشود که امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارند: چرا برخی افراد به سوی افراطگرایی کشیده میشوند؟ چه کسانی بیشتر در برابر تفکر ایدئولوژیک آسیبپذیرند؟ و آیا میتوان ذهن را از بند جزماندیشی رها کرد؟
زمیگراد با تکیه بر پژوهشهای خود، نمونههایی شگفتانگیز پیش روی خواننده میگذارد. یکی از جذابترین آنها یک بازی ساده مرتبکردن کارتهاست؛ آزمونی که در آن قواعد بازی بیخبر تغییر میکنند. کسانی که در این بازی بهسختی خود را با قاعده تازه وفق میدهند، اغلب با همان سرسختی به باورهای سیاسی و اجتماعی خود نیز میچسبند. به این ترتیب، انعطاف یا خشکی ذهن در یک تمرین ساده، میتواند تصویری از نگاه کلی ما به زندگی به دست دهد.
او از روانشناسی، علوم اعصاب و فلسفه بهره میگیرد تا به موضوعاتی چون اثر استرس بر خشکی ذهن، نقش شیوههای تربیتی در شکلگیری نگرشهای اقتدارگرا، زمینههای زیستی افراطگرایی و سازوکارهای پنهان پشت جزماندیشی بپردازد.
نکته ارزشمند این کتاب آن است که به هیچ جناح سیاسی خاصی تعلق ندارد. زمیگراد نمیگوید کدام ایدئولوژی درست است و کدام نادرست؛ بلکه به خود «شیوه باور داشتن» میپردازد. پیام او این است که هرچند برخی افراد بیش از دیگران در معرض تفکر جزمیاند، همه ما میتوانیم انعطافپذیرتر بیندیشیم، از تفکر سیاه و سفید فاصله بگیریم، ابهام را بپذیریم و در برابر قواعد و اقتدارهای غیرعقلانی بایستیم.
خواندن این کتاب تنها برای علاقهمندان به علوم اعصاب یا سیاست نیست. هر کسی که در جهانی قطبیشده زندگی میکند، با اخبار و تبلیغات سیاسی روبهرو میشود، در بحثهای خانوادگی و اجتماعی گرفتار جدالهای بیپایان میشود یا میخواهد بداند چرا گاهی تغییر عقیده اینقدر دشوار است، از خواندن آن بهره خواهد برد.
«مغز ایدئولوژیزده» از همان زمان انتشار با استقبال گستردهای روبهرو شد و منتقدان و نویسندگانی چون استیون پینکر، کاس سانستین و ای. سی. گریلینگ آن را اثری تازه، روشنگر و بسیار مهم دانستند. گاردین و تلگراف نیز آن را در فهرست بهترین کتابهای سال ۲۰۲۵ جای دادند.
اگر تاکنون تصور میکردید باورهای ما تنها اندیشههایی گذرا در ذهناند، این کتاب احتمالاً نگاهتان را دگرگون خواهد کرد. پس از خواندن آن، نهتنها باورهای دیگران، بلکه باورهای خودتان را نیز با نگاهی تازه، پرسشگرانه و منصفانهتر خواهید دید؛ و شاید از خود بپرسید باورهایتان با مغزتان چه میکنند.
این کتاب:
The Ideological Brain
خوشبختانه با ترجمه مهدی شفا، در نشر درنگ چاپ و در اختیار علاقهمندان قرار دارد.
این کتاب میتوانید از طریق تلگرام بگیرید:
🌐 derang_pub
🌐 @Info_derang
یا در سایت زیر
🔗 derangpub
