بدن انتخاب میکند، بیآنکه ارادهای آزاد در کار باشد
ظرفیت زیستی گسترده است
بدن انسان از نظر زیستی ظرفیت الگوهای رابطهٔ متنوعی را دارد؛ مثلا پیوند با یک شریک(مثل تک همسری)، چند رابطهٔ همزمان، یا ترکیبهای دیگر.
شواهد میان فرهنگی نشان میدهد جوامع انسانی در طول تاریخ الگوهای بسیار متفاوتی را پذیرفتهاند.
البته این یافته فقط درباره «امکان» است. از اینکه چیزی ممکن است، نه نتیجه میشود که نرمالتر است و نه اینکه مطلوبتر است.
هیچیک از الگوها را از این راه نمیتوان اخلاقا موجه یا محکوم کرد.
اراده آزاد متافیزیکی
موضع من این است که اراده آزاد به معنای متافیزیکی، یعنی فاعلی که خود، علتِ بیعلتِ کنشهایش باشد، وجود ندارد.
رفتار ما را ژنتیک و رشد، محیط و فرهنگ، تربیت و تجربه و شخصیت شکل میدهند، و شخصیت خود محصول برهمکنش همین عوامل است.
ما نه لوح سفیدیم و نه موجودی که مستقل از زیستشناسی خود را بسازد. من میدانم این موضع در فلسفه مورد اختلاف است ولی آن را یک موضع قابل دقاع میدانم، نه اینکه موضع من پایان بحث و اختلاف باشد.
انتخاب بدون اراده آزاد
وقتی میگویم بدن انتخاب میکند، فاعلی آزاد از علتها را در نظر ندارم.
منظورم فرایندی علّی در مغز است که گزینهها را ارزیابی میکند، دلایل را میسنجد و یکی را برمیگزیند.
این فرایند خود معلول عوامل بالاست و به هیچ منِ بیرون از زنجیرهٔ علّی نیاز ندارد.
در اینجا مهم بدن و مغز است، نه آگاهیای جدا از آن که از سر اراده خودش تصمیم بگیرد.
برای دور ماندن از سوءبرداشت، باید جملهٔ رایج «میتوانست طور دیگری عمل کند» را کنار گذاشت.
این جمله ذهن را به جهانی میبرد که همهٔ علتها یکساناند و نتیجه فرق دارد. جایگزین بهتر این است که بگوییم «اگر دلایل متفاوت بود، رفتار هم متفاوت میشد.» این جمله شرطی و تجربی است و با جبر سازگار است.
مسئولیت چگونه بنا میشود
اگر منشأ نهایی انتخاب در عواملی است که خودمان کنترل نکردهایم، آیا مسئولیت معنا دارد؟
اینجا منتقدان سرسخت، مثل درک پریبوم، میگویند مسئولیت به معنای سزاواریِ نهایی سرزنش یا ستایش، توجیه ندارد.
این نقد به باور من هم جدی است و بخشی از آن را میپذیرم. اما مسئولیت را میتوان بر پایهای دیگر بنا کرد.
مسئولیت وقتی معنا دارد که انتخاب از سازوکاری بیاید که به دلایل پاسخ میدهد.
کسانی مثل جان مارتین فیشر و مارک راویتسا این را حساسیت به دلایل یا همان reasons-responsiveness نامیدهاند؛
به این صورت که فرد بتواند دلایل را بسنجد و با تغییر آنها رفتارش تغییر کند. فرق انسان با ترموستات همین است.
هر دو علّیاند، اما ترموستات فقط به دما پاسخ میدهد و انسان به دلایل، تعهدات و پیامدها. این فرق در نوع و پیچیدگی سازوکار است و به وجود یک «من آزاد» ربطی ندارد.
در ادامه دیدگاه پیتر استرادسون هم این را کامل میکند.
مسئولیت دانستن یعنی بهکار بردن نگرشهایی مثل قدردانی، رنجش و پاسخخواهی، و این رویه در زندگی اجتماعی کارکرد واقعی دارد. یعنی پایه آن رابطه انسانها با یکدیگر است، نه یک ویژگی متافیزیکی.
پس مسئولیت در این متن من یعنی پاسخگویی در برابر پیامدها و تعهدات، نه سزاواری متافیزیکی.
این مسئولیت قابلیت درجه بندی هم است.
هر کس که ظرفیت خودتنظیمی، اطلاعات یا گزینههای بسیار محدودتری دارد، مسئولیتش هم به همان اندازه کمتر است. ادعای من این نیست که همه به یک اندازه مسئولاند، بلکه این است که هر کس این سازوکار را داراست، تا حدی که دارد، مسئول است.
در ادامه به یک اعتراض محتمل می پردازم
ممکن است گفته شود این استدلال اراده آزاد را با نامی دیگر برگردانده است.
پاسخ این است که هیچیک از شرطهای بالا مستلزم آن نیست که فرد علتِ بیعلت باشد.
همهچیز در سطح علّی میماند و تنها چیزی که تغییر میکند این است که مسئولیت را بر حساسیت به دلایل بنا میکنیم، نه بر رهایی از علیت.
روی هم رفته این استدلال من(که البته تکراری نیز است) به یک الگوی رابطه محدود نیست. اگر انتخاب مسئولیت میآورد، هم در تکهمسری صادق است و هم در چندرابطهای.
بدن ظرفیتهای گوناگونی دارد، ما ارادهای آزاد از علتها نداریم، اما انتخاب میکنیم و این انتخاب حاصل فرایندی علّی و پاسخ گو به دلایل است. پس پیامدها و تعهداتش هم بر عهده همان فرد است.
اگر کسی بپرسد این انتخاب همان اراده آزاد نیست، فقط با اسمی دیگر؟ پاسخ منفی است. اراده آزاد، به معنایی که این متن رد میکند، یعنی انتخابی که ریشهاش در هیچ عامل پیشینی نیست و فرد خود سرچشمه نهایی آن است.
انتخابی که اینجا از آن سخن گفتم چنین ادعایی ندارد و هر بخش آن، از گرایشهای زیستی تا دلایلی که میسنجد، معلول عواملی است که فرد خود آنها را برنگزیده است. تنها ادعا این است که این فرایند واقعی است، در مغز رخ میدهد و نسبت به دلایل حساس است.
اگر کسی اسم چنین چیزی را اراده آزاد بگذارد(مثل آقای دنت/ بخشی از سازگارباوران)، به باور من این بحثی بر سر واژه است، مشکل زبانی است، نه بحثی بر سر واقعیت؛ و دلایل تمایز در خطوط قبلی ذکر شد.
سام آریامنش
🚀 @ofoghroydadd
منابع:
مدخلهای Compatibilism ، Moral Responsibility ، Free Will در دایرهالمعارف فلسفی استنفورد
#اراده_آزاد
#جبرگرایی
#سازگارباوری
#مسئولیت_اخلاقی
#فلسفه_ذهن
Post #12563
1.85K