به نظر من یکی از تفاوتهای جالب موسیقی باکلام و بیکلام این است که در موسیقی باکلام، علاوه بر موسیقی، کلمات هم مسیر ذهن ما را هدایت میکنند. ما همزمان به آنچه خواننده میگوید فکر میکنیم و ممکن است احساساتمان نیز در همان جهت شکل بگیرد.
اما در موسیقی بیکلام، این بخش از معنا به خود ما واگذار میشود. یعنی آزادید خودتان انتخاب کنید که به چه فکر کنید.
برای همین، هنگام شنیدن یک قطعهی بیکلام میتوانید به هر چیزی فکر کنید؛ خودتان، یک انسان، یک خاطره، عشق، شکست، آینده، زندگی یا حتی خود کیهان.
شاید یکی از زیباییهای موسیقی بیکلام همین باشد؛ موسیقی فضا را میسازد، اما ذهن فرد تصمیم میگیرد در آن فضا چه چیزی را ببیند.
یعنی موسیقی بیکلام میتواند برای ذهن، یک فضای خالی معنا ایجاد کند که خود ذهن آن را پر میکند. دقیقا برخلاف موسیقی با کلام که مجبوریم تا حد زیادی تابع شعر خواننده باشیم و فکر کنیم و یا احساس کنیم.
نتیجه؟ برای تفکر در تنهایی، موسیقی بیکلام بهتر از موسیقی با کلام است.
موسیقی باکلام: انتخاب از پیش تعیین شده، احساسات از پیش تعیین شده
موسیقی بیکلام: آزاداندیشی، آزادی در انتخاب نوع احساس.
برای تفکر و تمرکز دومی بهتر است.
سام
🚀 @ofoghroydad
این تنها بررسی یک ویژگی بود، نه کل موسیقی باکلام و بیکلام.
Post #40923
1.28K