در دفاع از آن پیشوایِ آزادگی...
امروز عاشوراست،
عاشورای ۱۴۴۸،
و به نظرم آمد که درباره اتهامی بنویسم که به پیشوای آزادگان امام حسین متوجه ساختهاند.
برایم نوشتهاند و گوشهوکنار هم شنیدهام که امام حسین کاروانی از خراج و مالیات و اموال عمومی یمن را که به مقصد دمشق و برای یزید میرفت، گرفت! حال بگویند مصادره یا بنویسند غارت!
و برخی مدعی شدهاند گزارش این رویداد در تاریخ طبری و یعقوبی و ارشاد شیخ مفید و دیگر متون پیشین تاریخی هست.
و برخی دیگر همین گزارش را پایه و اساس بر آن قرار دادهاند که "ولایت امام" بر حرمت اموال، چه شخصی و چه عمومی، حاکم است، یعنی که امام میتواند و حق دارد دارایی شخصی یا عمومی را برگیرد و مصادره کند!
و برخی دیگر میگویند در میدان جنگ و مبارزه، دارایی دشمن حرمتی ندارد.
حال اصل جریان چیست؟
● تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک) که در حوادث سال ۶۰ هجری و آنچه بر امام حسین پیش آمده به طور کامل "مقتل ابی مخنف" را نقل میکند، مینویسد:
ثُمَّ إن الْحُسَيْن أقبل حَتَّى مر بالتنعيم، فلقي بِهَا عيرا قَدْ أقبل بِهَا من اليمن، بعث بِهَا بحير بن ريسان الحميري إِلَى يَزِيد بن مُعَاوِيَة، - وَكَانَ عامله على اليمن- وعلى العمير الورس والحلل ينطلق بِهَا إِلَى يَزِيد فأخذها الْحُسَيْن، فانطلق بِهَا، ثُمَّ قَالَ لأَصْحَاب الإبل: لا أكرهكم، من أحب أن يمضي معنا إِلَى العراق أوفينا كراءه وأحسنا صحبته، ومن أحب أن يفارقنا من مكاننا هَذَا أعطيناه من الكراء عَلَى قدر مَا قطع من الأرض، قَالَ: فمن فارقه مِنْهُمْ حوسب فأوفي حقه، ومن مضى مِنْهُمْ مَعَهُ أعطاه كراءه وكساه. ج5 ص386
حسین از مکه برون آمد و در تنعیم با کاروانی برخورد که از یمن میآمد که بحیر بن ریسان، حاکم اموی یمن، آن را برای یزید فرستاده بود. و در آن کاروان ورس (رنگ طبیعی) و پارچههای یمنی (حله) بود.
حسین آن را گرفت [اخذها] و بدان مسیر را پیش گرفت [فانطلق بها] و به شترداران گفت شما را مجبور به همراهی نمیکنم، اگر تا عراق با ما بیایید کرایه شما را به تمام میدهم و اگر میانه راه بازگشتید نیز به همان اندازه کرایه به شما خواهم داد.
● شیخ مفید در ارشاد جریان را به گونهای دیگر نقل میکند:
وسار حتى اتى التنعيم فلقى عيرا قد اقبلت من اليمن، فاستأجر من اهلها جمالا لرحله وأصحابه، وقال لاصحابها: من أحب أن ينطلق معنا إلى العراق وفيناه كرائه، وأحسنا صحبته، ومن أحب ان يفارقنا في بعض الطريق أعطيناه كراه على قدر ما قطع من الطريق، فمضى معه قوم وامتنع آخرون. الارشاد ج2 ص70
حسین از مکه برون رفت تا به تنعیم رسید، در آنجا به کاروانی رسید که از یمن میآمد، از آن کاروان شترانی برای خود و یارانش کرایه کرد و به شترداران گفت هر کس تا مقصد با ما باشد، کرایه را به تمام به آنها میدهیم و هر کس تا میانه راه نیز با ما بیاید کرایه او را به همان اندازه خواهیم داد.
پس در نقل شیخ مفید، هیچ صحبتی از اموال خلیفه و گرفتن آنها نیست، بلکه سخن از کرایه کردن شتران است.
بر این اساس، منبع معتبر این حکایت، تاریخ طبری است و دیگران کم و بیش از او نقل کردهاند.
نکته قابل توجه آن است که در عبارت
اخذها - انطلق بها
ضمیر مونث به چه برمیگردد؟!
امام حسین چه را گرفت؟! [اخذها]
و با چه چیز راه خود را ادامه داد؟
[انطلق بها]
هم کلمه العیر (کاروان) و هم الورس و الحلل (رنگ و پارچه) مونث است!
پس هیچ متن صریحی در بین نیست که امام حسین محموله کاروان را گرفته باشد،
بلکه دو قرینه یر آن دلالت میکند که خود کاروان را با خویشتن همراه کرده است:
* بلافاصله میبینیم که طبری سخن از کرایه شتر میکند و مذاکره و معامله امام حسین با شترداران!
* نقل شیخ مفید است که به صراحت دلالت دارد که مساله گرفتن محموله کاروان نبوده، بلکه اجاره شتران بوده است.
و دقت کنید که نه در تاریخ طبری و نه در هیچ کتاب تاریخی نیامده که این محموله، مالیات باشد، یا اموال عمومی، بلکه در برخی متون متأخر به صراحت آمده این اموال هدیه حاکم یمن به شخص یزید بوده است: پارچه (حله یمانی) و رنگ طبیعی(ورس).
و بازگردیم به آنچه که طبری در تاریخ خود نقل کرده که امام حسین روز عاشورا در برابر لشگر دشمن ایستاد و گفت:
ويحكم ! أتطلبونني بقتيل منكم قتلتُه أو مال لكم استهلكتُه أو بقصاص من جراحة؟! فأخذوا لا يكلّمونه... ج۵ ص۴۲۵
وای بر شما، آیا مرا به قتل کسی از شما خونخواهی میکنید؟ یا مرا در برابر مالی که گرفته و هزینه کردهام در برابر من ایستادهاید یا در برابر زخمی که من زدهام، قصاصم میکنید... و کسی به او پاسخی نداد.
بیگمان اگر امام حسین مالی را از یزیدیان غارت کرده بود، پاسخش میدادند که آری، کاروان خلیفه را غارت کردی و اینک در برابرت ایستادهایم!
محمد سلطانی رنانی
سر نوشت
https://t.me/soltanirenani600
Post #811
462