نگرانی درمورد تصمیمسازی درخصوص جنگ یا صلح
برخورد قانونی قاطع با تندروها؛ شرط جلب اعتماد عمومی به فرایند تصمیمگیری
[بخشی از متن یادداشت:]
... اگر تصمیم صحیح «جنگ» باشد، بعید میدانم کسی این نگرانی را داشته باشد که عامل «ترس» در مسئولان، فرماندهان، سربازان و حتّی عمدهی مردم، تصمیمسازان را به سمت تصمیم غلط سوق دهد؛ خوشبختانه شجاعت و روحیه جهاد، مقاومت و شهادتطلبی ما مشهود و ثابتشده است.
نگرانی این است که اگر در موقعیتی تصمیم صحیح (بهصلاح ایران، خداپسندانه) صلح و کوتاهآمدن باشد، شور، هیجان و تندروی بخشی از ساختار رسمی و مردم، نظام تصمیمگیری را به سمت تصمیم غلط، خداناپسند و مضر سوق دهد.
مسئولان سیاسی و نظامی همواره از مردم خواستهاند که در تصمیمسازیها به آنها اعتماد کنند و درست هم همین است امّا، به نظرم، با توجه به برخی واقعیتها باید به مردم (یا لااقل بخش قابل توجهی از مردم) حق بدهند که چنین نگرانیای داشته باشند؛ این اعتماد استلزاماتی دارد که متأسفانه فراهم نیست.
وقتی میبینیم گروههای تندرو، برخی مدّاحان، بعضی خبرگزاریهای رسمی و حتّی بخشهایی از رسانهی ملّی، با شور، هیجان و روحیهی مثلاً انقلابی خود و با آزادی و امنیت کامل و فراقانونی، هر گونه صلح و سازش را رد و حتّی به مسئولان عالیرتبه دولت، مجلس و نمایندگان رسمی مذاکره توهین میکنند و با آنان هیچ برخوردی (یا برخورد قابلقبولی) صورت نمیگیرد [3]، چگونه میتوان نسبت به «خردمندانهبودن فرایند تصمیمسازی» دلگرم بود؟! اگر قرار بر خردمندی است، چرا با این افراد، جریانها و رفتارها برخورد نمیشود؟!
تندروی و قانونشکنی آزادانهی سوپرانقلابیها و عدم برخورد با آنها حتّی این نگرانی را ایجاد میکند که نکند این جریان در مراکز تصمیمسازی کلان کشور نیز رسوخ کرده و مستقیماً اثرگذار باشد.
مسئولان عالی کشور باید میان «تکیه بر اقلیت تندرو و سوپرانقلابی» یا «جلب اعتماد عمومی و تکیه بر اکثریت متنوّع جامعه با محوریت منافع ملّی» یکی را انتخاب کنند؛ این دو مسیر قابل جمع نیستند و استلزامات کاملاً متفاوتی دارند؛ یکی از ضروریات مسیر دوّم، برخورد قانونی و بدون تساهل و تسامح با اقلیت تندرو است.
گاهی پاسخ داده میشود که «شما از کجا میدانی با آنها برخورد نشده است؟!» و بعضاً گفته میشود «با متخلّفان مورد نظر برخورد قانونی و قاطع صورت گرفت» امّا فلسفهی وجودی برخورد با تخلفات اجتماعی (در برابر خطاهای شخصی در حریم خصوصی) حفظ آرامش، امنیت و اعتماد جامعه است و ازاینرو، تا زمانی که جامعه، همانگونه که تندرویهای قانونشکنانهی اقلیت سوپرانقلابی را میبیند، برخورد قاطع قانونی با آنان را نیز مشاهده نکند، حق دارد که اعتمادش جلب نشود و نسبت به خردمندانهبودن فرایندهای تصمیمسازی نگران باشد.
برخی نمونهها از تندرویهای قانونشکنانهی سوپرانقلابیها:
حمله سوپرانقلابیها به عراقچی و پرتاب بطری
شعار مرگ بر منافق علیه پزشکیان
شعار علیه سازشگری و پزشکیان در مصلی
شعار مرگ بر عراقچی بیشرف سازشکار
شعار علیه قالیباف در حرم رضوی
توهین کارشناس صدا و سیما به عراقچی
متن کامل یادداشت
کانال وحید احسانی
https://telegram.me/notesofvahidehsani
Post #816
886