TGViewer
یادداشت‌های یک دانشجو یادداشت‌های یک دانشجو @notesofastudent · 269 subscribers
Post #383 214
باب پنجم، در عشق و جوانی؛

«جوانی پاکباز و پاکرو بود
که با پاکیزه‌رویی در کرو بود
چنین خواندم که در دریای اعظم
به گردابی درافتادند با هم
چو مَلّاح آمدش تا دست گیرد
مبادا کاندر آن حالت بمیرد
همی گفت از میان موج و تشویر
مرا بگذار و دست یار من گیر
در این گفتن جهان بر وی برآشفت
شنیدندش که جان می‌داد و می‌گفت:
حدیث عشق از آن بطّال منیوش
که در سختی کند یاری فراموش
چنین کردند یاران زندگانی
ز کار افتاده بشنو تا بدانی
که سعدی راه و رسم عشقبازی
چنان داند که در بغداد تازی
دلارامی که داری دل در او بند
دگر چشم از همه عالم فرو بند
اگر مجنون لیلی زنده گشتی
حدیث عشق از این دفتر نبشتی».
#سعدی
پ.ن: کرو: کشتی کوچک، قایق، کلک.


کانال یادداشت‌های یک دانشجو
https://t.me/Notesofastudent
  • ❤ 8
  • 🕊 1
More from @notesofastudent
  1. Sep 22, 2026اشتیاق در بیتی از عسجدی: "گر بُدی آن کس که زی توأم بفکندی خویشتن اندر نهادمی به فلاخن" دیو…
  2. Sep 20, 2026خاقانی غزل‌خوان خاقانی‌خوانی با دکتر محمدرضا ترکی عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی و…
  3. Sep 18, 2026نابغه/ تابعه؛ در دیوان ظهیرالدین فاریابی در بیتی آمده است: جز مدح تو نزاد درین دوران طبعی…
  4. Sep 16, 2026نکته‌ای از انوری؛ زمانه سیری کامروزش ار برانگیزی به عالمی بردت کاندر او بود فردا میرزا ابو…
  5. Sep 14, 2026"جاحظ گوید: که هرگز خود را چنان خجل ندیدم که روزی مرا زنی بگرفت و به دُکّانِ استاد ریخته‌گ…
  6. Sep 13, 2026کتابت زنان؛ در جلد ششم مجله‌ی «لغه العرب العراقیه» آمده است: «كان في جامع الحيدر خانة صحاح…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →