حتّی در بیقانونترین شهرهای معدنی دوران «غرب قدیم» (غرب وحشی)، نرخ قتل کمتر از واشینگتن دی.سیِ امروزی، که قوانین سختگیرانهای برای کنترل سلاح دارد، بود. دزدی و جرایم دیگر در غرب قدیم بسیار کمتر از آمریکای کنونی بود. تجاوز جنسی تقریباً پدیدهای ناشناخته محسوب میشد و زنان آزادانه در شهرهایی همچون داجسیتی، حتّی در ساعات شب، تردّد میکردند، بیآنکه هراسی از شنیدن الفاظ رکیک یا توهینآمیز داشته باشند، چه رسد به اینکه نگران تعرّض یا خشونت فیزیکی باشند. از منظر تاریخی، در آمریکا برخورداری مردم از سلاح نه تهدیدی برای صلح و نظم عمومی، بلکه عاملی در جهت عکس آن قلمداد میشد. این نکته با مقایسهی وضعیّت آمریکا و کشورهای دیگری که در آنها مالکیّت شهروندان بر سلاح تا حدّ زیادی محدود یا سرکوب شده، روشن میشود. «کوپل» با استدلالهایی بسیار متقاعدکننده بیان میکند که کنترل شدید دولتی بر مالکیّت سلاح در کشورهای دیگر، بازتابدهندهی ماهیّت سلسلهمراتبی و دولتگرای آن جوامع است؛ درست همانطور که رواج سلاح در آمریکا، فرهنگ فردگرای و مساواتطلبانهی این کشور را نشان میدهد.
● جرمی رابکین، در نقد کتاب دیوید بی. کوپل با عنوان «سامورایی، پلیس سوارهنظام و گاوچران: آیا آمریکا باید قوانین کنترل سلاح کشورهای دموکراتیک را بپذیرد؟»؛ نشریهی امریکن اسپکتیتور (آگوست ۱۹۹۳)
➣ @Notes_On_Liberty
Post #2806
501
- 👍 12
- ❤ 5
- 👌 2