میتوان ملاحظه کرد که استانها در میان فراز و نشیبهایی که به آن گرفتار میآیند، از نظم به آشوب میگرایند و سپس دوباره به نظم بازمیگردند؛ زیرا ماهیّت امور دنیوی نمیگذارد که وضعیّت آنها در مسیری یکنواخت تداوم یابد و هنگامیکه به اوج کمال خود میرسند، بهسرعت رو به افول مینهند. به همین ترتیب، هنگامیکه بر اثر بینظمی، افول مییابند و به قعر انحطاط فرو افتادند، بهگونهای که دیگر امکان سقوط بیشتر وجود ندارد، ناگزیر دوباره صعود میکنند؛ بدینسان، از خیر بهتدریج بهسوی شر میلغزند و از شر دوباره بهسوی خیر بازمیگردند. دلیل این امر آن است که دلیری، صلح میآفریند؛ صلح، آسایش؛ آسایش، بینظمی؛ و بینظمی، ویرانی؛ آنگاه از دل بینظمی، نظم سر برمیآورد؛ از نظم، فضیلت؛ و از فضیلت، شکوه و نیکبختی پدید میآید.
خردمندان دیدهاند که عصری که برتری ادبی در آن حاصل میشود معمولاً پس از دوران برتری سلاحها و جنگ است؛ و در شهرها و استانها، جنگاوران بزرگ پیش از فیلسوفان پدید میآیند. سلاحها پیروزی را رقم میزنند و پیروزی، صلح را. نیروی سرزندهی ذهن جنگاور را نمیتوان با هیچگونه سرگرمی، تضعیف ساخت؛ و نیز هیچ راحتطلبی و سستی با هیچ درجهای از مکر و فریب نمیتواند وارد یک جامعهی منظّم شود. کاتو این را هنگامی که فیلسوفان دیوژن و کارنائدس به سفارت از سوی آتنیها به مجلس سنا فرستاده شدند، درک کرد؛ چون دید جوانان رمی با چه اشتیاقی از آنان پیروی کردند و از مفاسدی که ممکن بود از این کندذهنی فریبنده متوجّه کشورش شود، آگاه بود، قانونی وضع کرد که هیچ فیلسوفی اجازهی ورود به رم نیابد.
● نیکولو ماکیاوللی، تاریخ فلورانسی
➣ @Notes_On_Liberty
Post #2803
836
- 👍 11
- 👏 6
- 👎 1