TGViewer
Channel Public Channel
On Liberty | درباره‌ی آزادی

On Liberty | درباره‌ی آزادی

@notes_on_liberty

مهم‌ترین پی‌آمد حکومت قانون آزادی همه‌ی شهروندانِ برابر و تأمین آزادی‌های آنان است. تا زمانی‌که شالوده‌ی این نظامِ آزادی، و نهادهایی که آزادی شهروندان برابر را تضمین می‌کنند، استوار نشده باشد، هیچ پیشرفت مادّی صورت نخواهد گرفت.
Subscribers
7.09K
Photos
427
Videos
36
Links
232
Recent Posts 20 shown
Post #2791 585
بامزه‌ترین و قابل‌ترحّم‌ترین موجود هم اون ایرانیه که به‌تازگی یاد گرفته چپ رو به‌عنوان فحش به کار ببره، و در عین چپ بودن می‌خواد دنیا رو از ووکیسم نجات بده. تصورّش اینه که ووک‌ها اومدند گفتند ما اومدیم خانواده و فرهنگ و جامعه رو نابود کنیم، این قانون رو هم برای نابودی شما وضع کردیم لطفاً نابود بشید، ممنون! سیاست‌هایی ووکیستی دقیقاً همون خزعبلاتی‌اند که بسیاری از ایرانی‌ها -به‌ویژه گروه‌های خودراست‌پندار- بهش باور دارند و میگند چرا اینا در کشور ما اجرا نمیشه. اگر ووک‌ها در نابودی خانواده تا حدّ زیادی موفق بوده‌اند، این پیآمد سیاست‌ها و قوانینی بوده که در پیش گرفته و وضع کرده‌اند. آموزش‌وپرورش دولتی، مهدکودک‌ها، یارانه به خانه‌ی سالمندان و، از همه مهم‌تر، مالیات‌ها و سیاست‌های تورّمی که جملگی تیشه به ریشه‌ی خانواده زده‌اند و این نهادِ مقاومت در برابر دولت را نابود کرده‌اند. ایرانیِ خودراست‌پنداری که قراره طی یک جنگ صلیبی رسالت خودش رو به جای بیاره و جهان رو از شرّ ووکیسم بِرَهانه، همزمان به سیاست‌هایی مثل تبعیض مثبت، به‌ویژه به‌نفع زنان، توانمندسازی فلان اقشار، حمایت از حقوق فلان محرومان و کنترل زبان، و برچسبِ فلان‌ستیز و ادبیّات جنسیتی زدن به دیگران اعتقاد راسخ داره؛ تا حدّ زیاد با عناصر فرهنگ و سنّت خودش به جنگ برخاسته و در ریزه‌خواری خوان مدرنیست‌های غربی گام‌های بلندی برداشته. ووکیسم موجود عجیب‌الخلقه‌ی شاخ‌ودم‌داری نیست که بگیم میریم نابودش می‌کنیم، همان سیاست‌های دولت‌گرایانه و ضدّخانواده‌ایه که خودراست‌پندار ایرانی در حد انفجار بهش مبتلاست و در انتظار رسمیت بخشیدن به اون له‌له می‌زنه.
  • 👍 26
  • 👏 10
  • 👌 5
Post #2790 479
یکی از مباحث اصلی برخاسته از تقابل میان تبیین‌های «حقوقی» و «فلسفی» منشأ حقوق مالکیّت، این بوده که آیا چنین مواهب و منافعی پیش از استقرار حکومت‌ها وجود داشته‌اند یا پس از آن پدید آمده‌اند. جان لاک دیدگاه نخست را پذیرفت، در حالی‌که جان استوارت میل و جرمی بنتام از دیدگاه دوم دفاع کردند. بنتام ساده و کوتاه بیان داشت که «مالکیّت، تماماً مخلوق قانون است.» او سپس یکی از اصول بنیادینِ باورِ هر پوزیتیویست حقوقی را تکرار کرد: «پیش از وجود قوانین، مالکیّتی وجود نداشت؛ قوانین را بردارید، تمام مالکیّت‌ها از میان می‌روند.» در اینجا الگوی هرمی نظم اجتماعی را می‌بینیم: گویی شرایط لازم برای بقای حیات، می‌بایست توسّط دولت اعطا می‌شد!

بدیهی‌ست که انسان‌ها صدها هزار سال پیش از یکجانشینی در جوامع کشاورزی، که خود مقدّم بر پیدایش هرگونه نهاد سیاسی بود، به بقای خود ادامه داده‌اند؛ و نیز روشن است که مالکیّت می‌بایست، پیش از اینکه آن نهادها چیزی برای وضع مالیات یا تحمیل مقرّرات بر آن داشته باشند، وجود داشته باشد.

افزون بر این، از آنجاکه حیاتِ آدمی خود وابسته به وجود مالکیّت است (یعنی دارا بودن فضایی برای سکونت و منابعی برای مصرف، به‌گونه‌ای که دیگران از آن محروم باشند)، گزاره‌ی نامعقول بنتام تلویحاً چنین می‌انگارد که نظام‌های حقوقی پیش از حیات وجود داشته‌اند!

توماس هاجسکین یکی از شاعرانه‌ترین نقدها را بر این دیدگاه که حقوق مالکیّت توسّط حکومت‌ها برقرار شده‌، ارائه کرده است:

باید باور کنیم که انسان‌ها به‌طور طبیعی هیچ حقّی برای گردآوری صدف از ساحل یا چیدن میوه‌های وحشی از بوته‌زارها نداشته‌اند -هیچ حقّی برای کشت‌وکار، ابداع و دوختن پوشاک راحت، یا استفاده از ابزارها برای تأمین آسان‌تر اسباب رفاه و لذت خود؛ هیچ حقّی برای بهبود و آراستن سکونتگاه‌هایشان و حتی هیچ حقّی برای داشتن سکونتگاه؛ هیچ حقّی برای خرید و فروش یا جابه‌جایی از مکانی به مکان دیگر- تا آنکه قانون‌گذاری خردمند و نیک‌خواه آمد و تمام این حقوق را به آنان اعطا کرد. اگر این اصل در یک مورد صادق باشد، باید در همه‌ی موارد صادق باشد؛ و بر اساس آن، والدین هیچ حقّی بر عشق و احترام فرزندان خود نداشتند، و نوزادان نیز حقّی برای تغذیه از پستان مادرانشان نداشتند، مگر آنکه قانون‌گذار با پیش‌بینی و محاسبه‌ی مزایای عظیم برقراری آن فهرست بلندبالای حقوق و تکالیفی که از عواطف ما سرچشمه می‌گیرند و سازنده‌ی سعادت ما هستند، آن‌ها را با فرمان خود وضع کرده باشد.


● باتلر شَفِر. مرزهای نظم؛ مالکیت خصوصی به‌مثابه‌ی یک نظام اجتماعی

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 9
  • 👌 2
  • ❤ 1
Post #2789 564
مبادله‌ی کالاهای ضروری، اقلام رفاهی و به‌ویژه کالاهای تجمّلی، و نه صرفاً انباشت پول، همان نیروی محرّکه‌ی عظیمی است که سرشت بشر را به تکاپو واداشته است؛ تکاپویی که موجب گسترش تمدّن، کسب دانش، پی‌بردن به اصلاحات و دستاوردهای فرهنگی، کسب ثروت و برانگیخته‌شدن عشق به آزادی شده است. اگر بگذاریم این نیروی محرّکه، این ماشین بخارِ اخلاقی، بی‌کم‌وکاست به کار خود ادامه دهد، قدرت آن برای پیش‌راندن تجارت، ثروت و رفاه ما کفایت خواهد کرد؛ حتّی با وجود جریان‌های خُرد و گوناگون خارجی که شاید در جهت‌های مختلف وزیده و برای سد کردن این مسیر تلاش کنند. ولی اگر این دستاورد اخلاقی را، که مقدّر است مایه‌ی افتخار یا موجب شرمساری ما باشد، از ما بگیرید، به منجلاب حکومت‌های استبدادی خواهیم افتاد و یک‌باره آن ویژگی‌های متمایزی را که تاکنون مرهون آن‌ها بوده‌ایم، از دست خواهیم داد: ویژگی‌هایی که پیشرفت ما در هنر و علوم و همچنین جایگاه و اعتباری را که در میان مردمان داریم، برایمان به ارمغان آورده‌اند.

● جان تیلور کارولین؛ استبداد بدون نقاب

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 9
  • 👌 4
  • ❤ 3
Post #2788 636
در بررسی پیآمدهای سوسیالیسم، تفاوتی نمی‌کند که اقتصادی را مطالعه کنیم که از طریق کنترل قیمت‌ها و دستمزدها به سوسیالیسم رسیده است، یا اقتصادی که آشکارا و با ملّی‌سازی صریح تمام صنایع به آن دست یافته است. همچنین اهمّیّتی ندارد که سوسیالیسم به‌صورت مسالمت‌آمیز و از طریق روندهای قانونی و رعایت موازین دموکراتیک تحقّق یافته باشد یا از راه انقلابی خشونت‌آمیز؛ و نیز تفاوتی نمی‌کند که هدف ادّعایی سوسیالیسم، عشق و برادری همگانی باشد یا برتری نژاد یا طبقه‌ای خاص. از منظر اقتصادی، ماهیّت این نظام در تمام این موارد یکسان است: حکومت مالک ابزار تولید است و تصمیم‌گیری درباره‌ی نحوه‌ی استفاده از آن‌ها بر عهده‌ی اوست. از این‌رو، هرآنچه درباره‌ی سوسیالیسم می‌گویم، همه‌ی گونه‌های آن را در بر خواهد گرفت: سوسیالیسمِ سوسیالیست‌های ملّی‌گرا (نازی‌ها)، سوسیالیسمِ کمونیست‌ها و سوسیالیسم سوسیال‌دموکرات‌ها (مانند نورمن توماس). سخنان من درباره‌ی هر نظام اقتصادی که عملاً بر پایه‌ی مالکیّت دولتیِ ابزار تولید استوار باشد، صدق خواهد کرد.

اگر بار دیگر کنترل قیمت‌ها اعمال و فراگیر شود و حکومت اداره‌ی تولید و توزیع را در ایالات متّحده به‌دست گیرد، این مسئله شامل نظام اقتصادی ایالات متّحده نیز خواهد شد؛ سناریویی که با توجه به ماهیّتِ شدیداً تورّم‌زای نظام پولی کنونی ما، رخ‌دادن آن در مقطعی از سال‌های پیشِ رو کاملاً محتمل است.

● جرج رایزمن؛ کاپیتالیسم، رساله‌ای در باب اقتصاد

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 16
  • 👏 4
  • 👌 2
Post #2785 871

Forwarded from 📚«مُلکِ سیاست»📚 (بهروز زواریان)

اصل دوم انقلاب سفید: ملّی‌کردن جنگل‌ها و مراتع...

شخصی که در این کلیپ کوتاه سخن می‌گوید، اذعان می‌کند دو هفته قبل جنگل را از زباله‌ها پاکسازی کردند، اما پس از مراجعه دوباره متوجه شده‌اند که وضعیت کثافت‌کاری شهروندان مدرن متمدن، جنگل را به حالت قبل برگردانده است.

فقط پرسشم این است که چرا کسانی که خاک جنگل را اینطور به توبره می‌کشند، در منزل‌هایشان چنین کاری نمی‌کنند؟!

پاسخ: چون آنجا مِلک خصوصی خودشان است! زمانیکه همه چیز را ملّی اعلام کرده‌اید، یعنی زمین‌ها متعلق به همه است اما تحت مالکیت هیچکسی نیست.

اکنون باید شرایطی را تصور کنیم که این اراضی، املاک خصوصی کسانی است که تصمیم به سرمایه‌گذاری روی آن‌ها گرفته‌اند؛ با پرداخت هزینه وارد اراضی می‌شوید، و در صورت خطاء، حتما از سوی مدیریت یا کارکنان آن برخورد صورت خواهد گرفت. استدلال این است اینجا مِلک شخصی است و هیچکسی نباید آن را نابود کند، همانطور که کمر همت به نابود کردن مِلک شخصی خودش نمی‌بندد.

تا زمانی که به مالکیت خصوصی و واگذارکردن اراضی نظر نکنید، به تدریج همین باقی‌مانده میراث آیندگان خواهد سوخت - چنانکه جنگل‌های شمال کشور دارد نابود و پودر میشود.
  • 👍 26
  • 👌 6
  • 🔥 3
Post #2784 961
📃 سازمان تجارت جهانی، دشمن تجارت آزاد | ✍🏻 لو راکول

➣ @Notes_On_Liberty

سازمان تجارت جهانی قرار بود سازوکاری عظیم برای سوق‌دادن جهان به‌سوی یکپارچگی اقتصادی بیشتر باشد؛ رویایی که قرن‌ها در مکتب لیبرالیسم وجود داشته است. ولی در واقعیّت، این سازمان چیزی جز احیای یک تصور غلط و قدیمی در باب «برنامه‌ریزی متمرکز» نبود؛ تصوّری که مدّعی است اداره‌ی تجارت جهانی به یک مرجع مرکزی نیاز دارد. در نبودِ اجماعی ایدئولوژیک در حمایت از لیبرالیسم کلاسیک، سازمان تجارت جهانی با مهر تأیید زدن بر سیاست‌هایی بسیار نادرست (همان‌طور که بسیاری پیش‌بینی می‌کردند)، عملاً تجارت را به عرصه‌ای سیاسی بدل کرده است.

اگرچه تجارت در دستور کار قرار داشت، ولی خبری از «تجارت آزاد» به‌معنای سنّتی و رایج آن نبود. سازمان تجارت جهانی از همان ابتدا بر این ایده استوار بود که کشورهای صنعتی و پیشرفته باید بازاری برای محصولات خود کشورهای فقیر و درمانده‌ی جهان بیابند؛ نه اینکه کشورهای فقیر هم ممکن است کالاهایی برای عرضه داشته باشند که مصرف‌کنندگان در کشورهای ثروتمند خواهان خرید آنند. به همین دلیل بود که موضوع «حقوق مالکیّت معنوی» (که در واقع نوعی انحصار تحمیلی برای تولیدکنندگان خاص در کشورهای ثروتمند است) در صدر دستور کار قرار داشت، ولی تجارت آزاد واقعی در حوزه‌ی محصولات کشاورزی به‌کلّی از دایره‌ی مذاکرات کنار گذاشته شده بود.

کشورهای ثروتمند نیز بلوکی یکپارچه و هم‌سو نیستند. مقامات آمریکایی طبیعتاً خود را محق می‌دانند که کنترلی هژمونیک بر اقتصاد جهانی اعمال کنند؛ فرضی که وزرای دارایی اتّحادیّه‌ی اروپا را به‌شدّت محتاط و بدبین کرده است. این وضعیّت نتیجه‌ی سال‌ها سیاست‌های حمایت‌گرایانه‌ی (پروتکشنیستی) ایالات متّحده علیه هر کسی در هر کجای جهان است که جرئت کند محصولی بهتر از آنچه در «سرزمین آزادگان و دلیران» تولید می‌شود، بسازد (سرزمینی که اتفاقاً میزبان بزرگ‌ترین، مسلّح‌ترین و پرهزینه‌ترین حکومت در تاریخ جهان است).

مشکل اینجاست که برای هر کسی که الفبای اقتصاد را بداند، مسئله روشن است: مزیّت نسبی کشورهای فقیر در جذب سرمایه و تولید کالا برای صادرات، دقیقاً همان مقرّرات‌زدایی در حوزه‌های کار و محیط‌زیست است. از آنجاکه هدف آن‌ها افزایش رقابت‌پذیری است (نه کاهش آن)، وضع قوانینی برای افزایش دستمزدها که تنها منجر به فرار سرمایه و بیکاری بیشتر می‌شود، هیچ توجیه منطقی ندارد. اگر آن‌ها امیدی به توسعه دارند، راهکار آن اعمال مقرّرات سخت‌گیرانه‌تر بر تولید نیست؛ بلکه آنچه نیاز دارند، بازاری آزاد است که بتوانند با تکیه بر مزیّت نسبی خود در آن رقابت کنند.

کشورهای فقیر با مقاومت در برابر روند «هماهنگ‌سازی برای ارتقا» عملاً در کنار سنّت تجارت آزاد ایستاده‌اند. آنچه آن‌ها در واقع خواستار آن بودند، تحدید کلّی جهانی‌سازی (گلوبالیزاسیون) نبود، بلکه کاهش جهانی‌سازی سیاسی بود تا امکان گسترش جهانی‌سازی اقتصادی فراهم شود؛ زیرا این دو نیرو با یکدیگر در تضادّند.

اگر کشورهای ثروتمند قرار است دم از «تجارت آزاد» بزنند، بهتر است خودشان هم به آن پایبند باشند. اینکه کشورهای ثروتمند محصولات کشاورزی یارانه‌دار خود را به جهان سوم صادر می‌کنند تا با قیمتی ارزان‌تر از هزینه‌ی تولید داخلی آن کشورها بفروشند، به خودی خود مسئله‌ای قابل‌توجّه است؛ ولی اینکه بی‌درنگ پس از آن، از پذیرش کالاهای ارزان‌قیمت کشورهای دیگر به بهانه‌ی «دامپینگ» خودداری کنند، در واقع نمک پاشیدن بر زخم است.

حق با ترِنس کورکوران از روزنامه‌ی «نشنال‌پست» است: «این ایده که تجارت باید بیش از پیش بر پایه‌ی قوانین و ساختارهای بوروکراتیک استوار باشد تا بازارهای آزاد، چنان ریشه‌دار شده که کمتر کسی ماهیّت اصلی تجارت آزاد را به یاد می‌آورد.» نکته‌ی طنزآمیز ماجرا اینجاست که بخش عمده‌ای از تقصیرها متوجّه سازمان تجارت جهان است، هرچند عوامل دیگری نیز در این میان سهم دارند. تجارت جهانی در تمام طول تاریخ تمدّن با شتاب پیش می‌رفت، بی‌آنکه نیازی به چنین نهادی باشد؛ نهادی که به تریبونی برای متعصّبان، طرفداران سیاست‌های حمایت‌گرایانه و کسانی‌که سودای تنظیم امور جهانی را در سر دارند، بدل شده است. وقتی بسیاری از طرفداران تجارت آزاد از تشکیل سازمان تجارت جهانی حمایت می‌کردند، آیا ساده‌لوح بودند یا رشوه گرفته بودند؟ به‌هرحال، سازمان تجارت جهانی دوست تجارت آزاد نیست.

#تجارت_آزاد #سازمان_تجارت_جهانی
#حمایت‌گرایی #بازار_آزاد #مزیت_نسبی
➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 12
  • ❤ 8
  • 👏 2
Post #2783 847
بدن نیرومند، ذهن را نیز قوی می‌سازد. از میان انواع ورزش‌ها، تیراندازی را پیشنهاد می‌کنم؛ زیرا این فعّالیّت، ضمن آنکه تحرّکی متعادل به بدن می‌بخشد، جسارت، روحیّه‌ی ابتکار عمل و استقلال را در ذهن می‌پروراند. بازی‌های توپی و دیگر سرگرمی‌های مشابه، برای بدن بیش‌ازحد خشن‌اند و هیچ اثر سازنده‌ای بر شخصیّت و ذهن بر جای نمی‌گذارند. از این‌رو، بگذارید تفنگتان همواره در پیاده‌روی‌ها همراه شما باشد.

● توماس جفرسون، نامه به برادرزاده‌اش

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 28
  • ❤ 6
  • 👌 5
Post #2780 1K
هنگامی‌که جنگ ۱۸۱۲ درگرفت، فدرالیست‌های نیوانگلند آن را عمدتاً مناقشه‌ای میان حزب دموکرات-جمهوری‌خواهِ جفرسون و انگلستان می‌دانستند که ارتباطی به منطقه‌ی آن‌ها (که پیوندهای تجاری و بازرگانی گسترده‌ای با انگلستان داشت) پیدا نمی‌کرد. در نتیجه، هنگامی‌که رئیس‌جمهور جیمز مدیسون درخواست اعزام نیروهای شبه‌نظامی را مطرح کرد، این منطقه از پذیرش آن سر باز زد. مجلس ایالتی کنتیکت بیانیه‌ای صادر کرد که نمونه‌ای کلاسیک از فلسفه‌ی «حقوق ایالت‌ها» به شمار می‌آید؛ فلسفه‌ای که بعدها جان سی. کالهون در دفاع از جنوبِ حامی تجارت آزاد در برابر شمالِ حامی سیاست‌های حمایت‌گرایانه تجاری، از آن بهره برد:

ولی نباید فراموش کرد که کنتیکت، دولتی آزاد، دارای حاکمیّت و مستقل است؛ و ایالات متّحده، یک موجودیّت کنفدراسیونی است، نه یک جمهوری یکپارچه و متمرکز. فرماندار این دولت همان‌گونه که موظّف به پشتیبانی از قانون اساسی ایالات متّحده است، تعهّدی والا و جدّی برای حفظ حقوق و امتیازات قانونی این دولت، به‌عنوان دولتی دارای حاکمیّت، آزاد و مستقل نیز دارد؛ و تعهّد به حمایت از قانون اساسی، الزام حمایت از حقوق آن ایالت را نیز دو چندان می‌کند. اگر ستون‌هایی که بنا بر آن‌ها استوار است آسیب ببینند یا نابود شوند، آن بنا فرو خواهد ریخت.


● توماس دی‌لورنزو. لینکلن بدون نقاب

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 12
  • ❤ 4
  • 👏 2
Post #2779 1.18K

Forwarded from شب‌های عربی

#حد_الجسر «۴»

همواره این پرسش برایم مطرح بوده که چگونه علی شریعتی در کشورهای عربی تا این اندازه محبوب و تأثیرگذار است؟! در حالی که در خود ایران، تاریخ مصرفش (مگر نزد برخی عقب‌مانده‌ها) به پایان رسیده است!

این پرسش را با یکی از دوستان عراقی‌ام که روشنفکر و فعال رسانه‌ای شاخصی است مطرح کردم و خلاصه توضیحات وی را ترجمه و تقدیم می‌کنم.


چرا علی شریعتی در عراق همتا ندارد؟


✍️ حیدر راشد، عراق

چپ عراق، عاری از هر نام درخشانی در عرصه نظریه‌پردازی‌ست. آنچه در این جریان دیده می‌شود، نه اندیشمندانی صاحب‌نظر، بلکه انبوهی از نیمه‌روشنفکران میان‌مایه است که هم اندیشه‌شان نامنسجم است هم خودشان پراکنده در تبعید!

عمده محبوبیت و اقبال حزب الدعوه در عراق، ناشی از این واقعیت است که هیچ چپ عراقی نتوانسته حتی یک مقاله متین و شایسته در نقد کتاب «فلسفتنا»ی محمدباقر صدر بنویسد. این موضوع، نشانه نبوغ صدر نیست؛ نشانه ورشکستگی نظری چپ عراق است.

آثار نظری چپ عراق، در انحصار کادرهای عالی‌رتبه حزب بعث بودند و به عامه مردم نمی‌رسید. توده مردم صرفا با شعارها و روزنامه حزب هدایت می‌شدند. این شیوه، در واقع، یادآور نظام کتاب‌های ممنوعه در فرقه اسماعیلیه است که مراحلی مانند ظاهر، باطن و باطن‌الباطن داشتند.

ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود که مانند قلعه‌ای نیمه‌محافظت‌شده است، همواره بستری برای شکل‌گیری جریان‌های هویت ملی و بازگشت به پیشینه پیشااسلامی بوده. این فضا، اندیشمندانی از آقاخان کرمانی تا جلال آل‌احمد، شریعتی و طالقانی را پروراند؛ و حتی در دوران رضاشاه، سیاستمدارانی چون فروغی و داور خود از روشنفکران طراز اول بودند.

اما عراق، چنین بستری را در اختیار نداشت. شمار تحصیل‌کردگان محدود بود و آنان که سواد داشتند، بیشتر افسران نظامی وابسته به جمعیت‌های سری مانند «عهد» و «العربیه الفتاه» در استانبول بودند. این گروه، بیشتر در صدد انتقام از سنت عثمانی برآمده بودند، نه تأسیس یک جریان فکری اصیل.

مردم عراق در بازار ایدئولوژی‌ها، چون مشتریانی بودند که به دنبال تخفیف می‌گشتند. از این‌رو، به آسانی شیفته هر ایدئولوژی وارداتی می‌شدند؛ از مارکسیسم و فاشیسم گرفته تا ناصریسم. در چنین فضایی، هیچ‌کس به فکر ساختن یک عقیده ملی نبود، زیرا اعتماد به علوم انسانی، یکسره از میان رفته بود و تنها علوم فنی و تجربی، راه صعود اجتماعی تلقی می‌شدند.

نکته دیگر، نقش مطبوعات در ایران است. روزنامه‌ها فضایی برای رشد روشنفکری فراهم کردند که در عراق، پیش از استعمار بریتانیا، وجود نداشت. حتی مطبوعات تبعیدی، مانند روزنامه میرزا ملکم‌خان، تأثیری ماندگار در ایران برجای گذاشت؛ حال آنکه عراقی‌ها، وابسته به مطبوعات مصر و شام بودند و همواره نقشی مصرف‌کننده در مواجهه با جریان‌های فکری بیرونی داشتند.

علی شریعتی محصول یک بستر تاریخی خاص در ایران است؛ جایی که روشنفکران به ساختن هویت ملی-مذهبی مشغول بودند. اما در عراق، به دلیل نبود نخبگان اصیل، غیاب نهادهای مدنی مستقل و سلطه سنت عثمانی، هرگز همتایی برای شریعتی شکل نگرفت. محبوبیت علی شریعتی در جهان عرب و به طور خاص عراق، نه مرهون اصالت و عمق اندیشه‌های او، بلکه ناشی از بی‌مایگی روشنفکران و چپ‌های عراق است؛ جامعه‌ای که در مواجهه با ایدئولوژی‌ها، غالبا نقشی منفعل و مصرف‌کننده داشته است.
...پایان...

برای مطالعه بیشتر درباره تشکل‌های ملی‌گرای عرب در زمان خلافت عثمانی:

جمعیت مخفیانه العربية الفتاة
جمعیت مخفیانه العهد

#عراق #چپ #محمدباقر_صدر #ایران #عثمانی #علی_شریعتی #فروغی

@arabian_nights_101
  • 👍 12
  • 👌 2
  • 👎 1
Post #2778 1.4K
رژه‌ای نظامی در میدان سرخ در جریان است. ابتدا یگان‌های ارتش و سپس ادوات نظامی -تانک‌ها، توپخانه و موشک‌ها- از مقابل جایگاه می‌گذرند. آن‌گاه در پایان، گروهی با کت‌وشلوارهای رسمی و کیف‌به‌دست، با گام‌هایی استوار رژه می‌روند. رئیس‌جمهور یلتسین از رئیس کا‌گ‌ب می‌پرسد: «آیا این‌ها افراد شما هستند؟»
- «نه.»
رو به وزیر دفاع می‌کند: «آیا افراد شما هستند؟»
- «نه.»
نخست‌وزیر چرنومیردین به سمت رئیس‌جمهور خم می‌شود و آهسته می‌گوید: «آن‌ها اقتصاددانان من هستند. ظاهر چندان پرابهتی ندارند، ولی قدرت تخریبشان هولناک است؛ آن‌ها می‌توانند ظرف چند هفته هر کشوری را نابود کنند.»
  • 🤣 36
  • 👍 11
  • 👌 2
Post #2777 2.25K
نمیشه اسلحه بگیری سمت مردمت و همزمان ادعای آرمانشهر بودن هم بکنی...


🎞 گفت‌وگوی رونالد ریگان و جورج شولتس، پرده‌ای از فیلم «در آستانه‌ی جنگ» (The Brink of War)

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 23
  • ❤ 8
  • 👌 2
Post #2774 1.69K
فرد روان‌رنجور فاقد توانایی برای سازگاری با محیط خویش است. او غیر اجتماعی است؛ او هرگز با واقعیّت‌ها سازگاری ندارد. ولی چه بخواهد چه نخواهد، واقعیّت کارِ خودش را می‌کند. این فراتر از قدرت روان‌رنجور است که اراده و کنش‌های همنوعان خود را از بین ببرد و همه‌چیز را از پیش روی خود بردارد. بنابراین او به خیال‌پردازی و اوهام پناه می‌برد. افراد ضعیف که قدرت ادامه‌ی زندگی و همراهی با واقعیّت را ندارند، به دیکتاتوری و قدرت تسلیم کردن دیگران روی می‌آورند. سرزمین رویاهای او سرزمینی است که اراده‌ی او تنها در آن تصمیم می‌گیرد؛ قلمرویی است که او به‌تنهایی در آن دستور می‌دهد و دیگران اطاعت می‌کنند. در این بهشت ​​تنها آن چیزی که او می‌خواهد، رخ می‌دهد. همه‌چیز درست و معقول است، یعنی همه‌چیز دقیقاً مطابق با عقاید و خواسته‌های او است؛ از نظر عقل او معقول است.

روان‌رنجور در پناه این رویاها نقش دیکتاتور را به خود اختصاص می‌دهد؛ او خودش را سزار می‌بیند. هنگام خطاب همشهریان خود باید متواضع‌تر باشد. او دیکتاتوری را به تصویر می‌کشد که توسّط شخص دیگری اداره می‌شود، ولی این دیکتاتور تنها جانشین و خادم اوست؛ او آن‌طور که روان‌رنجور از او می‌خواهد، عمل می‌کند. فردی خیال‌پرداز که از این محدودیّت خودداری می‌کرد و خود را برای پست دیکتاتور پیشنهاد می‌کرد، خطر دیوانه در‌ نظر گرفته شدن دیوانه خوانده شدن را به جان می‌خرید. روانپزشکان دیوانگی او را خودبزرگ‌بینی می‌نامند.

هیچ‌کس هرگز دیکتاتوری کسانی را، که اهدافی غیر از اهداف خودش دارند، توصیّه نکرده است. کسی که از دیکتاتوری دفاع می‌کند، همیشه از حکومت نامحدود باب میل خود دفاع می‌کند، اگرچه توسّط یک واسطه، یک نسخه‌بردار از امیال او، اداره می‌شود. او دیکتاتوری را می‌خواهد که به شکل خودش ساخته شود.


● لودویگ فون میزس. حکومت قادر مطلق؛ ظهور دولت تمامیت‌خواه و جنگ تمام‌عیار

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👌 13
  • 👍 10
  • 🔥 2
Post #2773 1.94K
On Liberty | درباره‌ی آزادی اندر احوالات ایرانیانِ خودضدچپ‌پندار
خبری در رسانه‌های ایرانی (البته رسانه که نه، همین شغال‌نیوز و چغندرنیوزهای رایج) منتشر شده که زهران ممدانی استفاده از هوش مصنوعی رو در مدارس نیویورک ممنوع کرده. (اصل خبر اینه که استفاده از هوش مصنوعی و نمایشگرها برای یک دوره‌ی یکساله در مدارس نیویورک متوقّف شد؛ این هم به‌دلیل یک رویکرد جدید در کلّ ایالات متّحده). چندی پیش هم اخباری از چند کشور اروپایی اومد که استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای افراد زیر ۱۶ سال رو ممنوع کردند.

واکنش ایرانیا به دو خبر کاملاً متفاوت بود. برای خبر دوم ذوق کردند که وای چه دولت‌های خوبی که به فکر سلامت مردمند. برای خبر اوّل گریبان دریدند که ای وای چقدر این ممدانی ضدّ تکنولوجیه. چرا؟ چون فکر می‌کنند که ممدانی اسلام‌گراست پس باید باهاش مخالف بود ولی دولت اروپایی خیلی علم‌گراست و این کار رو برای صلاح مردم انجام میده.

فارغ از این تناقض فکری که چطور دوست دارند دولت خدمات آموزشی رایگان ارائه بده ولی قوانینش رو تعیین نکنه (جز در خیالات و با لفّاظی نمیشه انتظار داشت که دولت چیزی رو طبق سلیقه‌ی ما مدیریّت کنه؛ اگه نمی‌خوای اون‌طوری مدیریّت کنه، مدیریّتش رو ازش بگیر)، این شعائر مرگ بر چپ و چپ هرگز نفهمید و ما فهمیدیم هم شبیه همین دو نوع واکنشه. چپی که شبیه اونا نیست، چپیه که هرگز نمی‌فهمه، ولی اگه چپ چندتا عنصر ملّی به گند و کثافت افکارش اضافه کنه، چپیه که همیشه می‌فهمه و اقداماتش درسته. مشکل سوسیالیسم در ذات خودش نهفته و با بزک ملّی‌گرایی و وطنم وطنم کردن درست نمیشه. شما با نام خدا، شیطان، وطن، جهان‌وطن و... بری تو کوره، ذوب میشی و می‌میری، سیاست سوسیالیستی رو هم با هر عنوان و بزکی اجرا کنی نتیجه‌ش یکسانه. خلاصه که با این شعارها فکر نکنید که خیلی راست‌گرا و لیبرال شدید و بعد از این جمهوری سوسیالیستی یک جامعه‌ی آزاد خواهید داشت، بلکه یک جمهوری سوسیالیستیِ دیگر خواهید داشت.
  • 👍 28
  • ❤ 5
  • 👌 4
Post #2772 1.61K
اندر احوالات ایرانیانِ خودضدچپ‌پندار
  • 🤣 28
  • 👍 7
  • 🔥 2
Post #2771 1.99K
«ای مزدا! همه‌ی خوشی‌های زندگانی را، چه آن‌هایی که بودند، چه آن‌هایی که هستند، چه آن‌هایی که خواهند بود، به اراده‌ی خودت بر ما ارزانی دار؛ به یاری بهمن و شهریور و اردیبهشت، زندگانی جسمانی را خوش و خرّم ساز.» (گات‌ها)

ـ᪥ـ جشن شهریورگان فرخنده باد! یاد شهریاران دادگر را گرامی می‌داریم؛ باشد که فرّه کیانی و فرّه آزادگان به ما بازگردد.

➣ @Notes_On_Liberty
  • ❤ 32
  • 👍 5
  • 🔥 4
Post #2768 2.89K
اپوزیسیون هرچی می‌خواست نشه شد و هر کشوری رو مثال می‌زد که نمی‌خوایم مثل اون بشیم الان وضعش بهتر از ایرانه. مثلاً اپوزیسیون می‌گفت اگه دستِ پُر مبارزه کنیم، زیاد کشته میدیم. این ذهنیّت خشونت‌پرهیزی و مسالمت‌آمیزی رو جا انداخت و هر کس که خلاف این رو باور داشت با انگ و تهمت روبه‌رو می‌شد (شما می‌خواید مردم رو به کشتن بدید!). در نتیجه دست خالی به میدان اومد و هر بار بیشتر از بار قبلی کشته داد. می‌خواست سوریه و عراق نشه، حالا باید بشینه حسرت اونجا رو بخوره. جالب‌تر از همه اینکه هنوز به همون روش‌ها چسبیده، یعنی بر این باوره که اگه دست پر به میدان برید، بیشتر از چهل-پنجاه هزار کشته میدید! حتّی با حمله‌ی خارجی موافقه و همچنان از تسلیح مردم خیلی خوشش نمیاد.

چرا اپوزیسیون از بین تمام اَشکال سرنگونی تنها اردوکشی خیابانی و انقلاب رو دوست داره و از تسلیح بدش میاد؟ احتمالاً چون این بهترین روش برای تثبیت استبداد بعدیه. اگه گروه‌های مسلّح وجود داشته باشند، هیچ قطعیّتی وجود نداره که بعد از سرنگونی جمهوری سلاح‌شون رو تحویل بدند و این یک مانع در برابر سیاست‌های استبدادی دولته (مثال‌های تاریخی رو نگاه کنید که چطور انقلابیون سابق بعد از انقلاب دشمن هم شدند و سلاح‌هاشون رو علیه دوستان سابق به کار گرفتند). انقلاب رو دوست داره چون یک رژیم انقلابی در استبدادورزی می‌تونه مهیب‌تر از هر دولت دیگری باشه. خونریزی شاهان و فاتحان بالأخره باید جایی تموم می‌شد تا بتونه قلب مردم رو به‌دست بیاره، به قول ماکیاوللی دیگه مردم نمی‌پرسیدند اون قدرت چطور به‌دست اومده. ولی رژیم انقلابی با مفاهیمی مثل «ما این همه شهید ندادیم که...» تو فلان کار رو بکنی و پشتوانه‌ای که با انقلاب به‌دست آورده محدودیّتی بر سر راه خودش نمی‌بینه.
  • 👌 38
  • 👍 11
  • 👏 3
Post #2767 1.79K
Liberty Institute / انستیتو لیبرتی دولت‌هایی که به تمام ابزارهای مدیریت مدرن دسترسی دارند، هنوز از عهده این امر برنمی‌آین
تفسیر و نتیجه‌گیری نادرستی بود. نخست اینکه چنگیز فاتح خوبی بود، می‌تونست درو کنه و جلو بره ولی نه اون نه جانشینانش نتونستند پادشاهی ماندگار و باثباتی بنیان بگذارند. شاید شیوه‌ی چنگیز در امور نظامی (اون هم درو کردن) خوب بود ولی باید به نتایج کلّی‌تر نگریست. دوم اینکه مسئله‌ی دولت این نیست که افراد شایسته در مصدر امور نیستند بلکه این به سازوکار خود دولت برمی‌گرده. ساختار دولت دموکراتیک فاسد و بر پایه‌ی عدم پاسخگویی بنا شده و مدیر دموکراتیک هیچ ترسی از مجازات و پاسخگویی نداره. بنابراین اگه پاکدست‌ترین و زاهدترین فرد هم به مقامی منصوب بشه باز هم تغییری به‌وجود نمیاد. ایده‌پردازان حکومت متخصّصان و باهوشان و نخبگان دانشگاهی از درک این ناتوان بودند که مشکل در ذات دولت مدرن و بروکراسی عظیمش نهفته، نه در کسانی‌که دولت رو اداره می‌کنند. شکست، قانون اوّل حکومته. ما نمی‌تونیم با پند و اندرز، با نوشتن جملات زیبا در قانون اساسی، با برگماشتن افراد خوب (با فرض اینکه آدم‌های خوب میل به حکومت بر دیگران دارند)، مسئله رو حل کنیم باید حل کردن مسئله تنها با نابودی ساختار ممکنه.
Telegram On Liberty | درباره‌ی آزادی 📃 چهار قانون حکومت | ✍🏻 توماس جِی. دی‌لورنزو ➣ @Notes_On_Liberty در حکومت، شکست همانا موفّقیّت است. این همان چیزی است که من آن را قانون اوّل حکومت می‌نامم. وقتی بوروکراسی دولت رفاه نمی‌تواند فقر را کاهش دهد، با دلارهای مالیاتی بیشتر و مسئولیّت‌های بیشتر…
  • 👍 12
  • 👏 3
  • 👌 2
Post #2766 2.19K
با این‌حال، شهریار باید چنان هیبتی در دل‌ها پدید آرد که اگر محبّت و دلبستگی مردم را به‌دست نمی‌آورد، دستکم از برانگیختن نفرت آنان نیز پرهیز کند؛ چراکه هراس داشتن و عدم نفرت با هم سازگارند و تضادّی میان آن دو نیست؛ و این امر برای کسی که از نقض مالکیّت شهروندان و رعایای خویش یا تعرّض به زنان آنان خودداری ورزد، همواره میسّر خواهد بود. همچنین هرگاه شهریار ناچار به گرفتنِ جانِ کسی شد، باید این کار را تنها در صورتی انجام دهد که توجیهی مناسب و دلیلی آشکار برای آن وجود داشته باشد؛ ولی بیش از هر چیز باید از تصاحب دارایی دیگران بپرهیزد، زیرا آدمیان مرگ پدر خویش را آسان‌تر فراموش می‌کنند تا از‌دست‌دادن میراث و دارایی‌شان را. وانگهی، بهانه‌ها برای مصادره‌ی دارایی همیشه حاضر و آماده است و کسی که شیوه‌ی زندگی‌اش بر پایه‌ی غارت و چپاول است، همیشه دلیلی برای تصاحب دارایی دیگران پیدا می‌کند؛ حال آنکه انگیزه‌ها و موارد گرفتن جان افراد، نادرترند و زودتر از میان می‌روند.

● نیکولو ماکیاوللی، شهریار

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 11
  • 👌 5
  • 👏 2
Post #2765 1.54K
Unfiltered Politics چرا دیگه جان حسین رونقی در خطر نیست؟
الان اگه قحطی بشه، برنده‌ی اصلی حسین رونقیه، بدنش عادت کرده.
  • 🤣 35
  • 👏 4
Post #2764 1.86K
اندیشه‌های نوینی که از دل جنگ داخلی سر برآورد، در میان جریان‌های اصلی جناح چپ جمهوری‌طلب، شاهد ظهور برجسته‌ی نخستین جنبش توده‌ای جهان بودیم که آگاهانه رویکردی لیبرتارین داشت: لِوِلِرها. در جریان مجموعه‌ای از مناظرات مهم در ارتش جمهوری‌طلب -به‌ویژه میان کرامولی‌ها و لولرها- اعضای این جنبش به رهبری جان لیلبرن، ریچارد اُوِرتون و ویلیام والوین، آموزه‌ی منسجم و قابل‌توجّه لیبرتارینی را تدوین کردند. این آموزه بر اصولی همچون حقّ «مالکیّت بر خویشتن»، مالکیّت خصوصی، آزادی مذهبی فرد و دخالت حدّاقلی حکومت در امور جامعه تأکید می‌ورزید. افزون بر این، حقّ هر فرد نسبت به جان و دارایی خویش، حقّی «طبیعی» محسوب می‌شد؛ بدین معنا که این حقوق از سرشت انسان و ماهیّت جهان نشأت می‌گرفت و ازاین‌رو، نه وابسته به دولت بود و نه دولت می‌توانست آن را لغو یا سلب کند. اگرچه اقتصاد دغدغه‌ی اصلی لولرها نبود، ولی پایبندی آنان به اقتصاد بازار آزاد، نتیجه‌ی بدیهی و مستقیم تأکیدشان بر آزادی و حقوق مالکیت خصوصی به شمار می‌رفت.

برای مدّتی چنین به نظر می‌رسید که لِوِلِرها در جنگ داخلی پیروز خواهند شد، ولی کرامول تصمیم گرفت اختلافات درون ارتش را با توسّل به زور حل‌ّوفصل کند؛ او با به زندان انداختن رهبران لولر، دیکتاتوری مبتنی بر اجبار و حکومت دین‌سالارانه و رادیکال پیوریتنی خود را مستقر ساخت. پیروزی کرامول و پیوریتن‌های همراهش بر لِوِلِرها، سرنوشتی تعیین‌کننده برای مسیر تاریخ انگلستان رقم زد؛ زیرا این پیروزی در نگاه انگلیسی‌ها «جمهوری‌طلبی» را برای همیشه با حکومت خونین قدیس‌مآبی همچون کرامول، دوران تعصّب مذهبی و غارت کلیساهای جامع انگلستان پیوند داد. از این‌رو، مرگ کرامول به‌سرعت به بازگشت خاندان استوارت و بی‌اعتباری همیشگی آرمان جمهوری‌طلبی انجامید. در مقابل، محتمل بود که حاکمیّت لولرها، بر پایه‌ی آزادی، تساهل مذهبی و دولت حدّاقلی، تا حدّ زیادی نزد مردم انگلستان پذیرفته شود و نظامی سیاسی بسیار آزادی‌خواهانه‌تر از آن چیزی را، که پس از دوران «بازگشت پادشاهی» و «سازش ویگ‌ها» شکل گرفت، تضمین کند.

● مورای روتبارد، نگاهی اتریشی به تاریخ اندیشه‌ی اقتصادی

➣ @Notes_On_Liberty
  • 👍 9
  • ❤ 7
  • 👌 2
Older posts →

About this channel

How can I read @notes_on_liberty without a Telegram account?
TGViewer shows the public web preview Telegram publishes for On Liberty | درباره‌ی آزادی: recent posts, photos, videos and the subscriber count, with no app, login or account.
How many subscribers does On Liberty | درباره‌ی آزادی have?
On Liberty | درباره‌ی آزادی (@notes_on_liberty) has 7.09K subscribers on Telegram, refreshed roughly every 30 minutes.
Does On Liberty | درباره‌ی آزادی know I viewed it here?
No. Public channel previews carry no viewer identity, and TGViewer has no accounts or tracking of what you look up.
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →