#حد_الجسر «۴»
همواره این پرسش برایم مطرح بوده که چگونه علی شریعتی در کشورهای عربی تا این اندازه محبوب و تأثیرگذار است؟! در حالی که در خود ایران، تاریخ مصرفش (
مگر نزد برخی عقبماندهها) به پایان رسیده است!
این پرسش را با یکی از دوستان عراقیام که روشنفکر و فعال رسانهای شاخصی است مطرح کردم و خلاصه توضیحات وی را ترجمه و تقدیم میکنم.
چرا علی شریعتی در عراق همتا ندارد؟✍️ حیدر راشد، عراق
چپ عراق، عاری از هر نام درخشانی در عرصه نظریهپردازیست. آنچه در این جریان دیده میشود، نه اندیشمندانی صاحبنظر، بلکه انبوهی از نیمهروشنفکران میانمایه است که هم اندیشهشان نامنسجم است هم خودشان پراکنده در تبعید!
عمده محبوبیت و اقبال حزب الدعوه در عراق، ناشی از این واقعیت است که هیچ چپ عراقی نتوانسته حتی یک مقاله متین و شایسته در نقد کتاب «فلسفتنا»ی محمدباقر صدر بنویسد. این موضوع، نشانه نبوغ صدر نیست؛ نشانه ورشکستگی نظری چپ عراق است.
آثار نظری چپ عراق، در انحصار کادرهای عالیرتبه حزب بعث بودند و به عامه مردم نمیرسید. توده مردم صرفا با شعارها و روزنامه حزب هدایت میشدند. این شیوه، در واقع، یادآور نظام کتابهای ممنوعه در فرقه اسماعیلیه است که مراحلی مانند ظاهر، باطن و باطنالباطن داشتند.
ایران، به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص خود که مانند قلعهای نیمهمحافظتشده است، همواره بستری برای شکلگیری جریانهای هویت ملی و بازگشت به پیشینه پیشااسلامی بوده. این فضا، اندیشمندانی از آقاخان کرمانی تا جلال آلاحمد، شریعتی و طالقانی را پروراند؛ و حتی در دوران رضاشاه، سیاستمدارانی چون فروغی و داور خود از روشنفکران طراز اول بودند.
اما عراق، چنین بستری را در اختیار نداشت. شمار تحصیلکردگان محدود بود و آنان که سواد داشتند، بیشتر افسران نظامی وابسته به جمعیتهای سری مانند «عهد» و «العربیه الفتاه» در استانبول بودند. این گروه، بیشتر در صدد انتقام از سنت عثمانی برآمده بودند، نه تأسیس یک جریان فکری اصیل.
مردم عراق در بازار ایدئولوژیها، چون مشتریانی بودند که به دنبال تخفیف میگشتند. از اینرو، به آسانی شیفته هر ایدئولوژی وارداتی میشدند؛ از مارکسیسم و فاشیسم گرفته تا ناصریسم. در چنین فضایی، هیچکس به فکر ساختن یک عقیده ملی نبود، زیرا اعتماد به علوم انسانی، یکسره از میان رفته بود و تنها علوم فنی و تجربی، راه صعود اجتماعی تلقی میشدند.
نکته دیگر، نقش مطبوعات در ایران است. روزنامهها فضایی برای رشد روشنفکری فراهم کردند که در عراق، پیش از استعمار بریتانیا، وجود نداشت. حتی مطبوعات تبعیدی، مانند روزنامه میرزا ملکمخان، تأثیری ماندگار در ایران برجای گذاشت؛ حال آنکه عراقیها، وابسته به مطبوعات مصر و شام بودند و همواره نقشی مصرفکننده در مواجهه با جریانهای فکری بیرونی داشتند.
علی شریعتی محصول یک بستر تاریخی خاص در ایران است؛ جایی که روشنفکران به ساختن هویت ملی-مذهبی مشغول بودند. اما در عراق، به دلیل نبود نخبگان اصیل، غیاب نهادهای مدنی مستقل و سلطه سنت عثمانی، هرگز همتایی برای شریعتی شکل نگرفت. محبوبیت علی شریعتی در جهان عرب و به طور خاص عراق، نه مرهون اصالت و عمق اندیشههای او، بلکه ناشی از بیمایگی روشنفکران و چپهای عراق است؛ جامعهای که در مواجهه با ایدئولوژیها، غالبا نقشی منفعل و مصرفکننده داشته است.
...پایان...
برای مطالعه بیشتر درباره تشکلهای ملیگرای عرب در زمان خلافت عثمانی:
جمعیت مخفیانه العربية الفتاة
جمعیت مخفیانه العهد
#عراق #چپ #محمدباقر_صدر #ایران #عثمانی #علی_شریعتی #فروغی
@arabian_nights_101