اگر بنا بود کسی چکیدهای تهیه ببیند از همۀ زبانزدها دربارۀ ارواح که پسران دبستانی از بر هستند و عوامالناس حکایت میکنند و فیلسوفان اثبات، به نظر میرسد که این چکیده بخش بزرگی از دانش ما را تشکیل میداد. با این حال، دل به دریا میزنم و این عقیده را مطرح میکنم: اگر به ذهن کسی خطور میکرد که دمی در این پرسش غور کند که «آنچه مردمان روح میخوانند و مدعیاند بهخوبی میشناسندش دقیقاً چیست»، همۀ علامههای دهر به هول و ولا میافتادند. وراجیِ روشمندِ دانشگاهها غالباً چیزی نبوده جز توافق بر سر سوءاستفاده از بیثباتی معنای کلمات با گوشۀ چشمی به طفرهروی از پرسشهایی که پاسخ دادن به آنها دشوار است. و دلیل این طفرهروی آن است که پاسخ آسان و عموماً معقولِ «نمیدانم» در دانشگاهها خوار داشته میشود. برخی از فیلسوفان مدرن، چنان که دوست دارند به این صفت خوانده شوند، بی هیچ دشواری این پرسش را از پیش پای خود برمیدارند. پاسخ آنان چنین است: روح موجودی است بهرهمند از عقل.
از کتابِ «تعبیر رؤیاهای یک روحبین از طریق رؤیاهای متافیزیک»
ایمانوئل کانت
ترجمهٔ علی حسن زاده
Post #9489
899

- ❤ 5