قضیه فقط این نیست که ابراهیم وفادار است، بل اینکه او وفادار میماند. این نکته تداوم وفاداری را نشان میدهد. کیرکگور در سرتاسر نوشتههای خویش بر این امر تأکید مینهد که انسانها زمانمند و همواره در فرایندِ شدن هستند، و این سخن بهمعنای آن است که وظیفۀ وفادارانه زیستن وظیفهای است که در سرتاسر زمان گسترش مییابد. از همینروست که کنستانتین کنستانتیوس میگوید حقیقتِ زیسته شکل تکرار را به خود میگیرد: برای وفادارماندن به چیزی یا کسی در گذر زمان، آدمی باید دائماً تعهد خویش به این دیگری را تکرار کند. در ترس و لرز، سفر سهروزۀ ابراهیم به کوه موریا این تکرار را بهنحوی ملموس بیان میکند، زیرا هر گامی که برمیدارد «حرکت مضاعفِ» وانهادن اسحاق و توقع پسگرفتن او از خدا را تکرار میکند. این ایدۀ تکرار برای منطق هدیه، یکی از مهمترین مضامین ترس و لرز، نیز ضروری است.
از کتابِ «ترس و لرز کیرکگور؛ راهنمای خواننده»
کلر کارلایل
ترجمۀ علی حسنزاده
Post #9419
2.45K

- ❤ 8
- 🕊 1