به همان سیاق که فیلسوفان روشنگری تلاش میکردند فوتوفنهای پادشاهان و کشیشان و دیگر قدرتمندان، در رازآمیزکردن قدرتِ اینجهانیشان به انحای مختلف، را افشا کنند، جامعهشناسی هنر نیز میکوشد این اندیشه که «هنر امری متعالی و شبهمقدس است» را رمززدایی کند، یعنی نشان دهد که این اندیشه در شکلهای گوناگونش در خدمت تقویت منافع برخی گروههای اجتماعی قدرتمند است. از دیدگاه جامعهشناسی هنر، رازآلودبودن هنر محصول مستوربودن پیوند آن با امور معمولی و ابعاد اینجهانی زندگی اجتماعی است. به سخن بوردیو جهان هنر «جهان انکار تمامعیار امر اجتماعی است». کافی است در رابطهی هنر با امر اجتماعی دقیق شویم تا رازآلودگی و افسون هنر نامستور شود و سرشت راستین چیزها برملا گردد. به بیان دیگر، جامعهشناسی هنر آشکار میسازد که «هنر» ابداً یک مقولهی هستیشناختی خنثا نیست، یعنی مقولهای نیست که صرفاً بازنمایانگر خواص ذاتی ابژههای هنری باشد، بلکه برچسبی است که صاحبان قدرتِ برچسبزنی به آن ابژهها [و نه به ابژههایی دیگر] میزنند.
از کتاب جامعهشناسی هنر
دیوید انگلیس و جان هاگسون
ترجمهٔ جمال محمدی
Post #9417
2.24K

- ❤ 6