Post #367
62
پایان یک توهم و آغاز نبردی نوین
در پرونده فریدریش هایک دیدیم که چگونه برنامهریزی متمرکز دولتی به جای خلق عدالت، جامعه را به دام بندگی ساختاری و انسداد اقتصادی میکشاند. اما در قرن بیست و یکم، زمین بازی قدرت به کلی تغییر کرده است. اگر در دوران هایک، اقتصاد دستوری و مالکیت کارخانهها ابزار اصلی کنترل بود، امروز جبهه نبرد به میدان الگوریتمها، کلاندادهها و پلتفرمهای دیجیتال منتقل شده است. دولتهای متمرکز اکنون سودای کنترل جامعه و بازتولید توتالیتاریسم را از طریق سانسور، فیلترینگ و پایش سایبری دنبال میکنند.
برای درک قواعد این نبرد جدید و معماری قدرت در جهان امروز، باید به سراغ بزرگترین نظریهپرداز ارتباطات معاصر برویم. ما پیش از این در کانال مسیر، دو شاهکار بنیادین مانوئل کاستلز یعنی سهگانه عصر اطلاعات و بازفهم توسعه در عصر اطلاعات را به طور جامع کالبدشکافی کردیم و با منطق سرمایهداری اطلاعاتی آشنا شدیم.
اکنون برای فهم صورتبندی نهایی او از تقابل دولت و شهروندان در فضای اینترنت، وارد اثر متأخر و راهبردی او میشویم: «درآمدی پیشرفته بر جامعه دیجیتال» (Advanced Introduction to Digital Society).
———
مختصات پارادایم جدید در اندیشه کاستلز:
🔘 گذار از ابزار خنثی به ساختار مسلط: کاستلز هشدار میدهد که اینترنت و پلتفرمها صرفاً ابزارهای ارتباطی نیستند، بلکه شیوه نوین سازماندهی حیات بشری، اقتصاد و سیاست هستند.
🔘 تغییر لوکیشن قدرت: قدرت دیگر در کاخها، پارلمانها و نهادهای سنتی محبوس نیست؛ بلکه در انحصار کنترل جریان اطلاعات و معماری شبکههای ارتباطی بازتولید میشود. هر نهادی که سوئیچ دادهها را در دست داشته باشد، حاکم جدید است.
🔘 نبرد «شبکههای قدرت» با «قدرت شبکهها»: درخشانترین تز این کتاب، تبیین تقابل بنیادین امروز است؛ رویارویی میان دولتهای انحصارطلب (که میخواهند اینترنت را به ابزار نظارت یکطرفه تبدیل کنند) و شبکههای افقی شهروندان (که از طریق فضای مجازی، اقتصاد دیجیتال میسازند و در برابر انحصار مقاومت میکنند).
———
جامعه و اقتصاد امروز ایران دقیقاً در کانون این طوفان نظری قرار دارد. تقابل سیاستهای مسدودسازی، فیلترینگ گسترده و طرحهای صیانت از یک سو، و پویایی شگفتانگیز استارتاپها، اقتصاد پلتفرمی و مقاومت شبکهای شهروندان برای دور زدن محدودیتها از سوی دیگر، تبلور زنده همان نبردی است که کاستلز تحلیل میکند.
ساختار متمرکز اداری تلاش میکند با ابزار فیلترینگ و کاهش پهنای باند، اقتدار کلاسیک خود را بر جامعه تحمیل کند؛ غافل از آنکه ذات جامعه دیجیتال و اقتصاد دانشبنیان، تمرکزگریز، منعطف و مهارناپذیر است و هرگونه تلاش برای بستن جریان اطلاعات، پیش از آنکه امنیت بیاورد، به فروپاشی اقتصاد نوآوری و فرار بزرگ سرمایههای انسانی ختم میشود.
در این پرونده جدید، خط به خط قواعد این رویارویی را خواهیم شکافت تا بفهمیم چرا معماری قدرت در عصر پلتفرمها تغییر کرده و چگونه میتوان از حق توسعه در برابر انحصار دادهها دفاع کرد.
با ما در مسیر همراه باشید.
در پرونده فریدریش هایک دیدیم که چگونه برنامهریزی متمرکز دولتی به جای خلق عدالت، جامعه را به دام بندگی ساختاری و انسداد اقتصادی میکشاند. اما در قرن بیست و یکم، زمین بازی قدرت به کلی تغییر کرده است. اگر در دوران هایک، اقتصاد دستوری و مالکیت کارخانهها ابزار اصلی کنترل بود، امروز جبهه نبرد به میدان الگوریتمها، کلاندادهها و پلتفرمهای دیجیتال منتقل شده است. دولتهای متمرکز اکنون سودای کنترل جامعه و بازتولید توتالیتاریسم را از طریق سانسور، فیلترینگ و پایش سایبری دنبال میکنند.
برای درک قواعد این نبرد جدید و معماری قدرت در جهان امروز، باید به سراغ بزرگترین نظریهپرداز ارتباطات معاصر برویم. ما پیش از این در کانال مسیر، دو شاهکار بنیادین مانوئل کاستلز یعنی سهگانه عصر اطلاعات و بازفهم توسعه در عصر اطلاعات را به طور جامع کالبدشکافی کردیم و با منطق سرمایهداری اطلاعاتی آشنا شدیم.
اکنون برای فهم صورتبندی نهایی او از تقابل دولت و شهروندان در فضای اینترنت، وارد اثر متأخر و راهبردی او میشویم: «درآمدی پیشرفته بر جامعه دیجیتال» (Advanced Introduction to Digital Society).
———
مختصات پارادایم جدید در اندیشه کاستلز:
🔘 گذار از ابزار خنثی به ساختار مسلط: کاستلز هشدار میدهد که اینترنت و پلتفرمها صرفاً ابزارهای ارتباطی نیستند، بلکه شیوه نوین سازماندهی حیات بشری، اقتصاد و سیاست هستند.
🔘 تغییر لوکیشن قدرت: قدرت دیگر در کاخها، پارلمانها و نهادهای سنتی محبوس نیست؛ بلکه در انحصار کنترل جریان اطلاعات و معماری شبکههای ارتباطی بازتولید میشود. هر نهادی که سوئیچ دادهها را در دست داشته باشد، حاکم جدید است.
🔘 نبرد «شبکههای قدرت» با «قدرت شبکهها»: درخشانترین تز این کتاب، تبیین تقابل بنیادین امروز است؛ رویارویی میان دولتهای انحصارطلب (که میخواهند اینترنت را به ابزار نظارت یکطرفه تبدیل کنند) و شبکههای افقی شهروندان (که از طریق فضای مجازی، اقتصاد دیجیتال میسازند و در برابر انحصار مقاومت میکنند).
———
جامعه و اقتصاد امروز ایران دقیقاً در کانون این طوفان نظری قرار دارد. تقابل سیاستهای مسدودسازی، فیلترینگ گسترده و طرحهای صیانت از یک سو، و پویایی شگفتانگیز استارتاپها، اقتصاد پلتفرمی و مقاومت شبکهای شهروندان برای دور زدن محدودیتها از سوی دیگر، تبلور زنده همان نبردی است که کاستلز تحلیل میکند.
ساختار متمرکز اداری تلاش میکند با ابزار فیلترینگ و کاهش پهنای باند، اقتدار کلاسیک خود را بر جامعه تحمیل کند؛ غافل از آنکه ذات جامعه دیجیتال و اقتصاد دانشبنیان، تمرکزگریز، منعطف و مهارناپذیر است و هرگونه تلاش برای بستن جریان اطلاعات، پیش از آنکه امنیت بیاورد، به فروپاشی اقتصاد نوآوری و فرار بزرگ سرمایههای انسانی ختم میشود.
در این پرونده جدید، خط به خط قواعد این رویارویی را خواهیم شکافت تا بفهمیم چرا معماری قدرت در عصر پلتفرمها تغییر کرده و چگونه میتوان از حق توسعه در برابر انحصار دادهها دفاع کرد.
با ما در مسیر همراه باشید.
- 👍 3





