۲/۲
ردپای تفکر هگلی در ادوار مختلف مدیریت و سیاستگذاری در ایران به وضوح قابل رهگیری است؛ جایی که مرزهای میان منافع شهروندان و موجودیت دستگاههای اداری مخدوش میشود:
🔸 تمرکزگرایی افراطی و توهم دولت همهچیزدان: گرایش تاریخی بوروکراسی در ایران به تصدیگری همهجانبه، ریشه در این تصور هگلی دارد که دولت خود را قیم، مربی و یگانه پیشبرنده جامعه میداند. نتیجه این نگرش، دولتی سنگین، پرهزینه و مداخلهگر در اقتصاد، فرهنگ و فناوری است که توان تحرک و خلاقیت بخش خصوصی را فلج میکند.
🔸 توجیه ناکارآمدی با ادعای رسالت تاریخی: ارزیابی سیاستهای عمومی اغلب نه بر پایه شاخصهای عینی و رفاهی، بلکه بر اساس آرمانهای انتزاعی صورت میگیرد. وقتی یک برنامه توسعه شکست میخورد، ناکارآمدی مدیران پشت ضرورتهای تاریخی، مصلحتهای غیرقابل بحث یا اقدامات نامرئی دشمن پنهان میشود.
🔸 قربانی شدن عقلانیت اقتصادی به پای مصلحت صلب: ناترازیهای حاد کنونی (در حوزههای انرژی، آب، صندوقهای بازنشستگی و تورم)، برآیند چند دهه غلبه تفکر هگلی است که گمان میکرد اراده دستگاه اداری میتواند قوانین بدیهی اقتصاد و علم را به نفع مصلحت دولت نادیده بگیرد.
✅ نقشه راه عملیاتی برای گذار از دولتزدگی به عقلانیت نقادانه
برای مهار امواج تفکر هگلی و رهایی از انسداد ساختاری، باید گامهای مشخصی در سه ساحت برداشته شود:
☑️ سطح سیاستگذاری کلان حاکمیتی
🔘پایان دادن به تصدیگری و عقبنشینی دولت به نقش تنظیمگر عادل: اصلاح بنیادین رژیم مالکیت و خارج کردن شرکتهای خصولتی و هلدینگهای شبهدولتی از تاروپود اقتصاد؛ دولت باید بپذیرد متولی رفاه، بازتوزیع عادلانه فرصتها و تضمین امنیت حقوق مالکیت است، نه رقیب شهروندان در سرمایهگذاری و تولید.
🔘 لغو نگاه رسالتگرایانه و پذیرش داوری عینی کارآمدی: تعریف معیارهای موفقیت حکمرانی بر پایه شاخصهای کمی و بینالمللی (مانند مهار تورم، رشد بهرهوری، سرمایهگذاری خارجی و ثبات ارزش پول ملی)، به جای سنجش دستاوردها با کلیگوییهای کیفی و انتزاعی.
☑️ سطح سازمانی و اداری
🔘 برقراری تفکیک شفاف میان مصلحت بوروکراتیک و منفعت عمومی: هر تصمیمی در هیئت وزیران و نهادهای بالادستی باید دارای گزارش ارزیابی تاثیر بر حقوق اساسی و معیشت مردم باشد؛ مصلحتهای دستگاهی نباید حق وتوی رفاه عمومی را داشته باشند.
🔘 سادهسازی زبان قوانین و مقررات: زدودن عبارات چندپهلو، گنگ و تعابیر سلیقهپذیر از متن قوانین، جهت جلوگیری از تفسیرهای مندرآوردی مدیران و بستن منافذ فساد اداری.
☑️ سطح اندیشه و شهروندی
🔘شکستن اسطوره عصمت بوروکراسی: شکلگیری این باور عمومی که ساختارهای حاکمیتی مجموعهای از خطاپذیریها و منافع کارگزاران هستند و تنها نظارت دقیق، پرسشگری رسانهای و وجود نهادهای بازرسی مستقل میتواند خطاهای آنان را کنترل کند.
———
💬 به نظر شما، مهمترین مصداق غلبه تفکر هگلی (تقدم منافع دستگاه اداری بر حقوق عینی شهروندان) در شرایط کنونی ایران چیست؟
📌 پرونده کارل پوپر ادامه دارد. در بخش بعدی، به سراغ سومین و بزرگترین دشمن جامعه باز در تحلیل پوپر خواهیم رفت: کارل مارکس؛ جایی که پوپر ماتریالیسم تاریخی و مهندسی آرمانشهرگرا را جراحی کرده و در برابر آن، شاهکلید رهایی یعنی مهندسی تدریجی و گامبهگام اجتماعی را معرفی میکند.
در مسیر ما را همراهی کنید ...
Post #352
173
- 👍 2