و میتوان گفت که فتح عربی یکی از بزرگترین شکست هایی بود که رخ داد و ایران متمدن و با شکوه را وارد مسیر تاریخی تازهای کرد؛ مسیری که در طول قرنها حکومت، تغییرات دینی، اجتماعی و سیاسی متعددی در آن شکل گرفت و جنگ ها و آشوب ها و شکست های خفت باری دامن ایرانمان را لکه دار کرد .
اما در هند، بخشی از سرمایهٔ جامعهٔ پارسی توانست در یک محیط اقتصادی جدید به صنعت و نهاد تبدیل شود؛ در ایران ، ساختار حکومتی و اقتصادی با موانع سنگینتری برای نوسازی روبهرو بود.
و میتوان گفت:
اگر یک جامعهٔ بزرگ و توانمند ایرانی در طول قرنها امکان حفظ جمعیت، مالکیت، آموزش، تجارت و آزادی دینی خود را
میداشت، احتمال آنکه در اقتصاد و فرهنگ ایران نقش مؤثری ایفا کند، بسیار بالا بود.
تجربهٔ پارسیان هند شاهدی واقعی برای وجود چنین ظرفیتی است.
هر جامعهای که به دلیل جنگ، تبعیض، مهاجرت اجباری، فشار دینی یا بیثباتی سیاسی، بخشی از انسانهای توانمند خود را از دست بدهد، چیزی بیش از جمعیت از دست میدهد.
دانش از دست میرود.
مهارت از دست میرود.
سرمایه از دست میرود.
شبکههای اجتماعی و اقتصادی از دست میرود.
و مهمتر از همه:
نسلی از تجربه و استعداد از چرخهٔ طبیعی رشد جامعه خارج میشود.
در مورد زرتشتیان ایران، مهاجرت بخشی از جامعه به هند نیز چنین اثر ناگواری داشت.
اما تاریخ یک اتفاق شگفتانگیز نیز نشان داد:
این سرمایهٔ انسانی در هند نابود نشد؛
شکوفا شد.
از ایران به هند و از هند دوباره به ایران
شاید زیباترین بخش این تاریخ همین باشد.
گروهی از ایرانیان زرتشتی از سرزمین نیاکان خود دور شدند.
در هند زندگی تازهای ساختند.
در تجارت و صنعت پیشرفت کردند.
مدرسه و بیمارستان و کتابخانه ساختند.
در علوم و فناوری وارد شدند.
در سیاست و جامعهٔ مدرن هند نقش ایفا کردند.
و سپس بخشی از توان خود را برای کمک به ایران به کار گرفتند.
بنابراین داستان پارسیان هند فقط داستان مهاجرت نیست.
داستانِ تبدیل رنج تاریخی به توان اجتماعی است.
آیا حملهٔ عربی قابل توجیه بود؟
خیر.
این مقاله نباید از ضعف ساسانیان نتیجه بگیرد که حملهٔ عربی «اجتنابناپذیر» یا «موجه» بود.
تاریخنگار میتواند توضیح دهد که چرا یک ارتش پیروز شد، اما این با داوری اخلاقی دربارهٔ جنگ تفاوت دارد.
در منابع تاریخی، جنگ اعراب با کشتار، اسارت، غارت، خراج و مقاومتهای بعدی همراه بوده است و گزارشهای دقیق دربارهٔ شمار تلفات در بسیاری موارد غیر قابل گذشت و چشم پوشی است.
پس درستترین بیان این است:
ایران ساسانی گرفتار بحران بود؛ اما این بحران به هیچ نیروی خارجی حق حمله نمیداد
👇🏻👇🏻