🔹 در مینی سریال all her fault و چند سریال آمریکایی دیگه یک نکته مهم ولی غریبی توجهم را جلب کرد: والدین در هر شرایطی با کودک حرف میزدند احساساتشان را توضیح میدادنند و اکثرا با لبخند و اعتماد، حس امنیت را منتقل میکردند و اگر خسته یا کلافه بودند میتوانستند آن را با نشان دادن در صورتشان(به شکل کنترل شده) شفاف به کودک توضیح دهند که جای هیچ ابهام و نشخوار و اضطرابی نباشه
🔅یکی از مهمترین کارهایی که والدین باید بکنند همینه و والدین باید تا حد خیلی زیادی قابل پیشبینی باشند، یعنی هر گونه ابهام در شناسایی احساسات درونی و رفتارهای والد باعث ایجاد اضطراب و حس ناامنی و نشخوار فکری زودرس میکند(بخاطر خستگی و قهر و درونگرایی و ...)
🔅این مسأله ممکنه در پدر ها به خصوص در پدر های ایرانی که خسته تر و درمانده تر و تودارتر هستند بیشتر اتفاق بیفته، کودک مدام باید حالات و حرکات او را اسکن کند و درنظر بگیرد که نکنه یهو عصبانی بشه نکنه حوصله نداشته باشه و صد تا نکند دیگه
طبیعتاً وقتی خودمان هنوز احساساتمان را خوب نمیشناسیم و ممکنه با پرخاش و اضطراب و انکار از آنها فرار کنیم سخت میتونیم به شکل سالم آن را به کودکانمان منتقل کنیم و این نیازمند درمان و تمرین هست
✨و حواسمون باشه این کار نباید به شکل مصنوعی و نقش بازی کردن باشه چون بچه ها از طریق زبان بدن سریع متوجه میشوند که دروغ میگید و این تناقض و ابهام ها را با آسیب پذیری های خودشان پر میکنند
مثلا حتما کسی داره بابا را اذیت میکنه، نکنه مامان را ازم بگیرند نکنه کسی بهمون حمله کنه و ....
✨کارهایی نظیر گریه و شیون های وحشتناک در سوگواری، از کنترل خارج شدن ها، رفتارهای هیستریک و نمایشی در برابر اتفاقات بد، به حس امنیت کودک آسیب جدی میزند
🔹
پس والدین هم باید قوی و پناهگاه باقی بمانند هم شفاف و قابل پیشبینی که بچه بتونه در سایه این امنیت روانی رشد کند و دنیا و روابطش را بسازد