✨منظور از ایستادن در «فضاهای میانِ واقعیت» اینه که انسانِ نسبتا سالم میتونه ابهام و تضاد را تحمل کنه، مثلا وقتی کسی با پارتنرش دعوا میکنه، هم میدونه که ازش عصبانی هست و اون لحظه دوستش نداره، هم میدونه که در کل دوستش داره و نمیخواد بهش آسیب بزنه یعنی یک حالت دوسوگرایی
آدم نسبتا سالم خیلی وقتا حالات انگار که as if را تجربه میکنه، مثلا وقتی درمانگرش وسط جلسه خمیازه میکشه یک لحظه تو ذهنش میاد انگار که درمانگرم حوصله منو نداره، ولی این خمیازه دقیقا معادل خستهکنندگی من نیست و شاید هم نشانه خستگی درمانگر هست(واقعیت هم دقیقا مشخص نیست ولی یک چیزی بین ایناست)
🔹کسانی که دچار آسیب جدی یا تروما میشن ممکنه این ظرفیت را از دست بدن و هر چیزی را خود واقعیت در نظر بگیرند و در شرایط وخیم تر که در روانپریش ها رایج هست، فرد دچار تفکر عینی گرایانه میشه، مثلا ممکنه اصطلاح وای سرم داره میترکه را واقعا معادل ترکیدن و انفجار سر بدونن و ازش وحشت داشته باشند
Post #4402
5.4K
روانکاوی به زبانساده تروما، ایستادن در «فضاهای میان واقعیتها، بدون از دست دادن هیچیک از آنها» را برای افراد بسیار دشوارتر میسازد برومبرگ
- ❤ 40
- 👍 18