ما بیشتر از آنچه فکر میکنیم، ساختۀ دیگرانیم. ترسهایمان، میل به پذیرفتهشدن، رقابت، عشق، همکاری، حسادت، نیاز به تعلق و حتی بخشی از تصویری که از خودمان داریم، در خلأ شکل نگرفتهاند. انسان در کنار انسانهای دیگر ساخته شده است.
ویلیام فون هیپل در «جهش اجتماعی» به گذشته برمیگردد تا نشان دهد چگونه زندگی گروهی، ذهن و رفتار انسان را تغییر داد و ما را به موجودی تبدیل کرد که برای بقا، بیش از هر چیز به دیگران نیاز داشت. اما کتاب دوم، «پارادکس اجتماعی»، از جایی شروع میشود که ماجرا پیچیدهتر میشود.
جهان مدرن به ما استقلالی داده که نسلهای پیش از ما حتی تصورش را هم نمیکردند. میتوانیم تنها زندگی کنیم، کار کنیم، خرید کنیم، سرگرم شویم و بخش بزرگی از زندگی را بدون ارتباط واقعی با دیگران پیش ببریم. اما مغز ما هنوز همان مغزی است که در دل گروه، قبیله و رابطه شکل گرفته است. اینجاست که پارادوکس آغاز میشود: ما بیش از همیشه مستقل شدهایم، اما شاید بیش از همیشه هم به ارتباط نیاز داشته باشیم.
«جهش اجتماعی» دربارۀ این است که چگونه اجتماع ما را ساخت.
«پارادکس اجتماعی» دربارۀ این است که چه اتفاقی میافتد وقتی از جهانی که برای آن ساخته شدهایم، فاصله میگیریم.
دو کتاب، دو سوی یک پرسش: انسان واقعاً تا کجا میتواند بدون دیگران زندگی کند؟
@nashrenow
Post #7240
990