TGViewer
یادداشت‌های کتابی یادداشت‌های کتابی @mybooknotess · 84 subscribers
Post #344 14
خزانه‌دارِ خزان شاید پناه‌گاهی که قفسه، هنوز هم یه پناه‌گاهه؛ شاید پناه‌گاه‌ها فقط زندان‌های ایمن‌اند.
فکر می‌کنم استخوان‌ها توی آغوش پناهگاه فشرده می‌شن، غم از وجودشون چکه می‌کنه و جا برای صبر پیدا می‌شه؛ اما زندون استخوان‌ها رو می‌شکنه. زندون کاری می‌کنه آدم با عینکی که تکه‌های شکسته‌ش توی چشم فرورفته، دنبال تکه‌شکسته‌های قلبش بگرده.
قفسهٔ کتاب، خونهٔ کتاب‌هاست، پناهگاهشونه. کتاب‌ها بین دست‌های آدم‌ها سفر می‌کنن و در نهایت، توی خونه‌شون آروم می‌گیرن؛ در حالی که هیچ پرنده‌ای توی قفس آروم نیست. قفس خونهٔ پرنده نیست. این سفره که باعث می‌شه پرنده خونه‌ش رو پیدا کنه، اما ازش محرومه؛ پس قفس، زندون پرنده است.
  • ❤ 1
More from @mybooknotess
  1. Oct 7, 2026دعوتِ من بر تو آن شد کایزدت عاشق کناد بر یکی سنگین‌دلِ نامهربان چون خویشتن تا بدانی دردِ ع…
  2. Oct 7, 2026امشب، خیلی دلم شعر می‌خواست. همون لحظه، دوستم ویدیویی دید که آقای رشید کاکاوند داشتن دو بی…
  3. Oct 7, 2026“پرنده‌ی آبی” پرنده‌ای آبی در قلب من است که می‌خواهد بزند بیرون اما به او سخت می‌گیرم می‌گ…
  4. Oct 7, 2026یاد شعر «پرندهٔ آبی» افتادم.
  5. Oct 6, 2026video post
  6. Oct 4, 2026دوستان واقعی کم‌اند خوش به حال دانه‌های برف در فراز در فرود با هم‌اند. • خداحافظی در خیابا…
Threads Profile ViewerView any public Threads profile without an account.Open ThreadLook →Writing with AI? Make it sound human.Metric37 rewrites AI drafts so they read naturally. Free AI detector, 1,500 words free.Try Metric37 →