☰
💎
نحو | صفت مفعولی□ عبارت «
صفت مفعولی» در برابر اصطلاح انگلیسی «past participle» بهکار میرود که در دستور لاتین ریشه دارد و از واژۀ «participalis»، بهمعنای «سهیم شدن» آمده است؛ چرا که صفتهای مفعولی از هر دو مقولۀ فعل و صفت سهمی بردهاند و در ساختار نحوی غالباً بهشکل صفت یا فعل (و گاهی اسم) درمیآیند.
□
پیشتر اشاره کردیم که «صفت مفعولی» نام نامناسب و بلکه گمراهکنندهای برای صورتی از ریشۀ واژگانی است که با
پسوند نمود کامل (ــده/ ــته) همراه میشود و میتواند در نقش صفت، فعل و حتی اسم بنشیند؛ مانند صفت مفعولی «injured» در نمونههای زیر از زبان انگلیسی:
●
Verb:►The athlete has injured his ankle.
●
Adjective:►An injured bird was lying there.
●
Noun:►The injured were taken to the hospital.
□ در فارسی نیز صفت مفعولی، یا دقیقتر بگوییم، صورت نمود کامل ریشه، هر سه مقولهٔ دستوری پیشگفته را میپذیرد و بیرون از بافت نحوی نمیتوان مقولهای برای آن تعیبن کرد (اساساً مقوله متعلق به نحو است، نه واژگان)؛ مانند صفت مفعولی «مرده» در نمونههای زیر:
●
فعل:◄خوشبختانه مجروح این حادثه هنوز نمرده است.
●
صفت:◄برخی از پرندگان جفت مردهٔ خود را رها نمیکنند.
●
اسم:◄در همهگیری طاعون، مردههای خود را میسوزاندند.
□ بههمین ترتیب، صفت مفعولی «آراسته» بیرون از ساحت نحو، مقولهٔ دستوری مشخصی ندارد، اما پس از حضور در ساختار نحوی، به فعل، صفت یا اسم تبدیل میشود.
@MorphoSyntax