☰
🧾 واژهگزینی | تصویب اصطلاح نحوی
▫️در گروه زبانشناسی فرهنگستان زبان و ادب فارسی برای اصطلاح «scrambling» و صورتهای وابسته به آن، معادلگزینی شده است:
▪️scrambling: جایگردانی
▪️scrambled element: عنصر جایگشته
▪️scrambled constituent: سازهٔ جایگشته
▪️scrambling language: زبان جایگردان
▫️از معادلهای رایج برای اصطلاح «scrambling»، عبارت «قلب نحوی» است که هم چندان دقیق نیست، هم برپایهٔ آن نمیتوان واژههای مشتق و مرکب مناسبی تولید کرد. فارسی و ژاپنی از زبانهای جایگردان (= زبانهای دارای فرایند قلب نحوی) هستند.
▫️مثال: در جملهٔ «این فیلم را دوستم هنوز ندیده است»، سازهٔ مفعول مستقیم دستخوش جایگردانی شده است. مبتداسازی و کانونیسازی از گونههای جایگردانی بهشمار میروند.
@MorphoSyntax
Post #222
1.06K

- 👍 8
- ❤ 3
- 👎 1